آل یس

کودک ازاری وآسیب های اجتماعی

کودک ازاری وآسیب های اجتماعی

کودک ازاری وآسیب های اجتماعیكودك آزاری حاصل فرآیند آسیب های اجتماعی و باعث بروز بسیاری از آنهاست.كودك آزاری نوعی تعامل منفی نابرابر است كه كودكان به عنوان قربانیان خاموش و بی پناه و بدون حمایت در یك سوی آن هستند و گاه به دلیل مشكلات روحی و روانی والدین به عنوان سوی دیگر این تعامل و در برخی موارد از روی ناآگاهی و فقر فرهنگی مورد آزار و اذیت و شكنجه قرر می‌گیرند.
آمار فزاینده كودك آزاری و حداقل رشد اخبار آن در صفحات حوادث مطبوعات در سالهای اخیر حاكی از افزایش دامنه بی توجهی به نیازهای كودكان است.
عدم آگاهی والدین از حقوق كودك و احترام به شخصیت این انسانهای كوچك در شكل‌گیری حوادث كودك آزاری دخیل است. عدم ارائه آموزش های لازم قبل و بعد از ازدواج، نبودن فیلترهایی به منظور تعیین صلاحیت والدین در بوجود آوردن و نگهداری فرزند نیز از جمله مواردی است كه در برنامه های فرهنگی، آموزشی و تربیتی دستگاهها مغفول مانده و موجبات كودك آزاری را فراهم كرده است.
برخی از والدین نیز به دلیل وجود مشكلات اقتصادی و گاه ضعف شخصیت دچار ناتوانی در حل مسایل خویش شده و كانون خانواده را به جهنمی برای كودك تبدیل می كنند. آنان خواسته یا ناخواسته ناكامی ها، خشونت ها و زورگویی هایی را كه از دوران طفولیت و جوانی تاكنون تجربه كرده اند، عیناً به كودكان كه فاقد كوچكترین حمایتی هستند، منتقل می كنند. این مسایل حتی گاهی به شكل تنبیهات روحی، جسمی، آزار و اذیت و شكنجه نمود پیدا كرده و در پاره ای موارد منجر به مرگ كودكان شده است.
بنا براین می توان گفت، به همان نسبت كه والدین دارای سلامت روانی و آگاهی موجب شكوفایی و نمو هرچه بهتر كودك می شوند به همان نسبت والدین ناآگاه و دارای فقر فرهنگی و مادی به منزله سمی برای كودك به شمار می روند. در این میان كودكان طلاق در صدر خطرپذیری این آزارها هستند.
علاوه در صورتی كه این كودكان از شانس داشتن والدین ثانوی سالمی برخوردار نباشند، مورد بدترین آزار و شكنجه های روحی و جسمی قرار می گیرند وحتی نشكفته پرپر می شوند.اغلب كودكان آزار دیده، دارای والدینی هستند كه در كودكی مورد آزار والدین یا بستگانشان قرار گرفته اند. برخی از این كودك آزاران حتی مورد تعرض جنسی در دوران كودكی قرار گرفته اند كه خطری بزرگ برای سلامت خانواده و جامعه محسوب می شوند، چون ممكن است این تجربه را به كودكان خود منتقل كنند.
بنا براین بجاست با انجام آزمایشات روانشناختی در كنار سایر آزمایشات معمول پیش و بعد از ازدواج، صلاحیت والدین مورد مداقه قرار گیرد تا از وقوع مشكلات دیگری جلوگیری شود.همچنین آموزش مهارتهای نگهداری و پرورش كودك با تكیه بر مبانی علمی و دینی از سوی دستگاههای متولی و رسانه ها ضروری به نظر می رسد.
پدران و مادران باید بدانند فرزند ودیعه ای الهی در نزد آنهاست كه باید در نگهداری آن كوشا باشند. آنان باید بدین باور برسند كه یك كودك پرورش یافته در خانواده ای ناسالم به معنی جامعه ای توأم با انواع مشكلات و آسیب های اجتماعی است.
اگر پدر و مادری به هر دلیل توان و امكان چنین پرورشی را ندارند و یا باور ندارند كه كودك امانتی است در دست آنان، وظیفه متولیان و مسوولان دستگاههای ذیربط است كه از بروز فجایع مرتبط با كودك آزاری از سوی این افراد ـ به مناسب ـ جلوگیری كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:56  توسط مهدی  | 

شیوع کودک آزاری عاطفی

شیوع کودک آزاری عاطفی

شیوع کودک آزاری عاطفیدر هفته ای كه ۱۶مهرماه در آن به نام روز جهانی كودك نامگذاری شده بود، از طرف سازما ن ها و مراكز مختلف خصوصی و غیرخصوصی برنامه های مختلفی با انگیزه این روز برپا شد. در هركدام از این برنامه ها موضوعی مرتبط با كودكان مدنظر قرار گرفته بود. برخی به برپایی جشن ها و مراسم شاد بر ای كودكان پرداختند، برخی به دنبال شناسایی حقوق كودك و آشنایی آنها با قوانین جهانی بودند و خلاصه این كه روز جهانی كودك بهانه ای شده بود برای برپایی برنامه ای خاص كودكان كه هركدام به نوبه خود دارای ارزش بودند.
سازمان دفاع از قربانیان خشونت نیز این روز را بهانه ای قرار داد برای برپایی كارگاهی به نام كودك آزاری . در این برنامه گروهی از روان شناسان، روان پزشكان، مددكاران و خبرنگاران و برخی فعالان در حوزه حقوق كودكان شركت كردند. دكتر فرید براتی سده، روان شناس و مجری این كارگاه ابتدا به تاریخچه ای از كودك آزاری(Child abuse) در كشور ما كه در دوران پادشاهان قاجار رایج بود و دیگر كشورها اشاره كرد و گفت: این كودك آزاری ها از دوره صفویه آغاز و تا اواخر دوره قاجار ادامه داشت و این مسأله به ویژه در درباریان شیوع گسترده ای داشت و این موارد در حالی بود كه عدم آزار كودكان و رعایت حقوق بچه ها در كلیه ادیان الهی و ارشادات مصلحان بشری مورد تأكید بوده است تا جایی كه در اسلام تأكید شده كه فرزند بر پدر حقوقی دارد كه پدر باید آنها را تأمین كند.
وی همچنین گفت: كودك آزاری در همه جای دنیا وجود دارد و بر اساس گزارش اخیر یونیسف در حال حاضر تعداد ۲۷۵میلیون كودك در جهان در معرض كودك آزاری قرار دارند و سالانه در انگلستان ۸۰ هزار كودك جهت بررسی كودك آزاری و تشكیل پرونده مورد ارزیابی و سنجش و تحقیق قرار می گیرند. به همین دلیل در سال ۱۸۷۴ (۱۲۵۴شمسی) انجمنی در آمریكا به نام انجمن مبارزه با كودك آزاری تشكیل شد و حدود صد سال قبل در فرانسه متخصصی به نام تاردیو كه در پزشكی قانونی آن كشور كار می كرد، سندرمی تحت عنوان سندرم كودك آزاری جسمی به ویژه كودك آزاری جسمی علیه كودكان معلول را گزارش كرد. در انگلستان نیز در سال ۱۸۹۴مجمع ملی پیشگیری از سوءرفتار با كودكان فعالیت خود را آغاز كرد و این در حالی بود كه در آن كشور در سال ۱۸۸۹ اولین قانون حفاظت از كودك یعنی قانون پیشگیری از بدرفتاری با كودك تصویب شده بود.
براتی همچنین گفت: به رغم پیشرفت هایی كه به دست آمده بود تا اوایل قرن بیستم در شناخت و نحوه پاسخ دهی به مسأله كودك آزاری درك درستی حاصل نشد و تنها در قرن بیستم بود كه به علت گسترش بیش از حد كودك آزاری توجه خاصی به آن شد. اما در پاسخ به این سؤال كه مهمترین و شایعترین نوع كودك آزاری در جامعه ما چیست؟ باید گفت: شاید كودك آزاری جسمی یا بدنی به دلیل این كه نمود بیشتری دارد و از طریق رسانه ها مطرح می شود، شایع تر به نظر برسد، اما واقعیت این است كه رایج ترین نوع كودك آزاری در جامعه ما، كودك آزاری عاطفی یا روانی است كه متأسفانه به دلیل پنهان بودن كمتر مورد توجه قرار می گیرد و اثرات جبران ناپذیری بر روی كودكان دارد.
روان شناس و مجری كارگاه كودك آزاری همچنین گفت: مهمترین عواملی كه در جلوگیری از كودك آزاری باید به آن توجه شود، آشنایی خانواده ها و آگاهی دادن و آموزش به آنها در مورد حقوق كودكان است. متأسفانه بیشتر اتفاقات، كودك آزاری به دلیل ناآگاهی والدین و مراقبان كودك اتفاق می افتد و آموزش های بسیار ساده و ابتدایی می تواند از وقوع بسیاری از مشكلات جلوگیری به عمل آورد؛ ضمن این كه خود كودكان نیز باید به حقوق خود آشنا شوند.
براتی در پاسخ به این سؤال كه نحوه شروع و شكل گیری این آموزش باید به چه شكلی باشد، گفت: آموزش كودكان و مربیان از دوران خردسالی با راهكارها و شیوه بیان متناسب سن آنها باید صورت گیرد و از ابزارها و بازی هایی كه به وسیله آن می توان حقوق كودك را آموزش داد، استفاده شود و پس از آن در مقطع ابتدایی باید معلمان آموزش های خاص ببینند تا آموزش های لازم از طریق آنها به كودكان دبستانی منتقل شود و در مقاطع بالاتر راهنمایی و دبیرستان نیز آموزش متناسب سن كودك باشد.
در شیوه های آموزشی می بایست به فرهنگ، آموخته های عرفی و سن كودكان توجه خاصی شود تا مفاهیم كودك آزاری در سنین مختلف به درستی برای آنها تشریح شود.
در كارگاه كودك آزاری تعاریف مختلفی از كودك آزاری مطرح شد. در یكی از این تعاریف آمده است؛ هرگونه آسیب جسمی یا روانی، یا بهره كشی و عدم رسیدگی به نیازهای اساسی افراد زیر ۱۸سال توسط افراد دیگر و به صورتی كه غیرتصادفی نباشد، كودك آزاری تلقی می شود.
در تعریف دوم، كودك آزاری موقعی اتفاق می افتد كه هر عمل قابل اجتناب یا غیرقابل اجتناب بر آسایش و راحتی فیزیكی، روانی یا عاطفی كودك تأثیر نامطلوب بگذارد. در تعریفی دیگر هر عمل سلبی یا ایجابی كه از سوی افراد، نهادها و جامعه سر بزند و یا هرگونه عدم مبادرت به اعمال لازمی كه كودكان را از حقوق برابرشان و آزادی هایشان محروم سازد یا در رشد مطلوب آنان تداخل كند، عمل یا شرایط آزارگرانه نسبت به كودك تلقی می شود.
در این كارگاه همچنین دكتر براتی نشانه های كودك آزاری عاطفی- كه شایع ترین نوع در كشور ما است- را بدین شرح بیان كرد:
۱ - كودك ممكن است گوشه گیر و منزوی شده و نخواهد با هم سن و سالانش قاطی شود و ملاحظه بزرگترها را بكند.
۲ - رفتار توجه طلبانه و یا پرخاشگرانه از قبیل شیطنت و تُخسی مدام، كثافت كاری یا خیس كردن عمدی و از روی قصد، حمله كردن به كودكان دیگر.
۳ - آشفتگی و به هم ریختن الگوهای خورد و خوراك و تغذیه
۴ - كج خلقی و قشقرق های شدید كه متناسب با سن و سال كودك نیست
۵ - پسرفت در جایی كه انتظار می رود كودك مثل كودك رشد كرده ای رفتار كند
۶ - فرار كردن یا مخفی شدن از دیگران
۷ - عملكرد ضعیف تحصیلی یا ناتوانی در انجام تكالیف در مهد، از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس پایین در اثر این موضوع
۸ - بی توجهی به سر و وضع ظاهری خود، مثلاً پوشیدن دایمی یك لباس، امتناع از شانه زدن موی خود
۹ - ابتلا به امراض روان تنی
۱۰ - چسبیدن به بزرگسالان دیگر، ملاحظه زیاد والدین را كردن
۱۱ - رشد نامناسب و نامتوازن
۱۲ - سوءمصرف مواد و الكل
۱۳ - فرار از مدرسه
۱۴ - خودزنی و مضروب ساختن خویش
به طور كلی كودك آزاری عاطفی سوءرفتار عاطفی و روانی مداوم با كودك از نوعی است كه موجب می شود تا رشد هیجانی و عاطفی كودك به شكل شدید و ماندگار تحت تأثیر قرار گیرد.
كارگاه در تعریف كودك آزاری جسمی(بدنی) تأكید كرد این نوع كودك آزاری عبارت است از ضربه زدن، تكان دادن، پرت كردن، مسموم كردن، سوزاندن یا گزیدن، غرق كردن، خفه كردن یا سایر رفتارهای مشابه كه موجب صدمه بدنی به كودك می شوند. صدمه بدنی همچنین در مواقعی هم كه والدین یا مراقبان وانمود می كنند كه علائم بیماری در كودك وجود دارد و یا خود آنها عمداً بیماری را در كودك تحت مراقبتشان ایجاد می كنند نیز روی می دهد.
دكتر فرید براتی سده در تعریف كودك آزاری جنسی گفت: كودك آزاری جنسی عبارت است از مجبور یا راضی كردن كودك یا نوجوان به انجام عمل جنسی، خواه كودك از آنچه روی می دهد آگاه باشد خواه ناآگاه.
آخرین نوع كودك آزاری در این كارگاه هم تحت عنوان غفلت و رهاشدگی كودك مطرح شد كه در این نوع قصور پایدار و مداوم در تأمین نیازهای اساسی فیزیكی یا نیازهای روان شناختی كودك كه احتمالاً در نتیجه آن نقص ها و عوارض جدی در سلامتی یا رشد كودك به وجود می آید. غفلت معمولاً به عدم انجام كاری در مراقبت از كودك اشاره دارد و به صدمه رساندن فعال به كودك به شكلی كه در كودك آزاری جسمی دیده می شود. غفلت، كوتاهی های گاه به گاه والدین در تربیت كودك را در بر نمی گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:56  توسط مهدی  | 

پدران همچنان در صدر آمار کودک آزاری!

پدران همچنان در صدر آمار کودک آزاری!

پدران همچنان در صدر آمار کودک آزاری!● پدران همچنان در صدر آمار کودک آزاری!
تحقیقات نشان داده است بیشتر کودک آزاری‎ها توسط پدران انجام می‎شود. آمارها نشان می‎دهد که «پدران» در صدر افراد آزاررسان به کودک قرار دارند .
بار دیگر کودکی قربانی خشم، کینه و نفرت شد این بار دختر ۳ ساله زیر مشت و لگد‎های ناپدری اش جان سپرد این خبر را روز گذشته خواندید؛ اما واقعا تا کی باید شاهد چنین فجایعی باشیم. هر چند این کودک توسط ناپدری اش از پای درآمد؛ اما تحقیقات نشان داده است بیشتر کودک آزاری‎ها توسط پدران انجام می‎شود. آمارها نشان می‎دهد که «پدران» در صدر افراد آزاررسان به کودک قرار دارند و براین اساس در سال گذشته بیش از ۳۷ درصد کودک آزاری‎های گزارش شده توسط پدر صورت گرفته است.
این درحالی است که پدر در قوانین ایران به عنوان ولی و سرپرست است و به گفته حقوقدانان نگاه مالکیت پدر بر فرزند در قوانین ما حکمفرماست. این نگاه شی گونه سبب شده است که حتی پس از نهادن عنوان جرم عمومی بر کودک آزاری در سال ۸۱ توسط مجلس شورای اسلامی، همچنان پدر از این قانون مستثنی شود.
همچنین درقانون جزای اسلامی ایران آمده است که تنبیه کودک توسط پدر به حد تربیت مجاز است و این درحالی است که قانون فوق مغایر با قوانین حمایتی و کنوانسیون حقوق کودک است که ایران در سال ۷۲ به آن پیوست.
براساس مفاد قانونی برای حد تنبیه هیچ مرز و محدودیتی اشاره نشده و تعیین آن نیز برعهده قضات نهاده شده است.
همچنین در قانون آمده است چنانچه پدر یا جد پدری فرزند خود را به قتل برساند قصاص نمی‎شود بلکه به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می‎شود. برای تشکیل پرونده و رسیدگی به موارد کودک آزاری توسط پدر نیاز به شاکی خصوصی است که در این میان به ندرت خانواده کودک آزار دیده از پدر خانواده که حکم سرپرست و نان آور خانواده را برعهده دارد، شکایت می‎کنند که این خود دلیلی دیگر بر آن شده است که همچنان پدران در صدر کودک‎آزاران قرار گیرند. کودک آزاری به عنوان یک پدیده تابو هر روز بیش از پیش در جامعه رواج پیدا می‎کند و این نشان می‎دهد که قوانین مربوط به این مسئله نتوانسته است اهرمی برای جلوگیری از این پدیده باشند.
ازسوی دیگر قوانین کشور ما تنها در مورد آزارهای جسمی و تعرض جنسی برای فرد مجرم مجازات تعیین کرده است درحالی که کودک آزاری طیف وسیعی ازصدمات روحی و آزارهای جنسی مانند بی‎توجهی، بدرفتاری، ناسزا‎ گفتن به کودک، تحقیرهای روانی یا حتی نشان دادن صحنه‎های مستهجن را شامل می‎شود که مجازاتی برای هیچ یک از این موارد در قانون در نظر گرفته نشده است.
رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در این زمینه گفت: تعریف سازمان بهداشت جهانی از کودک آزاری عبارتند از هرگونه آسیب یا تهدید سلامت جسم، روان، سعادت، رفاه و بهزیستی کودک یا هرگونه کوتاهی و غفلت و انجام هر نوع عملی که موجب آزار جسمی، ذهنی، عاطفی و روانی کودک شده و به رشد و سلامتش ضربه‎زده است.
لیلی ارشد افزود: استثمار کودکان در هر زمینه یا بی‎توجهی به نیازهای جسمی کودک و کودک آزاری روانی همانند فحش، توهین و تبعیض نیز کودک آزاری است در حالی که بسیاری از والدین این موارد را کودک آزاری به شمار نمی‎آورند.
به گفته وی، نوعی دیگر از کودک آزاری سوء استفاده جنسی از کودک یا استفاده از کودکان در قاچاق مواد مخدر است.
وی ادامه داد: یکی از مفاد پیمان نامه حقوق کودک بر تحصیل کودکان تاکید دارد و به همین دلیل ممانعت از تحصیل کودکان نیز نوعی کودک آزاری به شمار می‎رود. هم در قانون اساسی و هم در مفاد آیین نامه حقوق کودک آموزش کودکان تا سنینی اجباری است و این در حالی است که آمار بالایی از کودکان کشور ما به دلیل مشکلات اقتصادی تحصیل نمی‎کنند.
وی تاکید کرد: با توجه به این که در زمینه کودک آزاری اقدامات موثری انجام نشده و از طرفی مشکلات جامعه روز به روز پیچیده تر می‎شود آینده روشنی در این زمینه پیش بینی نمی‎شود.
وی در ارتباط با آمار کودک آزاری در کشور گفت: به دلیل نبود سیستم گزارش دهی در زمینه کودک آزای آمار کلی در این زمینه وجود ندارد؛ اما در سال گذشته ۱۶۵ مورد کودک آزاری به انجمن حمایت از حقوق کودکان گزارش شده است که ۸/۴۳ درصد از کودک مورد آزار قرار گرفته پسر و ۲/۵۶ درصد دختر بوده‎اند.
ارشد افزود: بیشترین آزار کودکان با ۵/۳۷ درصد توسط پدران صورت گرفته است و مادران با ۸/۱۸ درصد رتبه دوم را داشته اند.
وی سایر کودک آزاران را به ترتیب پدر و مادر به طور مشترک با ۸/۱۳ درصد، نامادری ۶/۱۰ درصد، مدیر و معلم ۳/۶ درصد، ناپدری ۴ درصد و ناپدری و نامادری با هم ۷/۳، موسسات نگهداری کننده از کودکان ۵/۲ درصد و مادر و ناپدری ۹/۱ درصد اعلام کرد.
رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان گفت: آمار مربوط به کودک آزاری سال گذشته نشان می‎دهد که بیشترین کودک آزاری با ۶/۷۰ درصد جسمی بوده است که از این میان کتک زدن با کمربند، دست، کابل و سوزاندن بیشترین روش کودک آزاری جسمی کودکان بوده است.
این کارشناس اجتماعی اظهار داشت : سایر کودک آزاری‎ها به شکل ۴/۴ درصد فرار از خانه، ۵/. درصد از موارد اخراج از خانه، ۴/۴ حبس در خانه و حمام، ممانعت از ملاقات با مادر مطلقه ۱/۳ درصد، مسامحه و بی توجهی به نیازهای اساسی کودک ۵/۲ درصد، سوء استفاده از کودکان در تکدی گری و ممانعت از تحصیل ۸/۳ درصد بوده است.
وی با تاکید بر این که آمارهای فوق نشان می‎دهد، بیشترین آزار کودکان در خانه و توسط پدر صورت می‎گیرد، افزود : قوانین ما به نفع کودکان نیست و مالکیت پدر بر کودک وجود دارد در حالی که کودک شی نیست بلکه یک موجود کامل است.
وی تصریح کرد: هر چه میزان سواد والدین بالاتر باشد به دلیل این که والدین بهتر می‎توانند رفتارهای خود را کنترل کنند کودک آزاری کمتر صورت می‎گیرد. این کارشناس امور اجتماعی خاطر نشان کرد : یکی از مشکلات در مسئله کودک آزاری این است که کودک نمی‎تواند به مراجع قضایی یا نیروی انتظامی مراجعه و شکایت کند حتی اگر هم امکان مطرح کردن موضوع از سوی کودک ممکن شود حرف وی مورد استناد دادگاه قرار نمی‎گیرد و این در حالی است که کودکان به درستی می‎توانند مسائل خود را مطرح کنند.
ارشد ادامه داد: چون اغلب پدر و مادر عامل کودک آزاری هستند معمولا از خود یا همسرشان شکایت نمی‎کنند و باید تدبیری اندشیده شود که قوانین بیش از این از کودک حمایت کند.
وی تصریح کرد: پس از ارائه طرح ۱۲ ماده‎ای به مجلس شورای اسلامی کودک آزاری در سال ۸۱ جرم عمومی شناخته شد و یکی از مفاد این طرح این است که هر فردی در جریان کودک آزاری قرار بگیرد ولی آن را گزارش ندهد می‎تواند مورد تعقیب قضایی قرار بگیرد.
وی ادامه داد: برای برخورد با مسئله نیاز به یک سیستم گزارش دهی وجود داشته باشد در بسیاری از موارد پرستاران و پزشکان خود را ملزم به گزارش مواردی که مشکوک به کودک آزاری است نمی‎دانند.
به گفته وی، ماده ۱۹ پیمان نامه حقوق کودک دولت‎ها را موظف می‎کند که از کودکان حمایت کنند و هرگونه بدرفتاری والدین یا سرپرستان را مانع شوند ولی در ایران این اتفاق نمی‎افتد.
وی خاطر نشان کرد: هر کسی که کودک را مورد آزار قرار بدهد باید تحت تعقیب قرار بگیرد ولی بندی از قانون که توسط شورای نگهبان از طرح ۱۲ ماده ای حذف شد، پدر را از این قانون مستثنی کرد و این به این معنی است که برای رسیدگی به این موراد باید شاکی وجود داشته باشد که حتی در آن صورت نیز تنبیه به حد تربیت در قوانین ما مجاز شناخته شده است.
به گفته وی، آنچه مسلم است در تحقیقات علت این که چرا کودکان مورد آزار قرار می‎گیرند مشکلات اقتصادی از جمله بیکاری، عدم مهارت، مهاجرت خانواده‎ها، اعتیاد و نا آگاهی والدین عنوان می‎شود.
وی تاکید کرد: در ماده ۶ کنوانسیون حقوق کودک، حق ذاتی هر کودک برای زندگی به رسمیت شناخته شده است و به کشورهای عضو کنوانسیون توصیه شده است که حداکثر امکانات خود را برای بقای کودکان به کار گیرند.
وی افزود : چگونه است که قوانین ما کودکان را در زمان جنینی مورد حمایت قرار می‎دهد و اجازه سقط جنین به والدین نمی‎دهد ولی در سنین بالاتر این اجازه به پدر وی داده می‎شود.
به گفته این کارشناس کودک آزاری در کشور ایران مربوط به دوره حال نیست و در گذشته نیز به صورت پنهان و تابو وجود داشته است ولی با تلاش کشورهای اروپایی برای مطرح مسئله در ایران نیز این مشکل به صورت علنی مطرح شد. وی تاکید کرد: در کشور ما به همان اندازه ای که قوانین حمایتی در مورد کودکان بسیار کم است قوانینی نیز که در این زمینه وجود دارد به درستی اجرا نمی‎شود.
ارشد افزود: مبارزه با کودک آزاری یک عزم ملی می‎خواهد و یکی از خواسته‎های اساسی برای حمایت از کودکان داشتن نهادی مثل شورای عالی کودک است که جای این شورا، در کشور ما بسیار خالی است.
به گفته وی، زمانی که آمار جمعیت کودکان کشور ما بالاست است و جزو کشورهای جوان به حساب می‎آییم باید نهادی مشخص، برای بررسی همه جانبه مسائل کودکان وجود داشته باشد.
وی گفت: هم اکنون طرحی در این زمینه به مجلس داده شده است ولی هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.
وی یکی از روش‎های کنترل کودک آزاری را آموزش روش‎های فرزند پروری به والدین دانست و افزود: علت موفقیت بسیاری از کشورهایی که توانسته اند کودک آزاری را کنترل کنند این است که شیوه‎های فرزند پروری را والدین آموزش داده اند.
رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان اظهار داشت: حتی تعدادی از والدین به دلیل بیماری‎های روانی اقدام به خشونت می‎کنند ولی هیچ قانونی به ما کمک نمی‎کند که والدین را ملزم کرد برای مداوا به درمانگاه بروند.
وی تاکید کرد : کودکانی که مورد آزار قرار می‎گیرد در بزرگسالانی همواره احساس خلاء خواهند کرد، احساس ناامنی عاطفی و روانی دارند، مسئولیت پذیریشان کم شده و معمولا منزوی و مردم گریز می‎شوند و نمی‎توانند به دیگران محبت کنند، پرخاشگر می‎شوند و کودکانی که آزار می‎بینند در آینده خود آزار رسان می‎شوند.
وی ادامه داد: در ارتباط با این که شیوع کودک آزاری در کشور ما چقدر است هیچ آماری در دست نیست ولی آنچه مسلم است به دلیل مشکلاتی که افراد با پیچیده شدن روابط اجتماعی پیدا می‎کنند این مسئله گسترش پیدا خواهد کرد.
وی گفت: در بسیاری از موارد زمانی که کودک مورد آزار قرار می‎گیرد خانه را ترک می‎کند و در این میان ممکن است مسائلی پیش آید که نتوان جبران کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:55  توسط مهدی  | 

روش های پیشگیری از خشونت علیه کودکان

روش های پیشگیری از خشونت علیه کودکان

روش های پیشگیری از خشونت علیه کودکانپیشگیری از جرم و جنایت رابطه نزدیکی با پیشگیری از خشونت دارد. گروه های در خطر خشونت مثل کودکان و زنان اگر با راه ها و روش های پیشگیری آشنا باشند بهتر می توانند از خود محافظت کنند. مقاله «پیشگیری از خشونت» نوشته «ریچارد ال آرمینگ» و ترجمه دکتر عفت ملک و صدیقه رودباری در نخستین همایش ملی پیشگیری از وقوع جرم ارائه شده بود که در ذیل پاره یی از بخش های مربوط به کودکان و نوجوانان آن منتشر می شود. دومین همایش ملی پیشگیری از جرم روزهای ۱۰ و ۱۱ اسفندماه در تهران برگزار می شود.
بسیاری از مردم اغلب گمان می کنند خشونت مشکل کوچکی است که دیگران را تهدید می کند و برای ایشان خطری محسوب نمی شود. اهمیت این مساله زمانی روشن می شود که بدانیم در ایالات متحده خشونت بیشتر از افرادی که در فعالیت های مجرمانه شرکت دارند، برای افراد بی گناه اتفاق می افتد. خشونت خطری است که همگی ما را تهدید می کند و همگان باید در جلوگیری از آن بکوشند. خشونت بین سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱ ، ۴۷ درصد افزایش داشته است.( برآورد ملی وقوع جرم، ۲۰۰۴) تنها در سال ۱۹۹۰ حدود ۷/۱ میلیون فقره خشونت شدید رخ داده است و آمار قتل در سال ۱۹۹۱ به اوج میزان خود یعنی بیش از ۲۴ هزار مورد رسید. ضرورت این نکته روشن شده است که برای جلوگیری از روند رو به رشد خشونت باید کاری صورت بگیرد. مسلماً رشد آماری بروز خشونت باعث شکل گیری یک رشته اقدامات ضدخشونت شد که تاکنون ادامه یافته است. جرائم خشونت بار از سال ۱۹۹۴ به این سو، به طور پیوسته در حال کاهش بوده و در سال ۲۰۰۲ به پایین ترین حد ممکن رسیده است.
● پیشگیری از خشونت جوانان و کودکان
به موضوع پیشگیری از خشونت توسط جوانان و پیشگیری از خشونت علیه جوانان بسیار پرداخته شده است و چنین نیز باید باشد. جوانان نه تنها بیشتر در معرض خشونت قرار می گیرند، بلکه افراد در ۱۲ تا ۲۴سالگی نسبت به سایر جمعیت تمایل بیشتری به خشونت دارند (تحقیق ملی جرم، سال ۲۰۰۲) مرکز ملی کنترل و پیشگیری از آسیب(۲۰۰۴) خودکشی را عامل اصلی مرگ آفریقایی - امریکایی های بین ۱۰ تا ۲۴ ساله معرفی کرده است. بیش از ۷۵۰ هزار جوان در این محدوده سنی در سال ۲۰۰۴ به دلیل صدمات ناشی از خشونت در اورژانس بیمارستان ها بستری شده اند. به دلیل بروز چنین وقایع هشداردهنده یی طرح های ملی و محلی بسیاری طی سالیان ایجاد شده اند. افرادی که به درستی روش کار این برنامه ها را درک نکرده اند، ناعادلانه برخی از آنان را نقد می کنند. اینکه برنامه یی موفق به تحقق یک یا چندین هدف اصلی خود نشده است، دلیل عدم موفقیت آن نیست.
از هر که برنامه جدیدی به کمک بودجه دولتی طرح کرده است، بپرسید احتمالاً به شما خواهد گفت اغلب برنامه هایی که برای هدف خاصی طرح ریزی می شوند سهواً منجر به رسیدن به نتیجه یی کاملاً غیرمنتظره ولی همان قدر ارزشمند خواهند شد. این درست همان اتفاقی است که در برنامه آموزشی مبارزه علیه مواد مخدر (DARE) رخ داد. محققان قادر نیستند موضوعی غیرواقعی را اثبات کنند - که از آن پیشگیری شده و هرگز اتفاق نیفتاده است - ولی هنگام ارزیابی این برنامه ها باید همه نتایج را بررسی کرد. به طور مثال از برنامه DARE می توان چنین استنباط کرد که نتیجه پیش بینی شده یی که به دست آمد این بود که احتمال تاثیر پذیری و اعتماد دانش آموزان به ماموران پلیس و افزایش میزان اطلاعات ایشان نسبت به مضرات مواد مخدر از طریق پلیس، بیشتر است. برنامه های پیشگیری از جرم جوانان دارای جنبه های مختلفی بوده و اغلب، اساس آنها آموزش است. در این بخش تلاش می کنیم چندین مرحله را که هنگام طرح ریزی برنامه های پیشگیری از جرم در نظر گرفته می شود، به طور کلی بررسی کنیم. یکی از ابتدایی ترین مراحل هنگام طرح ریزی یک برنامه پیشگیری، شناسایی عوامل خطری است که جوانان با آن مواجه هستند. باید بدانیم که جوانان به دلایل مختلفی خشونت بار رفتار کرده یا مورد خشونت قرار می گیرند. برخی از این دلایل نداشتن مهارت های اجتماعی، شیوه های تربیتی والدین، محیط خانواده، وضعیت اقتصادی خانواده یا استفاده از مواد مخدر است. جالب توجه است که هم گذشت زمان و هم بررسی محققان ثابت کرده است عوامل خطری که سبب بروز خشونت در جوانان می شوند، همان عوامل خطری هستند که باعث می شوند گروهی دیگر به صورت طولانی مدت قربانی خشونت شوند. در واقع بدون انجام تحلیلی عمیق از نظریه های پیرامون جرم و تخلف باید بدانیم در حقیقت بین عوامل خطر و موارد خشونت رابطه یی وجود دارد و در نتیجه این عوامل بخش کلیدی هر برنامه پیشگیری از جرم هستند، به همین دلیل مشارکت از اهمیت ویژه یی در یک برنامه موفق برخوردار است. مکان هایی چون موسسه های جوانان در امریکا، مدارس محلی و برنامه های توسعه در جامعه، عوامل خطر مختلف را از راه های مختلفی هدف قرار می دهند.
راه های برخورد با خشونت باید آموزش داده شده، سرمشق واقع شده و تقویت شوند، مطمئناً عوامل اجرایی قانون به تنهایی برای کنترل این امر به اندازه کافی توانمند نیستند. ماموران پلیس می توانند به عنوان یک کاتالیزور عمل کنند ولی عوامل بسیاری وجود دارند که می توانند در موفقیت یک برنامه پیشگیری از خشونت جوانان موثر باشند. برخی از این برنامه ها نقش هدایتی و الگوسازی از رفتارهای مثبت دارند و برخی دیگر مهارت های حل اختلاف را آموزش می دهند و بقیه مسوول ایجاد محیط امن و مثبتی هستند تا جوانان بتوانند خارج از خانه اوقات خود را بگذرانند. مشارکت تمامی این قسمت ها لازم است. نقش مسوولان پلیس پیشگیری از جرم هماهنگ سازی این تلاش ها و تسهیل شرکت جوانان در سن خطر، در شرکت در چنین برنامه هایی از طریق ارتباط با دادگاه یا سایر روش ها است. مسوولان با فراهم ساختن اطلاعات ارزشمند برای جوانان و والدین و آموزش مهارت های حل اختلاف در جهت تغییر رفتارهایی که منجر به خشونت، قلدرمنشی، خشونت به صورت دسته های خرابکاران، اعتیاد، جرائم اینترنتی و سایر موارد مربوط به خشونت می شوند، در جنبه آموزشی شرکت دارند. نقش بسیار مهم دیگر مسوولان برقراری امنیت در محیط آموزشی و بازرسی های امنیتی است. چنین بازرسی هایی توسط افرادی انجام می شود که در زمینه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) آموزش دیده اند تا موارد مکانی و محیطی که محیط آموزشی و اطراف آن را مستعد بروز خشونت می کنند، شناسایی کنند. سپس مامور آموزش دیده پیشنهادهای مناسبی را مطرح می کند تا تغییراتی صورت بگیرد که عوامل مستعدکننده را کاهش می دهد. هر ایالت و نظام آموزشی آن نیازمند تغییرات متفاوتی است، ممکن است متفاوت از یکدیگر باشند.
فهرستی از نکاتی را که مسوولان ممکن است در ارائه طرح ها یا توسعه برنامه های خود برای مولفان نیاز داشته باشند، گردآوری کرده ام.
▪ به کودکان اسم کامل، آدرس و شماره تلفن خود را بدهید.
▪ به کودکان آموزش بدهید تا بتوانند شماره ۱۱۰ را در صورت نیاز شماره گیری کنند.
▪ به کودکان بیاموزید هنگامی که در یک فروشگاه یا مرکز خرید از والدین جدا می شوند، نزد کارمند فروشگاه یا مامور امنیتی یا یک افسر پلیس بروند.
▪ به همه کودکان بیاموزید نباید با افراد غریبه صحبت کنند یا از آنها هدیه یی قبول کنند، حتی اگر رفتار خیلی خوبی با آنان داشته باشند.
▪ به والدین آموزش دهید کلمه رمزی برای کودکان خود داشته باشند که شخصی که دنبال کودکان می رود آن کلمه را بداند. به کودکان بیاموزید اگر آن شخص کلمه رمز را نداند، نباید به او نزدیک شوند یا با او بروند، حتی اگر اسم او را بدانند، بعد از استفاده باید کلمه رمز را تغییر داد.
▪ به کودکان بیاموزید فاصله خود را با ماشین هایی که به آنها نزدیک می شوند، حفظ کنند. اگر برنامه سیستم فضای امنیتی برای خانه دارید به کودکان بیاموزید برای کمک، با مرکز آن برنامه تماس بگیرند.
▪ به کودکان بیاموزید بعد از ورود به یک خانه خالی به سرعت درها را قفل کرده و با والدین خود یا افرادی که والدین به آنها مسوولیت داده اند، تماس بگیرند و بگویند در خانه هستند. والدین و کودکان باید برنامه ریزی کنند در صورتی که کودک وارد خانه شد و در باز بود و چیزی مشکوک به نظر می رسید، باید کجا برود.
▪ به کودکان بیاموزید هرگز پشت تلفن، روی شبکه اینترنت یا پشت در خانه به کسی نگویند در خانه تنها هستند و در را به روی کسی که نمی شناسند، باز نکنند. روش هایی را تمرین کنید که وانمود کند کودک در خانه تنها نیست، مثلاً پشت تلفن بگوید؛ «مادر در حمام است، گفت شما بعداً تماس بگیرید.»
▪ با مدرسه هماهنگ کنید آیا برنامه خارج از مدرسه دارد یا خیر، تا چنین کودکانی بتوانند به جای رفتن به خانه تا زمانی که کسی به دنبال شان می رود، در مدرسه بمانند. این روش بسیار خوبی برای پرداختن به مسائل اجتماعی است که احتمالاً به تمایل به بروز خشونت و جرم در آینده مربوط می شود.
▪ هنگام بازی بیرون از خانه حتی در حیاط خانه، کودکان نباید قوانین امنیتی را نادیده بگیرند.
▪ به کودکان بیاموزید به احساسات خود اعتماد کنند. اگر احساس می کنند چیزی نادرست یا ناامن است باید از آنجا دور شده و به یک مسوول اطلاع بدهند. به فرزندان خود بیاموزید اگر شخصی سعی در ربودن آنان کرد یا آنان را طوری لمس کرد که احساس ناامنی کردند یا سعی کرد به زور آنها را وارد ماشین کند، می توانند جیغ بکشند و فرار کنند.
▪ اگر والدین برای انجام کار کوتاهی در فروشگاهی کودک را در ماشین می گذارند، باید درها را قفل کنند، کلید را خارج کرده و آن را با خود ببرند. به کودکان بگویید نباید در را برای هیچ کس به غیر از والدین خود یا همراه والدین خود باز کنند.
▪ به والدین اهمیت بررسی معرفان پرستاران بچه، بررسی فعالیت های روزانه پرستار با بچه و آشنایی آنها با معلمان و قوانین مدرسه را آموزش دهید.
▪ والدین باید همیشه جدیدترین و به روزترین عکس های فرزندان خود را داشته باشند و مشخصه های کودک خود را از قبیل خال یا علائم مادرزادی، جای زخم و گروه خونی آنها بدانند.
▪ به کودکان بیاموزید حق دارند هنگام عوض کردن لباس یا استفاده از توالت تنها باشند.
▪ به والدین تاکید کنید اگر به سوءاستفاده از فرزندشان مشکوک هستند، حتی اگر مطمئن نیستند «چیزی وجود دارد»، باید به پلیس، مدرسه یا به صورت بی نام به سرویس های حفاظتی کودکان اطلاع دهند.
● متجاوزان جنسی روی شبکه اینترنت
متجاوزان جنسی دیگر در سایه های پارک ها و زمین های بازی کمین نمی کنند، امروزه والدین و بچه ها آنها را به خانه دعوت می کنند. متجاوزان با ایجاد یک نقاب دیجیتالی آزادانه و بی نام ارتباط برقرار می کنند. شخصی که میل جنسی به کودکان دارد روی شبکه اینترنت به زور یا تهدید متوسل نمی شود. او به راحتی رابطه یی ایجاد کرده و با صرف مدتی زمان، کودکان را می فریبد. برخی تحقیقات نشان داده است از هر پنج کودک، یک کودک روی اینترنت فعالیت نامناسب جنسی شده است. (فینکلهر، ۲۰۰۴) بدتر اینکه بسیاری از اوقات والدین نسبت به چیزی که در حال وقوع است، بی توجه اند. اغلب کامپیوتر در اتاق کودکان است بدون اینکه والدین کنترلی روی آن داشته باشند و بدون اینکه از نرم افزارهای فیلترینگ استفاده کنند، حتی اگر این نرم افزارها به صورت رایگان در دسترس باشد. توصیه هایی که برای این نوع جرائم فریبکارانه داده می شود، در واقع همان هایی است که برای متجاوزان در زمین های بازی داده می شود. برخی از نکاتی که برای استفاده مسوولان جهت جلوگیری از اینکه اینترنت دری باشد به اتاق یک کودک عبارتند از؛
▪ به فرزندان خود اجازه ندهید هنگام ورود به سایت های اینترنتی و چت روم ها (اتاق های گفت وگو) مشخصات شخصی پر کنند. افرادی که میل جنسی به کودکان دارند، می توانند با دسترسی به این اطلاعات و شناسایی جنس، سن و علائق فرزندان تان مشخصاتی مشابه آن برای خود ایجاد کرده و از این طریق به آنها نزدیک شوند.
▪ کامپیوتری را که به شبکه اینترنت متصل است، در اتاق نشیمن یا آشپزخانه یا مکانی بگذارید که استفاده خصوصی از آن محدود باشد. ما به عنوان یک همراه بر فیلمی که فرزندان مان نگاه می کنند یا موسیقی که گوش می کنند، نظارت می کنیم. همچنین باید بر سایت ها و چت روم هایی که وارد می شوند، نظارت داشته باشیم.
▪ از امکان کنترل والدین که سرویس خدمات اینترنتی ارائه می دهد، استفاده کنید. اگر طرز کار آن را بلد نیستید با خدمات اینترنت تماس گرفته و دستورالعمل را از آنها بپرسید. اگر فرزند شما واقعاً برای انجام فعالیت های درسی خود نیاز به دسترسی به سایتی دارد، کلمه عبور را برایش باز کرده و اجازه بدهید تحقیق خود را در خانه و تحت نظارت شما انجام دهد.
▪ نرم افزارهای فیلترینگی خریداری کنید که سایت ها و الفاظ خاصی را مسدود می کند. والدین می توانند روی شبکه اینترنت فهرستی از انواع مختلف نرم افزارهای فیلترینگ و قیمت های مربوط به آنها را بیابند. برخی از این نرم افزارها از طریق یک سرور دیگر فیلترینگ را انجام می دهند و بقیه سایت ها را مسدود می کنند. نرم افزارهای «ضدجاسوسی» نیز به والدین این امکان را می دهند که سایت هایی را که فرزندشان وارد آنها می شود، بدون اینکه خود او متوجه باشد کنترل کرده و ردپای دیجیتالی او را تعقیب کنند.
▪ یک ابزار عالی پیشگیری، آشنایی والدین با زبان مخفف ها است که بچه ها و کاربران اینترنت آن را به کار می برند. به طور مثال اگر یکی از والدین از کنار فرزندش که در حال چت کردن است عبور کند، خوب است بداند کلمه «Pos» یعنی پدر یا مادرم بالای سرم ایستاده است. اینکه چیزی را مخفی می کنند، ممکن است رفتار طبیعی یک نوجوان باشد ولی حداقل این ایده را به شما می دهد تا بعد موضوع را بررسی کنید.
▪ به فرزندان تان بیاموزید مردم چطور می توانند روی اینترنت وانمود کنند فردی دیگر هستند و چیزها همیشه آن طور نیست که به نظر می رسد.
▪ به فرزندان تان بیاموزید هرگز نام، شماره تلفن، آدرس، نام مدرسه یا اطلاعات راجع به والدین خود را به کسی که رودررو با او صحبت نکرده اند، ندهند.
▪ فرزندتان را از فرستادن عکس خود به دوستانش روی اینترنت منع کنید، مگر اینکه والدین اجازه داده باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:55  توسط مهدی  | 

بررسی رابطه ی بدرفتاری جسمانی در دوران کودکی با عزت نفس در بزرگسالی در دانشجویان دانشگاه

بررسی رابطه ی بدرفتاری جسمانی در دوران کودکی با عزت نفس در بزرگسالی در دانشجویان دانشگاه

بررسی رابطه ی بدرفتاری جسمانی در دوران کودکی با عزت نفس در بزرگسالی در دانشجویان دانشگاه● مقدمه :
كودك آزاری عبارت است از اعمال هرگونه بدرفتاری نسبت به كودك كه عموما توسط والدین و دیگر مراقبت كنندگان صورت می گیرد و شامل انواع بدرفتاری جسمانی. عاطفی . جنسی . غفلت ورزیدن و شاهد خشونت خانگی بودن است ( هیگینس و مك كیب ‎‎‎‎‎‎, ۲۰۰۰) .
بررسی ها نشان داده است قربانیان كودك آزاری در سنین بزرگسالی از مشكلات روانی متعددی رنج می برند, به عبارت دیگر مورد بد رفتاری واقع شدن در دوران كودكی باعث به خطر افتادن سلامت روانی در بزرگسالی می گردد( ارایس,۲۰۰۴) .
مطالعات دیگری نیز به رابطه ی بین بدرفتاری در كودكی و عزت نفس پایین , خود پنداره ضعیف و عدم اعتماد به نفس در بزرگسالـــی اشا ره دارنـــد. نتایــج مطالعات بسیاری حاكی از آن است كه قربانیان كودك آزاری در مقایسه با افرادی كه چنین تجربه ای نداشتند , از عزت نفس كافی برخوردارند( ایسارانورگ و همكاران . ۲۰۰۲- دانز و میلر. ۱۹۹۸) .
مطالعه حاضر برای بررسی بدرفتاری در دوران كودكی و عزت نفس در بزرگسالی در دانشجویان دانشگاه انجام شده است .
● روش :
مطالعه حاضر از نوع علی - مقایسه ای بود كه رابطه ی بین بد رفتاری جسمانی در دوران كودكی و عزت نفس در بزرگسالی را مورد بررسی قرار می دهد. از بین ۸۰۰ دانشجوی در حال تحصیل در رشته روان شناسی بالینی دانشگاه آزاد واحد تنكابن , ۱۰۰ دانشجو كه سابقه ای از بدرفتاری جسمانی در دوران كودكی راداشتند, به عنوان نمونه انتخاب شدند , این عده با ۱۰۰ دانشجوی دیگر كه از نظر سن , جنس , و رشته تحصیلی با گروه مورد بررسی مشابه اما فاقد سابقه بدرفتاری بودند, مقایسه شدند.
هر دو گروه پرسشنامه های جمعیت شناختی و پرسشنامه عزت نفس كوپراسمیت را تكمیل كردند. به عـــلاوه برای سنجش بدرفتاری جسمانی در دوران كودكی از پرسشنامه خود سنجی استفاده شد. اعتبار صوری این پرسشنامه به تایید اساتید روان پزشكـــــــی رسیده و پایا یی آن بر روی یك مطالعه بر روی جمعیت دانشجویی در حد ۸۶% گزارش شده است .
‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‎‎پرسشنامه عزت نفس كوپر اسمیت دارای ۵۸ ماده است كه انواع عزت نفس اجتماعی , خانوادگی و تحصیلی را می سنجد .
روایی و پایایی این ابزار نیز در بررسی های مختلفی در ایران به تایید رسیده است . داده ها با بهره گیری از آزمونهای تی و خی دو تجزیه و تحلیل گردیدند.
● یافته ها :
از ۲۰۰ دانشجوی مورد بررسی ۶۶% زن و ۳۴% مرد بودند. محدوده سنی آنها بین ۱۹ تا ۳۰ سال قرار داشت و میانگین سنی شان ۱۶, ۲۰ سال بود. یافته های به دست آمده نشان داد كه میانگین نمره دانشجویان با سابقه بدرفتاری دردوران كودكی , در پرسشنامه ی عزت نفس برابر ۲۸,۲۶ و میانگین نمــــــره دانشجویان بدون سابقه بدرفتاری برابر ۵۳,۳۸ بوده است . مقایسه میانگین ها به كمك آزمون تی معلوم ساخت كه تفاوت دو گروه از لحاظ آماری معنـــادار بوده است .
مقایسه میانگین نمرات دانشجویان در پرشنامه عزت نفس كوپر اسمیت بر حسب جنس نشان داد كه میانگین نمرات پســــران برابــر ۱۴, ۳۶ و میانگین نمره دختران ۸۰, ۲۸ بوده است كه این تفاوت هم از نظر آماری معنا دار است .
● بحث و تفسیر :
نتایج به دست آمده حاكی از آن است كه قربانیان بدرفتاری جسمانی در كودكی , از عزت نفس كمتری نسبت به افراد عادی در بزرگسالی برخــــــــــوردار هستند. این یافته با نتایج مطالعات حاج - یحیا ( ۲۰۰۱) , فرگوسن و هور وود ( ۱۹۹۸) , لوپز و هفر ( ۱۹۹۸) , مبنی بر اینكه تجربه ی بدرفتاری جسمانــی در كودكی , با عزت نفس پایین در بزرگسالی همراه است , مطابقت دارد. نتایج مطالعه حاضر همچنین نشان داد كه قربانی بدرفتاری در دوران كودكی , نسبت به پسران قربانی بدرفتاری , در بزرگسالی از عزت نفس كمتری برخوردادند . این یافته های نیز با نتایج مطالعات ارایس ۲۰۰۴ , هیــــگینس و مك كیب ۲۰۰۰, دانز و میلر۱۹۹۸, همسو و هماهنگ بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:55  توسط مهدی  | 

کودکان‌ ایران‌ مورد توجه‌ قاچاقچیان‌ جهانی‌

کودکان‌ ایران‌ مورد توجه‌ قاچاقچیان‌ جهانی‌

کودکان‌ ایران‌ مورد توجه‌ قاچاقچیان‌ جهانی‌تغییر و تحول‌ در جوامع‌ بشری‌ همواره‌ همراه‌ با سازندگی‌ و تخریب‌ بوده‌ است‌. هیچ‌گاه‌ تحولات‌ شکل‌ گرفته‌ از سوی‌ بشر بطور قطعی‌ آثار مثبت‌ یا منفی‌ نداشته‌ است‌. آدمیان‌ همواره‌ در حال‌ تغییر در درون‌ و پیرامون‌ خویشند. این‌ تغییرات‌ در محیط‌ پیرامون‌ آنان‌ در طول‌ تاریخ‌، جوامع‌ بشری‌ را تحت‌ تاثیر قرار داده‌ است‌.
تغییرات‌ و بحران‌هایی‌ که‌ در اثر پیشرفت‌ و پیچیده‌تر شدن‌ تعاملات‌ اجتماعی‌ در جوامع‌ امروز رخ‌ می‌دهد، تاثیر بسزایی‌ برکودکان‌ و نوجوانان‌ و رفتار آنان‌ می‌گذارد.
توسعه‌ شهرنشینی‌، سیل‌ مهاجرت‌ به‌ سوی‌ شهرهای‌ بزرگ‌، میل‌ به‌ رفاه‌ و برخورداری‌ از مظاهر تمدن‌ شهری‌، نبود امکانات‌ و اعتبارات‌ کافی‌ برای‌ بهسازی‌ و وجود اختلاف‌ طبقاتی‌ جوامع‌ را به‌ پدیده‌های‌ سوء اجتماعی‌ سوق‌ داده‌ که‌ از جمله‌ آنها می‌توان‌ به‌ ترویج‌ و گسترش‌ فساد، تبهکاری‌، اعتیاد و بسیاری‌ از ناهنجاری‌های‌ دیگر در کودکان‌ و نوجوانان‌ اشاره‌ کرد. هم‌اکنون‌ بحران‌هایی‌ از قبیل‌ کودک‌ آزاری‌، قاچاق‌ کودکان‌ و پدیده‌ نوظهور کودکان‌ کار (بخصوص‌ در ایران) حکایت‌ از رشد فزاینده‌ این‌ معضلات‌ اجتماعی‌ دارد.
بااینکه‌ نزدیک‌ به‌ سه‌ دهه‌ از تصویب‌ کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌ می‌گذرد، دولت‌ها هنوز در رابطه‌ با کودکان‌، مشکلات‌ آنان‌ و دور نمای‌ آینده‌ آنان‌ در فراهم‌ ساختن‌ شرایط‌ عادلانه‌ به‌ موفقیت‌ چندانی‌ دست‌ نیافته‌اند.
● اقدامات‌ حمایتی‌
هرساله‌ عده‌ زیادی‌ کودک‌ در سراسر جهان‌ مورد آزار و سوءاستفاده‌ قرار می‌گیرند. شیوه‌های‌ کودک‌ آزاری‌ در کشورهای‌ مختلف‌ متفاوت‌ است‌ اما کلیت‌ آن‌ مشابه‌ است‌. از نظر صندوق‌ حمایت‌ از کودکان‌ سازمان‌ ملل‌ قاچاق‌ و کار کودکان‌ نوعی‌ کودک‌ آزاری‌ است‌. صندوق‌ حمایت‌ از کودکان‌ سازمان‌ ملل‌، یونیسف‌ از جمله‌ اقداماتی‌ که‌ در زمینه‌ مبارزات‌ با بهره‌کشی‌ کودکان‌ انجام‌ داده‌، تصویب‌ کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌ است‌. این‌ کنوانسیون‌ به‌ امضای‌ تمامی‌ کشورهای‌ دنیا به‌ جز امریکا رسیده‌ است‌ و کشورهای‌ عضو را ملزم‌ می‌کند که‌ برای‌ تضمین‌ حقوق‌ کودکان‌ اقدامات‌ پیشگیرانه‌ وسیعی‌ را انجام‌ دهند. یونیسف‌ همچنین‌ دو الحاقیه‌ برای‌ مبارزه‌ با بهره‌کشی‌، هرزه‌نگاری‌ و کودکان‌ جنگ‌ به‌ این‌ کنوانسیون‌ اضافه‌ کرده‌ است‌.
پیام‌ ابوطالبی‌ عضو کانون‌ وکلای‌ مرکز در این‌ باره‌ می‌گوید: ماده‌های‌ قانونی‌ این‌ کنوانسیون‌ کشور ما را ملزم‌ به‌ پایبند بودن‌ و رعایت‌ آن‌ می‌کند. در واقع‌ هر کشور با توجه‌ به‌ مواد ذکر شده‌ در کنوانسیون‌ باید قوانین‌ اجرایی‌ خود را با کنوانسیون‌ مذکور هماهنگ‌ سازد. برای‌ نمونه‌ در ماده‌ ۳۴ این‌ کنوانسیون‌، کشور ما به‌ حمایت‌ از کودکان‌ در مقابل‌ عملیات‌ غیرقانونی‌ و بهره‌کشی‌ از جمله‌ فحشا و تهیه‌ صور قبیحه‌ از آنها ملزم‌ شده‌است‌. در ماده‌ ۳۵ نیز بر حمایت‌ از کودکان‌ در مقابل‌ ربوده‌ شدن‌ و فروش‌ قاچاق‌ آنها تصریح‌ شده‌ است‌.
این‌ کارشناس‌ حقوقی‌ ادامه‌ می‌دهد: کشورهای‌ امضا کننده‌ این‌ کنوانسیون‌ باید قوانین‌ ملی‌ و جاری‌ خود را براساس‌ مقررات‌ کنوانسیون‌ و در رابطه‌ با حمایت‌ از کودکان‌ در کلیه‌ موارد تنظیم‌ کنند.
از سوی‌ دیگر صندوق‌ کمک‌ به‌ کودکان‌ سازمان‌ ملل‌ (یونیسف‌) با استفاده‌ از کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌، چارچوبی‌ را برای‌ چگونگی‌ حمایت‌ از کودکان‌ فراهم‌ کرده‌ است‌. یونیسف‌ سعی‌ دارد اعضای‌ کمیته‌های‌ خود که‌ رهبران‌ مذهبی‌ و مسوولان‌ بهداشت‌ را نیز شامل‌ می‌شود، در زمینه‌ نقشی‌ که‌ در حمایت‌ از حقوق‌ کودکان‌ دارند آموزش‌ دهد. برای‌ نمونه‌ در ۲۶ اوت‌ ۱۹۹۶ به‌ دعوت‌ یونیسف‌، نمایندگان‌ ۲۲ کشور در استکهلم‌ گردهم‌ آمدند و برای‌ اولین‌ بار متعهد شدند براساس‌ الحاقیه‌ کنوانسیون‌ با فحشا، پورنوگرافی‌ و قاچاق‌ کودکان‌ مبارزه‌ کنند.
● ضعف‌ قوانین‌ قضایی‌
کارشناسان‌ حقوقی‌ ایران‌ معتقدند نظام‌ قضایی‌ کشورمان‌ در برابر حمایت‌ از حقوق‌ کودک‌ کاستی‌های‌ زیادی‌ دارد. نبود قوانین‌ اجرایی‌ شفاف‌ سبب‌ شده‌ تا ضابطان‌ قضایی‌ نتوانند برخوردی‌ قاطعانه‌ با موارد گوناگون‌ کودک‌ آزاری‌ انجام‌ دهند. از سوی‌ دیگر خلاهای‌ قانونی‌ در بسیاری‌ مواقع‌ موجب‌ شده‌ تا مسئولان‌ قضایی‌ توان‌ اجرای‌ قوانین‌ پیشگیرانه‌ را نداشته‌ باشند.
دکتر علیرضا صالحی‌ حقوقدان‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: در نظام‌ قضایی‌ ایران‌ قوانین‌ عموماً حول‌ محور قاچاق‌ ارز، مواد مخدر، کالای‌ تجاری‌، اسلحه‌ و دارو حرکت‌ کرده‌ است‌. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ هنوز قوانین‌ مشخصی‌ با هدف‌ مبارزه‌ با قاچاق‌ انسان‌ بویژه‌ کودکان‌ به‌ منصه‌ ظهور نرسیده‌ است‌.
وی‌ می‌افزاید: قوانین‌ جزایی‌ ایران‌ در مورد جلوگیری‌ از سوءاستفاده‌ کودکان‌، کودک‌آزاری‌ توسط‌ والدین‌ و آشنایان‌ و اغیار، همچنین‌ قاچاق‌ کودکان‌ سکوت‌ اختیار کرده‌ است‌. در حالی‌که‌ کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌ و قوانین‌ بین‌المللی‌ بویژه‌ در کشورهای‌ اروپایی‌ مباحث‌ عمده‌یی‌ را به‌ این‌ موضوع‌ اختصاص‌ داده‌اند.
در کشورهای‌ پیشرفته‌ دنیا هرساله‌ قوانین‌ جدید و به‌ روز برای‌ حمایت‌ بیشتر از کودکان‌ به‌ تصویب‌ می‌رسد. همچنین‌ بسیاری‌ از اجلاس‌ دولت‌های‌ عضو کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌ برای‌ بررسی‌ مشکلات‌ و موانع‌ حمایتی‌ از حقوق‌ کودکان‌ نیز در این‌ کشورها برگزار می‌شود. از این‌ رو می‌توان‌ شاهد اعمال‌ قوانین‌ پیشگیرانه‌تر در جهت‌ دفاع‌ از حقوق‌ کودکان‌ در این‌ کشورها باشیم‌.
صالحی‌ از افزایش‌ روز افزون‌ نقض‌ حقوق‌ کودکان‌ در ایران‌ ابراز نگرانی‌ کرده‌ و هشدار می‌دهد: ضعف‌ قانون‌ و جذابیت‌های‌ سوءاستفاده‌ از کودکان‌ برای‌ باندهای‌ تبهکار تا آنجا پیش‌ رفته‌ که‌ بتدریج‌ علاوه‌ بر باندهای‌ موجود در داخل‌ کشور قاچاقچیان‌ خارجی‌ نیز، متوجه‌ بازار ایران‌ شده‌اند. خلا وجود قانون‌ خاص‌ و مجازات‌ مشخا مزید برعلت‌ شده‌ است‌ تا بسیاری‌ براین‌ معامله‌ پرسود روی‌ خوش‌ نشان‌ دهند.
این‌ حقوقدان‌ با انتقاد از شروط‌ ایران‌ برای‌ پیوستن‌ به‌ کنوانسیون‌ حقوق‌ کودک‌ می‌گوید: چنانچه‌ دولت‌ همانند گذشته‌ در مورد این‌ موضوع‌ اهمال‌ کند در آینده‌یی‌ نزدیک‌ قادر به‌ احقاق‌ حق‌ و عدالت‌ نبوده‌ و این‌ امر سبب‌ سوءاستفاده‌ بیشتر از کودکان‌ در جامعه‌ و بی‌اعتمادی‌ افراد نسبت‌ به‌ مقامات‌ دولتی‌ خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:54  توسط مهدی  | 

رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما

رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما


هرچند که در روزهای اخیر وقوع معضل زشت کودک آزاری جسمی با واکنش افکار عمومی و رسانه همراه بوده اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما

عنوان: اخبار حوادث را که که مرور کنیم پر از حوادث کوچک و بزرگی است که قربانیان کوچکی دارد. تجاوزهای زنجیره ای، دزدی، گروگانگیری، معلمانی که ضربه خط کششان می‌ توان دانش آموزی را برای همیشه خاموش کند. اما داستان آزار کودکان به همین جا ختم نمی‌شود.

محمد طاهری روانشناس کودک اعتقاد دارد، کودک آزاری عاطفی شایع تر از کودک آزاری جسمی‌در کشور است و کودک آزاری جسمی‌یا بدنی به دلیل این که نمود بیشتری دارد و از طریق رسانه‌ها مطرح می‌شود، شایع تر به نظر برسد، اما واقعیت این است که رایج ترین نوع کودک آزاری در جامعه ما، کودک آزاری عاطفی یا روانی است که متأسفانه به دلیل پنهان بودن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و اثرات جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد.

او با اشاره به نشانه‌های کودک آزاری عاطفی می‌گوید: کودکانی که مورد بی مهری عاطفی قرارمی‌گیرند ممکن است گوشه گیر و منزوی شده و نخواهد با هم سن و سالانشان دوستی کنند.

رفتار توجه طلبانه و یا پرخاشگرانه، کج خلقی و قشقرق‌های شدید که متناسب با سن و سال کودک نیست، پسرفت در جایی که انتظار می‌رود کودک مثل کودک رشد کرده ای رفتار کند، فرار کردن یا مخفی شدن از دیگران، عملکرد ضعیف تحصیلی یا ناتوانی در انجام تکالیف در مهد، از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس پایین در اثر این موضوع و… از جمله نشانه‌هایی است که کودکانی که مورد بی مهری عاطفی قرار می‌گیرند از خود بروز می‌دهند.

فقر فرهنگی و اقتصادی عامل مهم آزار فرزندان

او معتقد است: مهمترین عواملی که در جلوگیری از کودک آزاری باید به آن توجه شود، آشنایی خانواده‌ها و آگاهی دادن و آموزش به آنها در مورد حقوق کودکان است. متأسفانه بیشتر اتفاقات، کودک آزاری به دلیل ناآگاهی والدین و مراقبان کودک اتفاق می‌افتد و آموزش‌های بسیار ساده و ابتدایی می‌تواند از وقوع بسیاری از مشکلات جلوگیری به عمل آورد؛ ضمن این که خود کودکان نیز باید به حقوق خود آشنا شوند.

طاهری فقر فرهنگی را به اندازه فقر اقتصادی در کودک آزاری دخیل می‌داند و می‌گوید: مسئله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می‌شود. متاسفانه در فرهنگ ما این موضوع که کودکان تا تنبیه بدنی نشوند، بزرگ نمی‌شوند، وجود دارد، بنابراین فرهنگ خشونت در جامعه ما نهادینه شده است، در حالی که تداوم این خشونت‌ها می‌تواند به ترس، اضطراب و پرخاشگری در کودک، پنهان کاری، شب ادراری،عدم اعتماد به نفس و عدم قدرت ارتباط با دیگران شود، به طوری که اکثر کودکان و نوجوانان بزهکار از خشونت‌های خانگی رنج برده‌اند.

این روانشناس کوک یادآور می‌شود: باید توجه داشت که کودک آزاری با تنبیه متفاوت است. با تنبیه به کودک می‌فهمانند که باید رفتار خود را اصلاح کند، اما متاسفانه به علت عدم آگاهی و همچنین نقض قانونی بسیاری از پدران و مادران به بهانه تنبیه کودکان خود را در معرض هر گونه آسیب روحی و روانی قرار می‌دهند.

آمارها چه می‌گویند

داستان شکنجه وکودکان همیشه تلخ است اما یکی از غم انگیز ترین شکنجه‌ها آزار کودکی ۳۵ روزه بود که در بیمارستانی در گیلان در گذشت. در دست و پای این نوزاد پسر که پیمان نام داشت آثار سوختگی دیده می‌شد و دچار ضربه مغزی شده بود. این نوزاد والدینی ۱۷ و ۱۹ ساله داشت. در بین موارد کودک آزاری که در ایران به ثبت رسیده، این مورد، خردسال ترین کودکی است که مورد اعمال خشونت بار والدینش قرار گرفته است.

آمار رسمی‌این کودک آزاری‌ها کمتر اعلام می‌شود، اما در آخرین آماری که در این زمینه منتشر شده آمده است: ۶۶ درصد کودک آزاری‌ها از سوی مردان اعمال می‌شود و دختران بیش از پسران در معرض کودک آزاری قرار می‌گیرند. همچنین ۲۵ درصد کودک آزاری‌ها در خانواده‌های طلاق اتفاق می‌افتد. این در حالی است که آمارها نشان می‌دهد ۵۰ درصد والدین ایرانی معتقدند تنبیه برای کودک لازم است و ۴۰ درصد والدین نیز به تنبیه بدنی گرایش دارند.

بررسی‌ها در خصوص روابط میان خانواده و فرزندان نشان می‌دهد، در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می‌شود، حداقل ۲۰ مورد دیگر پنهان می‌ماند. تحقیقات نشان می‌دهد بیش از ۹۰ درصد کودک آزاری‌ها در محیط خانه اتفاق می‌افتد و این در حالی است که پدران با ۵/۴۸ درصد، بالاترین و پس از آن مادران با ۸/۲۳ درصد در ردیف بعدی عوامل کودک آزاری جسمانی در خانواده‌های کودک آزار قرار دارند.

مدرسه محلی برای آزارهای روحی و جسمی‌

ناهید رستمی‌جامعه شناس از مدارس به عنوان یکی از محیط‌هایی که می‌تواند مکانی برای کودک آزاری باشد نام می‌برد و می‌گوید: مدرسه، جایی است که کودک زمان بسیار زیادی از عمر خود را در آن می‌گذارند. بنابراین مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می‌شود، مانند انتظار بیش از حد، ندیدن تفاوتها، اضطراب، ترس ناشی از رقابتهای شدید، تبعیض، تنبیه بدنی، تحقیر، توهین و… سبب آزارهای جسمی‌و روانی کودکان می‌شود.

بنا به آمار انجمن حمایت از حقوق کودکان، ۶/۳ درصد از کودک آزاریها در سال ۸۴ توسط مدیران و معلمان بوده است.
او بزرگترین عامل وقوع کودک آزاری را ضعف در باورهای دینی کودک آزاران می‌ داند و می‌گوید: کسی که معتقد به مکافات عمل در دنیا و عالم آخرت باشد، هیچگاه به خود جرات ظلم کردن به کودکان بی پناه را نمی‌دهد؛ چرا که بر اساس حدیثی نبوی، خداوند متعال می‌فرمایند: «اشتد غضبی علی من ظلم احدا لا یجد ناصرا غیری ؛ خشم من بر ظلم کننده به کسی که هیچ پناهی غیر از من ندارد، شعله ور است».

مادران کارمند کودک آزاران پنهان

رستمی‌مادران کارمند را نیز کودک آزارانی می‌داند که سبب کمبودهای عاطفی کودکانشان می‌شوند او می‌گوید: متاسفانه برخی از مادران پیش از این که به فکر رسیدگی به مشکلات و نیازهای تربیتی کودک باشند، به فکر پر کردن جیب خود برای رفاه بیشتراند. برخی مادران پیش از این که خود را مادر بدانند، خود را کارگر سرمایه داران می‌دانند. کودکی که در روز فقط چند ساعت در کنار مادری خسته وبی حوصله، که وظایف گوناگون خانه اش عقب افتاده است به سر می‌ برد، بسیار مورد غفلت، بی توجهی، کمبود عاطفی، انحرافات اخلاقی، قرار گرفته و گاه مورد آزار مادر بیح وصله و پر مشغله قرار می‌گیرد، که اغلب چنین کودکانی، غالب ساعتهای عمر خود را زیرنظر مربیان مهد کودکی که مشخص نیست تا چه اندازه احساسات و نیازهای کودک را درک می‌کنند، می‌گذرانند و کمتر طعم محبتهای مادرانه را احساس می‌کنند.

اواعتیاد والدین را نیز یکی از عوامل کودک آزاری می‌داند و می‌گوید: به دلیل خصوصیاتی که اعتیاد دراین والدین ایجاد می‌کند، مانند پرخاشگری، بی مسئولیتی، کاهش عاطفه و… سبب می‌شود تا کودکان مورد آزار، بیشتر مورد سوء استفاده قرار گیرند. وجود بیش از ۲ میلیون معتاد در کشوری که ۶۰ درصد از ۹۵ درصد آنها، پدر خانواده هستند، منجر شده تا اغلب آنها به دلیل مصرف مواد مخدر، تعادل روانی خود را از دست داده و زن و فرزندان خود را مورد آزار واذیت و انواع خشونتهای خانوادگی قرار دهند.

رستمی‌اضافه می‌کند: بیشتر پرونده‌های کودک آزاری در ایران در مورد کودکانی تشکیل شده که والدین معتاد داشته اند. اعتیاد، به ویژه در خانوادههای فقیر، تواناییهای تربیتی والدین را ساقط کرده و آنها را در شرایطی قرار می‌دهد، که همواره به خود زحمت فکر در عمق اعمال خویش را نمی‌ دهند و آسانترین و سریعترین راه را برای سرکوب فرزند در پیش می‌گیرند. آنها به دلیل نیاز مالی مرتکب سوء استفاده از کودک در اموری؛ چون فحشاء، تکدی گری، نقل و انتقال مواد مخدر میشوند. در حداقل موارد نیز کودک را مجبور به کارهای سخت می‌کنند.

سابقه طولانی در جهان

کودک آزاری پدیده جدیدی نیست و سابقه طولانی در جهان دارد. در رم کشتن فرزند حق قانونی والدین بوده است واعراب نیز قبل از روی آوردن به دین اسلام دختران خود را زنده به گور می‌کردند و فروش دختران در چین قدیم رایج بود. در ایران نیز کودک آزاری‌ها از دوره صفویه آغاز و تا اواخر دوره قاجار ادامه داشت. این موارد در حالی روی می‌دهد  که عدم آزار کودکان و رعایت حقوق بچه‌ها در کلیه ادیان الهی و ارشادات مصلحان بشری مورد تأکید بوده است تا جایی که در اسلام تأکید شده که فرزند بر پدر حقوقی دارد که پدر باید آنها را تأمین کند.

هنوزهم فریادهای فاطمه یازده ساله هنگامی‌که زنده زنده در آتش می‌سوخت را می‌توان شنید. عروسک نیم سوخته او همچنان گوشه اتاق است. صدای‌هانیه‌ها در شهر می‌پیچد وقتی که خوب به نوای این شهر گوش کنی. فضای شهر پراز فریاد شکنجه کودکانی است که داغ خورده اند و تن شان زیر مشت و لگدها سیاه شده است. خاطره کودکی‌هایشان درد است و شکنجه‌هایی که می‌تواند مردی تنومند را از پای دربیاورد. خاطره‌هایی که می‌تواند نسلی را بیمار کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:53  توسط مهدی  | 

کودک آزاری یک نوع بیماری اجتماعی

کودک آزاری یک نوع بیماری اجتماعی

کودک آزاری یک نوع بیماری اجتماعیقوانین ناقص موجود نمی‌توانند به طور کامل از حقوق کودک و نوجوان دفاع کنند قوانین و مقررات ناقص فعلی، با توجه به جایگاه کودک، به هیچ وجه شایسته او نیستند. احمدعلی امیری،حقوقدان و وکیل دادگستری، با اشاره به میزان تحقق حقوق کودکان و نوجوانان در ایران درگفتوگو با خبرنگار حقوقی ایسنا افزود: در قانون آیین دادرسی کیفری و مدنی و بعضی از قوانین خاص، در خصوص کودک و نوجوان و اطفال و اشخاص غیررشید، جسته‌ گریخته، قوانینی به چشم می‌خورد که این قوانین و مقررات ناقص نمی‌تواند به طور کامل از حقوق کودک و نوجوان دفاع کند. وی گفت: قوانین و مقررات کشور برای کسانی وضع می‌شود که اهلیت تمتع و استیفاء دارند، یعنی تک تک افراد جامعه دارای حق و حقوقی هستند که قانونگذار، برای این افراد در صورتیکه قابلیت اجرا و اعمال این حق و حقوق را داشته باشند قانون وضع می‌کند و تخلف از آن را مستوجب مجازات میداند. امیری ادامه داد: از لحاظ حقوقی، "طفل" دارای اهلیت تمتع است، یعنی دارای حق و حقوق در جامعه است، لیکن برای اعمال و اجرای این حق و حقوق باید دارای اهلیت استیفاء نیز باشد. اهلیت استیفاء به این معناست که کودک بتواند حق و حقوق خود را که به واسطه انسان بودن واجد آن شده است، اعمال کند. از آنجایی که کودکان به واسطه عدم بلوغ جسمی، فکری و روانی قابلیت اعمال حقوق خود را ندارند، از این حیث به آنها محجور گفته می‌شود. در جوامع تکامل یافته از لحاظ اجتماعی، برای حفظ حقوق شخصی و اجتماعی کودکان و نوجوانان معمولا انجمنها و کانونهایی، از جمله انجمن دفاع از حقوق کودک و نوجوان تأسیس می‌شود که محور فعالیت آنها وضع قوانین مناسب کودک و نوجوان و همچنین بعضا ورود به خانواده‌های کودکان و نوجوان برای دفاع از حقوق آنان است.
این وکیل دادگستری با بیان این که «این عین ظلم است که با کودکان مجرم مانند مجرمان بزرگسال رفتار شود» تصریح کرد: عدالت ایجاب می‌کند که بین این اطفال که غیر رشیدند و افراد بزرگسال که اعمالشان از روی قصد و اراده است تمایز قائل شد. این حقوقدان خاطرنشان کرد: دادرسی ویژه اطفال در کشور ما باید به این صورت باشد که وقتی طفلی جرمی مرتکب می‌شود، تحقیقات از او مستقیما در حضور خود دادرس دادگاه به عمل آید نه اینکه شبیه سایر افراد جامعه به وسیله ضابطین دادگستری انجام شود. همچنین رسیدگی به جرایم اطفال غیر علنی است، زیرا اگر مجازات او علنی باشد و جرم او در تمام جامعه پخش شود این طفل در آینده نمی‌تواند ادامه حیات دهد. یکی دیگر از ویژگیهای دادرسی ویژه اطفال این است که بعد از تفهیم اتهام، باید برای وی قرار تأمین صادر شود . این قرار تأمین را از والدین کودک اخذ میکنند و از آنها تعهد میگیرند هر وقت حضور طفل در دادگاه الزامی شد باید او را در موعد مقرر در دادگاه حاضر کنند. امیری با بیان این که «متأسفانه در کشور ما کودک آزادی به وضوح دیده می‌شود» یادآور شد: منشأ کودک آزاری در بطن فرهنگ دیرین جامعه ما نهفته است، در صورتی کودک آزاری کم یا متوقف می‌شود که فرهنگ جامعه اصلاح شود. این بیماری اجتماعی باید در سیاستهای کلانی که روشنفکران، فرهنگ سازان و بزرگان حکومت برای مملکت تدوین میکنند مدنظر قرار گیرد، این صحیح نیست که یک شبه و با بررسی غیر کارشناسانه طرحی به مجلس برود و تصویب شده و به صورت قانون درآید و بعد هم اجرا نشود. این کارها بیفایده است.
امیری افزود: تفاوت نوع برخورد با کودک و نوجوان به تفکر، اندیشه، آداب و رسوم، سنت و فرهنگ یک جامعه بازمی‌گردد و چون فرهنگ جوامع مختلف با هم فرق دارد، لذا نحوه برخورد جوامع با کودک و نوجوان نیز متفاوت خواهد بود. وی با تاکید بر تاثیر زیاد محیطهای آلوده و جرم خیز در بزهکاری اطفال متذکر شد: البته نمی‌توان این موضوع را به صورت قاعده کلی ارائه کرد. شخصیت طفل چون هنوز شکل نگرفته می‌توان او را به هر شکلی در آورد و محیط نامناسب میتواند محیط ابتدایی مثل محیط خانواده باشد، اگر این محیط دچار بیماریهای اجتماعی باشد، سنگ بنای اولیه شخصیت کودک، کج گذاشته می‌شود و او بزهکار خواهد شد. امیری در پایان گفت: هر چند بعضی اوقات انسانهایی نیز بودهاند که در محیط‌های پست رشد کردند ولی به مقامات بالایی رسیدهاند، به دلیل وجود این استثنائات نمیتوان از تأثیر محیط آلوده در بزهکاری اطفال چشم‌پوشی کرد.
‌● خرمشاهی: قوانین خاصی در خصوص کودکان وجود ندارد
‌تخصیص شعبه یا شعبی از محاکم عمومی برای رسیدگی به جرائم کودکان کافی نیست. عبدالصمد خرمشاهی حقوقدان و وکیل دادگستری دربارهی علت مطرح شدن طرح حمایت از حقوق کودک و نوجوان در گفت و گو با خبرنگار حقوقی ایسنا اظهار داشت: حقوق کودکان در ایران در وضعیت مناسبی قرار ندارد، سمینارهای متعدد و وعدههایی که در ارتباط با رعایت حقوق کودکان از سوی مسوولین داده میشود، راهی به جایی نبردهاند، شاید علت مطرح شدن این موضوع عدم اعمال کامل مفاد اعلامیه جهانی حقوق کودک و هم چنین مفاد کنوانسیون حقوق کودک در ایران و اختلاف نظری است که در خصوص سن کودک وجود دارد.
‌وی گفت: ما در خصوص کودکان قوانین مصوب خاصی نداریم اما در پارهای از قوانین از جمله قانون مجازات اسلامی و هم چنین قانون کار و آیین دادرسی کیفری، از کودکان حمایت‌هایی شده است، مثلا مطابق ماده ۶۳۱ قانون مجازات اسلامی، بچهدزدی جرم محسوب میشود، با این توضیح که هر کس طفلی را که تازه متولد شده است بدزدد یا مخفی کند یا او را متعلق به زن دیگری،قلمداد کند به ۶ ماه تا سه ماه حبس محکوم میشود. با اینکه مطابق ماده ۶۲۱ همین قانون، آدمربایی جرم است و چنانچه مجنی علیه، زیر ۱۵ سال باشد مجازات مجرم، حداکثر مجازات تعیین شده در این ماده است و یا مطابق ماده ۶۲۳ قانون مذکور، رها کردن طفلی که قادر به محافظت خود نیست در جای خالی از سکنه، جرم محسوب می‌شود و یا پارهای از مواد قانون کار که به حمایت از کودکان برخاسته است. خرمشاهی ادامه داد: انگیزهها در ارتکاب جرائم از سوی کودکان با دیگران متفاوت است. بدیهی است در سنین مختلف، با توجه به نیازها و غرائز و احساسات، نوع جرائم ارتکابی متفاوت است، قطعا با توجه به انگیزههای ارتکاب جرم و نوع نگرش کودکان به مسائل اجتماعی و حال خاص عاطفی و روانی آنان، ضرورت تشکیل دادگاههای تخصصی جهت رسیدگی به جرائم کودکان بسیار محسوس است و تخصیص شعبه یا شعبی از محاکم عمومی برای رسیدگی به جرائم کودکان کافی نیست. این وکیل یاد آور شد: باید دادگاههای تخصصی با قضات با تجربه که زبان کودک را بفهمد و احساس او را درک کند داشته باشیم، قاضی با حوصلهای که علاوه بر قانون، آشنایی کامل با روانشناسی کودک داشته باشد، به هر حال دنیای کودک، دنیای دیگری است و بر همین اساس رسیدگی به جرائم ارتکابی وی باید با تشریفات دادرسی خاصی باشد.
‌وی تصریح کرد: ما اعلامیه جهانی حقوق کودک سال ۱۹۵۹ را به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل امضا کردهایم و ضمنا تحت شرایطی متعهد به مفاد کنوانسیون حقوق کودک سال ۱۹۸۹ هستیم، رعایت مفاد اعلامیه و کنوانسیون مذکور، به اضافه سایر مواردی که در قوانین ما در جهت حفظ حقوق کودکان وضع شده، حقوق کودکان را تضمین میکند. این حقوقدان افزود: رفع معضل کودک آزاری نیاز به رشد فرهنگی در جامعه و ارتقا در سایر زمینههای اجتماعی دارد، نقص قوانین در این رابطه چندان چشمگیر نیست. ضمنا، مواردی در قانون پیشنهادی از سوی مجلس در حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان پیش بینی شده و برای کودک آزاری مجازاتهایی تعیین شده که ظاهرا پارهای از این مواد از سوی شورای نگهبان، مغایر شرع تشخیص داده شده و مجلس در حال بازنگری این قانون است. خرمشاهی در رابطه با تفاوت حقوق کودکان در ایران و سایر کشورها افزود: کشور ما به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل اعلامیه و کنوانسیون مذکور را امضا کرده است و متعهد به اجرای آن است. در مبانی و اصول و نحوه نگرش به حقوق کودک، تفاوتی با سایر کشورها نداریم، بعضا اختلافات حاصله در این رابطه در خصوص معیار سن کودک است که در قانون ما، سن بلوغ ۱۵ سال است و در حالی که کودک در اعلامیه مذکور به افرادی اطلاق میشود که کمتر از ۱۸ سال داشته باشند،بعضا این اختلاف در تلقی از سن کودک، مشکلات عملی در رعایت حقوق کودکان در ایران به همراه داشته است، و در عمل مفاد کنوانسیون حقوق کودک به صورت مطلوب در کشور ما اجرا و رعایت نشده است.
‌وی در مورد تاثیر محیط در بزهکاری اطفال تاکید کرد: بیتردید هر پدیدهای که در جامعه رخ میدهد، عللی دارد. جرائم هم از این قاعده کلی مستثنی نیست. شاید عوامل مختلفی در بروز جرائم از سوی اطفال نقش داشته باشد، که یکی از آنها محیط خانواده و بعد محیط اجتماع است. محیط متشنج خانواده، اختلافات روزانه پدر و مادر، عدم مراقبت و سرپرستی صحیح طفل، عدم درک خواسته‌های او، عدم تفاهم و نداشتن ارتباط عاطفی و منطقی از سوی والدین یا طفل، بیسوادی والدین و هزاران مشکل از این قبیل در محیط خانواده، تاثیر بسیار نامطلوبی در تشکیل شخصیت طفل بر جای می‌گذارد. کمتر دیده می‌شود که از خانواده آرام و کم تنش، طفل بزهکار بیرون بیاید، بر همین روال محیط اجتماع قطعا نقش بسیار موثری در این رابطه دارد. خرمشاهی در پاسخ به این سوال که علت افزایش بزهکاری کودکان چیست؟ گفت: بهتر است سوال در مورد علت افزایش بزهکاری در جامعه شود، به دلیل گوناگون از جمله مسائل اقتصادی، فرهنگ، اختلاط و امتزاج فرهنگ‌های گوناگون در شهرها، تعارض سنت و مدرنیسم و غلبه فرهنگ غرب و تقلید و استنباط ناصحیح جوانان از این فرهنگ، اختلاف فاحش طبقاتی، اعتیاد، بیکاری، و هزاران موارد مشابه دیگر آمار جرائم به طور کلی در جامعه ما به طور نگران کنندهای بالا بوده است. بدیهی است کودکان هم از این امر مستثنی نیستند. کودکان با اوضاع و احوال فعلی به شدت آسیبپذیر هستند، عدم برنامه‌ریزی صحیح در برخورد با این معضلات قطعا زمینه‌های افزایش جرائم کودکان در جامعه را فراهم‌تر خواهد ساخت.
وی ادامه داد: اگرچه شورای نگهبان، پارهای از مواد راجع به طرح حمایت از کودکان و نوجوانان را که از سوی مجلس تصویب شده بود، مغایر شرع تشخیص داد و مجلس ناگزیر به بازنگری آنها شده است، معذلک ما در حال حاضر خلا قانونی مهمی در رابطه با حمایت از حقوق کودک در ایران نداریم، فرهنگ ما با فرهنگ کشورهای اروپا از قبیل سوئد، سوئیس و غیره تفاوت فاحشی دارد، در آن کشورها به محض کوچکترین تعرض یا پرخاش از سوی والدین، کودکان به پلیس متوسل میشوند، آیا فرهنگ حاکم بر خانوادههای ما اجازه این کار را به کودکان می‌دهد؟ البته پاسخ منفی است، و قبل از آنکه احتیاج به وضع قوانین ریز و درشت در این رابطه داشته، احتیاج به رشد فرهنگی و فکری خانواده و جامعه داریم. خرمشاهی در پایان تصریح کرد: فرهنگ ما یک شبه تولید نمی شود و برخورد سنتی والدین با کودکان نیز یک دفعه تغییر نخواهد کرد. مثلا اگر شورای نگهبان پارهای از مصوبات مجلس در این خصوص را مغایر شرع تشخیص نمی داد و در مجلس تصویب می‌شد که تادیب کودکان از سوی والدین از مصادیق کودک آزاری است، آیا پدر و مادرها در رفتار خود نسبت به کودکان تجدید نظر میکردند؟ قطعا پاسخ منفی است، آنچه که مسلم است اینکه اگر ارزشها در جامعه رنگ ببازد و رفتارهای خلاف در جامعه نهادینه شوند و قبح خود را از دست بدهند کما اینکه امروزه در جامعه فعلی شاهد آن هستیم، با وضع قوانین پیشرفته نیز نمی‌توانیم جامعه را دگرگون کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:52  توسط مهدی  | 

افزایش کودک آزاری در جامعه

افزایش کودک آزاری در جامعه


کودکی به جرم دختر بودنش از سوی پدر مورد ضرب و شتم قرار گرفت!!












افزایش کودک آزاری در جامعه











"کودکی به جرم دختر بودنش از سوی پدر مورد ضرب و شتم قرار گرفت"، "بچه ای از سوی نامادری مورد آزار و اذیت قرار می گرفت":اینها از جمله عناوین مربوط به پدیده "کودک آزاری" است که گاه در مطبوعات کشور به چشم می خورد.

اصولاً کارشناسان انواع بدرفتاری با کودک را به "سوء رفتار جسمی"، "مسامحه یا غفلت جنسی" و "سوء رفتار عاطفی و جنسی" تقسیم می کنند. انعکاس اخبار کودک آزاری نشان می دهد که این موارد علیه کودکان وجود دارد. براساس یک تحقیق انجام شده با همکاری وزارت بهداشت و یونیسف در رابطه با وضعیت کودک آزاری در ایران، حدود ۲۰درصد از کودکان شش تا ۱۱ساله و بیش از ۹درصد از نوجوانان ۱۲تا ۱۸سال، تنبیه بدنی می شوند.

مسوولان اظهار می دارند: اگرچه در احکام اسلامی و قوانین کشور ما احترام به کودک توصیه و قوانینی برای برخورد با کودک آزاران تدوین شده است اما "ترس از طلاق"، "گرفتاری های احتمالی"، "رعایت مسائل عرفی" مانند شرم، مداخله نکردن در امور خانواده ها و همسایه ها و "دشواری تهیه اسناد و اثبات کودک آزاری" از موانع اعلام و رسیدگی به پدیده کودک آزاری است.

آنان عنوان می کنند: با وجود این که گروههای اقتصادی و اجتماعی به نوعی درگیر این مساله هستند، اما موارد بیشتری از کودک آزاری در طبقات پائین جامعه دیده می شود و ۸۰ درصد از کودک آزاریها از سوی والدین انجام می گیرد.

● کودک آزاران از نزدیکان کودکان هستند

"مریم خامی" دبیر انجمن حمایت از کودکان بد سرپرست سازمان بهزیستی استان اصفهان در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: ۸۰درصد از کودک آزاران از نزدیکان کودکان هستند که قربانیان خود را از میان پسران شش تا ۱۰سال و دختران ۱۰ تا ۱۵سال انتخاب می کنند.

وی با اشاره به وجود پرونده های کودک آزاری در این انجمن تصریح کرد: اغلب کودکان آزار دیده دارای تنی کبود، سوخته و یا دچار شکستگی هستند.

وی گفت: برخی از کودکان نیز به دلایلی مانند کودک ناخواسته یا دختر بودن یا معلولیت، از محبت والدین خود محرومند و دچار بیماری های روحی شده اند.

وی افزود: در ٢٦ پرونده تشکیل شده درسال جاری دراین انجمن، موارد عاطفی ۱۹درصد، جسمی ۱۵درصد، جنسی ۷درصد، غفلت ۱۱درصد، جسمی و غفلت ۱۱درصد، عاطفی و غفلت ۳درصد، جسمی و عاطفی و غفلت ۳۰درصد موارد کودک آزاری را شامل می شود.

خامی گفت: سطح تحصیلات ۳۰ درصد از آزاردهندگان مشخص نیست اما والدین با سطح دیپلم با ٢٦ درصد ، سیکل و ابتدایی هر یک با ۱۹درصد و بی سواد با ۳درصد بیشترین گروه تحصیلی کودک آزاران بوده اند.

وی افزود: در قشر کم سواد و بی سواد به دلایل مختلف گزارش کودک آزاری ها کمتر است.

وی بااشاره به این که کودکان رده چهار تا هفت سال بیش از دیگر رده ها در معرض کودک آزاری قرار دارند، گفت:این گروه سنی با ۳۰درصد، گروه از بدو تولد تا سه سالگی و نیز از هشت تا ۱۱سالگی هر یک با ٢٦ درصد و گروه ۱۲تا ۱۵ سال با ۱۵درصد، بیشترین گروه سنی تحت کودک آزاریها قلمداد می شوند.

وی گفت: این دسته از آزارها در خانواده های فقیر از نظر اقتصادی و فرهنگی بیشتر است.

وی گفت: نبود شاهد، وحشت کودک ، مسایل حیثیتی خانواده و آموزش ندادن مربیان و مدیران مدارس و دانش آموزان برای آگاهی بخشیدن به کودکان در مقابل کودک آزاریها سبب شده است که اغلب موارد کودک آزاری پنهان بماند.

وی اعلام کرد:اولین مشکل موجود در گزارش و رسیدگی به پرونده های کودک آزاری ترس برخی مادران از طلاق و ضرب و شتم از سوی همسران و یا دیگران بخصوص خانواده همسر است.

وی با بیان این که اکثر کودک آزاریهای جسمی ، ضرب و شتم ، شکستگی، شلاق، و سوختگی بر اثر آتش ته سیگار است.

وی بااعلام این که روزانه سه تا چهار مورد کودک آزاری به شماره تلفن ۱۲۳ بهزیستی گزارش می شود، افزود: برخی از کودکان عقب افتاده نیز به شکل ضرب و شتم و بی توجهی به درمان آنها، مورد آزار قرار می گیرند و بعضا در خیابانها و مراکز توانبخشی رها می شوند.

وی تصریح کرد: با وجود گسترش سیستم های حمایتی ازکودکان آزاردیده مانند راه اندازی شماره ۱۲۳و توجه به تشکل های غیردولتی، برای اثبات و رسیدگی به این دسته پرونده ها هنوزهم با مشکلات بسیاری دردستگاههای مربوطه نظیر پزشکی قانونی و دادگستری روبه رو هستیم.

● مشکل "اثبات" کودک آزاری

خامی با اشاره به اینکه در این مقوله "اثبات" ، مهمترین مشکل در روند رسیدگی به پرونده هاست، گفت: قضات در بیشتر موارد بابیان کافی نبودن ادله، پرونده ها را مختومه می کنند و کودکان را دوباره به خانواده برمی گردانند.

وی افزود: اغلب پرونده های قضایی مرتبط با آزار جسمی کودکان بر اساس قانون مجازات اسلامی مورد رسیدگی قرار می گیرد.

وی با تاکید براین که قضات در موضوع آزارجنسی با احتیاط رای صادر می کنند و طبق "ماده ٤٧ قانون مجازات اسلامی" نیاز به شاهد دارند، گفت: باید از قانونگذار پرسید کدام کودک آزار جنسی این عمل قبیح را آشکارا انجام می دهد که در دادگاه برای اثباتش،شاهدی پیدا شود و یا اگر مادر یا زنی شاهد کودک آزاری جنسی باشد ، چگونه می تواند آن را در دادگاه عنوان و ثابت کند؟ وی گفت:برغم اعلام صریح قانون حمایت از کودکان که اعلام می کند:"کودک آزاری جرم است و نیاز به شاکی خصوصی ندارد و افراد مکلفند به محض مشاهده گزارش دهند"،اما به نتیجه نرسیدن و طولانی بودن روند رسیدگی به این پرونده ها و نبود حمایت از شخص گزارش دهنده ، باعث شده است که مردم حتی پزشکان خود را درگیر این موضوع نکنند.

● فقدان قانون برای گزارش کودک آزاری

رئیس سازمان نظام پزشکی استان اصفهان با تاکید بر این که پزشکان از نظر اخلاقی باید کودک آزاریها را گزارش دهند، گفت:در عین حال قانونی وجود ندارد که پزشک را ملزم کند موارد کودک آزاری را به مراجع ذیصلاح گزارش دهد.

دکتر"عبدالرضا توکلی" افزود: نبود قانون باعث شده است بسیاری از پزشکان تنها به مداوای کودکان بپردازند و از دخالت در این زمینه بپرهیزند.

وی بااشاره به این که کودک آزاری در کشور ما"جرم"است و فرد آزاردهنده تحت پیگرد قرار می گیرد ، گفت: اگر چنین قانونی تدوین شود پزشک نیز با احراز اطمینان علاوه بر درمان مصدوم،فرد خاطی را نیز برای برخورد به مرجع قانونی معرفی می کند.

این فوق متخصص ارتوپد، میانگین سنی کودکان آزار دیده جسمی را بین شش و هفت سال عنوان کرد و گفت : بسیاری از کودک آزاریهای جسمی از سوی والدینی که فقر فرهنگی و اقتصادی دارند،صورت می گیرد که اغلب آنها نیز به دلیل ضرب و شتم دچار شکستگی دست و پا شده اند.

وی گفت : برخی از این کودکان از سوی مادران، همسایه ها و اقوام به مراکز درمانی آورده می شوند و برخی دیگر به دلیل ترس از فرد ضارب، اصلا برای مدوا مراجعه نمی کنند.

وی با تاکید به این که باید شرایط قانونی برای حمایت از کودکان آزاردیده قوی و دارای ضمانت اجرایی باشد، گفت: دستگاههای قضائی باید برای حمایت از کودکان، از هر موضوعی استفاده و قوانین حمایتی بیشتری وضع کنند.

"منصور احمدی" مسوول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان بد سرپرست اداره کل دادگستری استان اصفهان نیز با تائید وجود کودک آزاری در جامعه، بزرگترین معضل در اجرایی نشدن قانونهای حمایتی از کودکان آزاردیده و برخورد با کودک آزاران را آگاهی نداشتن مردم از قوانین موجود دانست.

وی افزود: در ماده پنج قانون " حمایت از کودکان و نوجوانان" مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۸۱تصریح شده است که کودک آزاری از جرایم عمومی است و نیازی به شاکی خصوصی ندارد.

وی گفت:با اینکه چهارسال از تصویب این قانون می گذرد، شاکیان و عموم مردم نسبت به آن آگاهی کافی ندارند که این موجب شده است مردم دستگاهها را در این زمینه دخیل و مسوول بدانند.

● فرهنگ گزارش دادن پدیده کودک آزاری وجود ندارد

وی تصریح کرد: اگر فرهنگ گزارش دادن پدیده کودک آزاری در بین مردم رواج یابد مطئنا علاوه بر کاهش آمار کودک آزاری، قوانین حمایتی و مجازاتی بیشتری برای کودک آزاران تدوین و حساسیت ها نیز بیش از گذشته می شود.

وی "ممانعت از تحصیل"،"سوء رفتارجسمی"،"ضرب وشتم"،"بهره کشی کاری"،" غفلت جسمانی عاطفی و جنسی" و"بی توجهی به درمان و تغذیه"را از انواع بدرفتاری هایی برشمرد که درقانون حمایت از کودک بصراحت از آنها به عنوان کودک آزاری نام برده شده است.

این قاضی اضافه کرد: قاضی بر اساس مدارک موجود که از سوی پزشکی قانونی تایید شده است رای به مجازات می دهد، بنابراین باید موارد کودک آزاری دراسرع وقت گزارش شود تا با توجه به آثار موجود، پزشک مربوطه اعلام به نوع و میزان آزار کند.

وی گفت:باید ناظرین، مسوولان مدارس، مهدکودکها، تشکل های غیردولتی، بهزیستی، پزشکی قانونی، مجریان قانون و قانونگذاران به برگزاری کلاسهای آموزشی در این زمینه و تدوین قانون ویژه کودک آزاری در قانون مجازات اسلامی ترغیب شوند.

احمدی یادآور شد: در ماههای آتی، دادگاههای ویژه اطفال با همکاری سازمان بهزیستی و پلیس اطفال از سوی نیروی انتظامی راه اندازی خواهد شد که امید است به این موضوع نیز به شکل گسترده پرداخته شود.

مسوول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری اصفهان با اشاره به این که روزانه سه تا چهار مورد کودک آزاری به این دفتر گزارش می شود،تاکید کرد:

باید به کودکان تاکید کرد که هرگونه رفتار غیراخلاقی را بدون هیچ گونه ترس و واهمه به مسوولان مربوطه گزارش دهند.

دکتر"عباس مینوی"رئیس سازمان پزشکی قانونی استان اصفهان نیزگفت: مواردی از کودک آزاری نظیر "شکستگی" و "ضرب و شتم" از سوی دادگستری ، بهزیستی و تشکل های غیردولتی به این سازمان برای تعیین و اثبات آزار کودکان ارجاع داده شده است.

وی افزود: آثار کودک آزاری ٤٨ تا ۷۲ساعت باقی می ماند که در این مدت ، افراد باید بخصوص در زمینه آزار جنسی به مراجع ذیربط مراجعه کنند.

وی فزود: مسائلی مانند ترس از آبروریزی ، دخالت نکردن نزدیکان و آگاهی نداشتن مردم از سیستم های حمایتی باعث پنهان ماندن پدیده کودک آزاری و آثار کودک آزاری بخصوص در موارد کودک آزاری جنسی شده است.

وی افزود: پزشکی قانونی تنها با استناد به موارد موجود می تواند مدرک اثبات آزار کودک را صادر کند ، در غیراین صورت حتی اگر حق با کودک باشد، این سازمان نمی تواند مدرکی دال بر آزار او به دادگاه ارائه دهد.

وی تصریح کرد: این سازمان از امکانات و تیم های پزشکی متخصص برای اثبات آزارهای جسمی و جنسی برخوردار است، اما زمانی این امکانات به کار می آید که موارد کودک آزاری در اسرع وقت اعلام شود.

● کودک آزاران از بیماری روانی رنج می برند

وی گفت:کودک آزاران افرادی اند که از بیماری روانی رنج می برند و یاخود در دوران کودکی در خانواده ای آشفته زیسته یا مورد سوء رفتار قرار گرفته اند.

وی باتاکید بر این که تنها راه مبارزه با این معضل، گزارش مردمی و اجرای مکرر قانون ویژه مرتبط با کودک آزاری است، افزود:بایستی علاوه بر حمایتهای حقوقی، کودکان آموزش ببینند و در مورد رفتارهای ناشایست آگاهی یابند.

همچنین"شیرین نیر نوری"کارشناس حقوق کودکان یونیسف دردفتر تهران، کودک آزاری را به عنوان یک معضل جهانی که همه کشورها با آن درگیرند، ذکر کرد.

وی گفت: آزار جسمی یکی از موارد کودک آزاری است که به یک معضل تبدیل شده است بگونه ای که برای خانواده ها و همچنین کودکان خیلی مشکل است که بتوانند براحتی درباره آن صحبت کنند.

وی افزود:کودکان از این نگرانند که اگر مواردآزار خود را گزارش دهند ممکن است از سوی فرد آزاردهنده دوباره مورد آزار و اذیت قرار بگیرند.

وی با بیان اینکه الگوهای بدرفتاری درباره دختران و پسران متفاوت است، گفت: پسرها در سنین پایین تر همیشه مورد تنبیه بدنی بیشتری قرار می گیرند اما با دخترها ، در سنین پایین تر با ملایمت بیشتری برخورد می شود که این وضعیت در سنین بزرگسالی ، بر عکس می شود.

● والدین و سرپرستان آزاردهندگان اصلی

وی اظهارداشت:براساس آخرین مطالعه وزارت بهداشت ایران درخصوص کودک آزاری که با حمایت یونیسف انجام شد، ۳۱درصد کودکان یک تا پنج سال، ۲۰درصد افراد شش تا ۱۱سال و ۹درصد ۱۲تا ۱۸سال مورد آزارجسمی توسط والدین و سرپرستان خود قرار گرفته اند.

این کارشناس حقوق کودکان تصریح کرد: به دلیل این که کودک آزاریها از سوی والدین و دیگر نزدیکان صورت می گیرد، هیچ آمار رسمی در این زمینه در هیچ کجای دنیا وجود ندارد.

وی افزود: درباره برخورد با کودک آزار و فرد آزار دیده قوانین برخوردی و حمایتی وجود دارد ولی به دلیل نبود گزارش مردمی،این قوانین راکد می ماند.

وی افزود: این خلاء باعث شده است حقوق کودک ضایع و فرد کودک آزار جسورتر شود اما اگر اعلام موارد کودک آزاری در بین مردم باب شود ، قوانین حمایتی نیز به اجرا درمی آید.

نیر نوری بیان داشت: البته موارد متعددی از کودک آزاری گزارش می شود، اما تنها به مواردی رسیدگی می شود که به مراجع قانونی اعلام گردد.

وی با اعلام این که ایران در حدود ۱۲سال است عضو پیمان نامه حقوق کودک یونیسف شده است، تصریح کرد: در کشور ما مراجع حمایتی زیاد دولتی نظیر شماره تلفن های فوری ۱۲۳بهزیستی، ۱۱۰نیروی انتظامی، ۱۲۵ آتش نشانی و ۱۲۸ اورژانس برای گزارشهای مردمی و همچنین تشکل های غیردولتی وجود دارد و آنها آماده همکاری در این زمینه هستند.

● آسیب های کودک آزاری روی کودکان

وی در عین حال از کمبود مکان برای نگهداری کودک یا زنان آزاردیده در کشور انتقاد کرد و با اشاره به این که اغلب قربانیان کودک آزاری حتی در زمینه مسائلی مانند نداشتن شناسنامه و امکان ادامه تحصیل دختران هستند، افزود: آنان بعداز هر آزار دچار افسردگی، آسیب دیدگی، ترس، کابوس و سردرگمی می شوند.

وی گفت: در آزار جنسی اختلال در بلوغ جنسی، اضطراب، پرخاشگری، افت تحصیلی، از دست دادن حافظه و کاهش فعالیتهای آموزشی رخ می دهد که پیامد این قبیل عوارض در سنین بالاتر بیشتر است.

وی اضافه کرد: بسیاری از کودکان آزاردیده بخصوص دختران، اینگونه رفتارها را افشا نمی کنند که نیاز است با آموزش مادران در برقراری ارتباط دوستانه، شرایط بیان این دسته آزارها فراهم شود که این کار نیز مستلزم آموزش مادران است.

وی تاکید کرد: تنها راه مبارزه با این معضل، اجرای مکرر قانون ویژه مرتبط با کودک آزاری است و بایستی علاوه بر حمایتهای حقوقی، کودکان درمعرض آموزش قرار بگیرند و نسبت به رفتارهای ناشایست آگاهی یابند.







+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:51  توسط مهدی  | 

برای پیشگیری از کودک آزاری در جامعه، ثروت باید عادلانه تقسیم شود

برای پیشگیری از کودک آزاری در جامعه، ثروت باید عادلانه تقسیم شود

کودکان  -  دبیر انجمن روانپزشکان ایران گفت: یک‌پنجم درآمدی که کودکان کار به دست می‌آورند به خود کودک و خانواده‌اش تعلق می‌گیرد و بقیه درجیب افرادی که آنها را به کار می‌گمارند می‌رود.

به گزارش فارس، پرویز مظاهری با بیان اینکه متأسفانه کودک‌آزاری در کشور وجود دارد، اظهار داشت: مواردی وجود دارد که آسیب به کودک توسط پدر و مادر خود کودک وارد می‌شود و این رفتارها به دلیل افزایش تحریک‌پذیری والدین، عصبانیت بیش از حد، اختلال افسردگی، اضطراب و وجود اختلال شخصیت ایجاد می‌شود.

وی افزود: عوامل اجتماعی مانند فقر اقتصادی و فرهنگی، بیکاری و تحمیل هزینه‌های زیاد زندگی فرد نیز می‌تواند موجب کودک‌آزاری شود.

مظاهری تصریح کرد: یکسری کودک‌آزاری هم در افراد بی‌بضاعت وجود دارد که پدر و مادر اجازه تحصیل به فرزند نمی‌دهند و کودک خود را برای کار در اختیار افراد سودجو می‌گذارند و این کارفرماها از وجود کودکان در کارگاه‌های شرایط سخت استفاده می‌کنند.

وی اضافه کرد: نکته مهم این است که یک‌پنجم درآمدی که این بچه‌ها به دست می‌آورند به خود کودک و خانواده‌اش تعلق می‌گیرد و بقیه در جیب افرادی که آنها را به کار می‌گمارند می‌رود.

دبیر انجمن روانپزشکان ایران خاطر نشان کرد: برای پیشگیری از کودک‌آزاری علاوه بر تقسیم عادلانه ثروت در جامعه باید آموزه‌های مهارت زندگی را در کشور برای تمام خانواده‌ها و در سطح مطبوعات و صدا و سیما منتشر کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 11:50  توسط مهدی  | 

ارائه دادخواست حضانت براي نجات كودك از آزارهاي مادر

ارائه دادخواست حضانت براي نجات كودك از آزارهاي مادر

 مردي به دادگاه خانواده آمد و گفت همسر سابقش از نظر روحي فرزند 8 ساله‌اش را آزار مي‌دهد؛ به همين دليل او مي‌خواهد بعد از 2 سال جدايي، حضانت فرزندش را برعهده بگيرد.

 مردي 37 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست حضانت فرزند 8 ساله‌اش را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي شعبه 235 با بيان اينكه همسرم، فرزندم را از نظر روحي، بسيار مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد، گفت: همسر سابقم به رفت و آمد، تفريح و نوع لباس پوشيدن فرزندم ايراد مي‌گيرد؛ با اينكه حدود 2 سال است كه به دليل همين رفتارها و ايراد گرفتن‌هايش از او جدا شدم اما هنگامي كه فرزندم پيش من مي‌آيد، ديگر حاضر نيست نزد مادرش بازگردد و از نوع رفتار مادرش شكايت مي‌كند.

وي با بيان اينكه اين زن مستحق مادري براي فرزندم نيست، ادامه داد: در زمان جدايي از او، براي اينكه هر چه سريعتر از شر رفتارهايش خلاص شوم، حاضر شدم تا بدون هيچ مشكلي نگهداري از فرزندم را به او بدهم تا او به جدايي راضي شود ولي حالا بعد از گذشت 2 سال، فرزندم ديگر نمي‌تواند رفتارهاي مادرش را تحمل كند و از من خواسته است تا حضانتش را بر عهده بگيرم.

مرد با بيان اينكه من عاشق فرزندم هستم، گفت: همسر سابقم قصد آزار روحي فرزندم را دارد؛ من بايد او را نجات بدهم تا در كنارم زندگي كند چرا كه اين، خواست خود فرزندم است؛ اگر از ابتدا حضانت فرزندم را بر عهده مي‌گرفتم ديگر اين مشكلات به وجود نمي‌آمد.

زن در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و بيان كرد: اصلاً با اين موضوع موافق نيستم چرا كه تمام صحبت‌هاي شوهر سابقم، بهانه‌اي براي گرفتن حضانت فرزندم و به دست آوردن اوست اما من حاضر به اين كار نيستم و فرزندم را به او نمي‌دهم چرا كه او بايد متعلق به من باشد.

قاضي اين شعبه براي رسيدگي بيشتر و دقيق‌تر پرونده را به كارشناسي دادگاه ارجاع داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:34  توسط مهدی  | 

کودک آزاری، بیماری تمام قرون

کودک آزاری، بیماری تمام قرون

درباره کودک‌آزاری تعاریف متعددی شده است. این تنوع و تعاریف متضاد سبب شده تا مقایسه میزان بدرفتاری در بین کشورهای مختلف غیرممکن گردد.

● بدرفتاری با کودکان معمولا در چهار حوزه مورد بررسی قرار می‌گیرد:

“۱) کودک‌ آزاری جسمی

۲) کودک آزاری عاطفی

۳) کودک‌آزاری جنسی

۴) غفلت”، کودک آزاری از نگاه کارشناسان یعنی “تجاوز به حقوق قانونی کودکان و رساندن آسیب بدنی و روانی به آنها”.

در ماده ۴ بند یک پیمان جهانی کودک که ایران نیز آن را پذیرفته، تاکید شده است که والدین و سرپرستان در برابر اشتباهات کودکان نباید از روش‌های نامناسب و سرزنش استفاده کنند.

 در ماده ۳۰ همین پیمان نیز تاکید شده که هیچ‌کس حق آزار و اذیت کودکان را ندارد و کسانی که با کودکان بد رفتاری کنند طبق قانون باید مجازات شوند.

در تعالیم بزرگان ما نیز بسیار درباره تربیت، تکریم و نه تحقیر، توجه، تحسین و محبت به کودکان و پرهیز از رفتار خشونت بار با آنها سخن به میان آمده است.

 

بررسی‌های علمی نشانگر آن است که بین بزهکار شدن کودکان و شرایطی که در دوران کودکی داشته‌اند رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

در بسیاری از خانواده‌ها با یکی از کودکان بیشتر از بقیه بدرفتاری می‌شود که کودکان نارس و کودکان که در هنگام تولد کم‌وزن هستند و نیز آنهایی که به طور کلی دچار نارسایی‌های رشدی هستند بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

 یکی از عوامل تعیین کننده در بدرفتاری با کودکان، پذیرش تنبیه به عنوان یک روش کلیدی در تربیت کودک است. تا چند سال پیش تنبیه بدنی جز جدایی‌ناپذیر نظام آموزشی کشورهای دنیا بوده و هنوز هم به نوعی همین طور است.

 بنابراین می‌توان گفت این بیماری در تمام کشورها و در تمام قرن‌ها و سال‌ها وجود داشته و به بخشی از زندگی مردم تبدیل شده که البته در بین خانواده‌ها و فرهنگ‌ها شدت و حدت دارد.

مادامی که تنبیه بدنی یک روش تربیتی پذیرفته شده‌باشد شاهد خشونت و کودک آزاری خواهیم بود اما تنبیه بدنی و تعیین جریمه و تکالیف شاق و سخت، ریشه درد را خشک نمی‌کند بلکه علائم درد را موقتا تسکین می‌دهد پس باید دقت کرد که درد را آن هم با روش‌های مناسب از بین برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:34  توسط مهدی  | 

کودک آزاری

کودک آزاری

کودک آزاری 

درباره کودک آزاری تعاریف متعددی شده است. این تنوع و تعاریف متضاد سبب شده تا مقایسه میزان بدرفتاری در بین کشورهای مختلف غیرممکن گردد. به همین منظور سازمان بهداشت جهانی درصدد است تا در این زمینه تعریفی که حاصل وفاق جمعی است، ارائه دهد.

بدرفتاری با کودکان معمولاً در چهار حوزه مورد بررسی قرار می گیرد؛ کودک آزاری جسمی (physical child abuse)، کودک آزاری عاطفی (emotional child abuse)، کودک آزاری جنسی (sexual child abuse) و غفلت (neglect).

در تعریف گورملی و برودزینسکی (1989) از کودک آزاری، علاوه بر چهار حوزه فوق، کودک آزاری رفتاری تلقی می شود که در دامنه سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد و این اصل با تعریف پیمان جهانی حقوق کودک نیز همخوانی دارد. به هر حال حوزه های دیگری وجود دارند که به آنها نیز اشاره می شود. اغلب بین انواع کودک آزاری یک نوع رابطه و همبستگی وجود دارد.

1- کودک آزاری جسمی:

به طور کلی کودک آزاری جسمی آسیبی است که مواردی چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی، زخمی کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانی را شامل می شود. تحقیقاتی که در فاصله سال های 90 تا 92 انجام گرفته بیانگر این مطلب است که مرگ های ناشی از کودک آزاری جسمی 87 درصد در بین کودکان زیر پنج سال و 65 درصد در بین کودکان زیر یک سال بوده است. (تاور، 1996)

2- کودک آزاری عاطفی:

بدرفتاری عاطفی آسیبی اساسی و قابل توجه است که کارکردهای روانشناختی، رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و طرد، محرومیت عاطفی، برخورد خشونت آمیز خانواده (بی ثباتی خانوادگی)، انتقاد، تحقیر و انتظارات نامناسب از کودک، کودک آزاری عاطفی تلقی می شود. بدرفتاری عاطفی معمولاً با بدرفتاری جسمی و کلامی همراه است (کینگستون و پنهیل، 1995).

3- کودک آزاری جنسی:

آلبرز (1994) کودک آزاری جنسی را این گونه تعریف کرده است: تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال، هنگامی که از کودک برای تحریک جنسی شخص مرتکب (Perpetrator) یا فرد دیگری استفاده شود.

کودک آزاری جنسی دامنه وسیعی را در بر می گیرد که مواردی مثل نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خویش به فرد بزرگسال، وادارساختن کودک به روسپی گری یا استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری (Pornography) را نیز شامل می شود (واکر، بونر و کافمن، 1988).

4- غفلت:

عبارت است از حذف یا نادیده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنی همراه باشد. غفلت به منزله الگوی پایداری است که بیانگر رابطه متقابل و اندک والدین و مراقبان با کودک، حذف و عدم تأمین نیازهای اولیه جسمی یا ؟؟؟؟؟ کودک مثل تغذیه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربیت، مراقبت های پزشکی، ؟؟؟؟ و ابراز عشق و علاقه می باشد.

5- بهره کشی اقتصادی (Economic abuse):

 کنترل بیش از حد در استفاده و بهره برداری از پول در حوزه بهره کشی اقتصادی قرار دارد. والد یا مراقبان برای کسب درآمد فشار زیادی به کودک یا حتی همسر خود تحمیل می کنند. در حالی که در مورد نحوه خرج کردن آن هیچ گونه اختیاری به آنها نمی دهند. عدم مشارکت کودک یا همسر در نحوه و چگونگی خرج پول نیر بهره کشی مالی تلقی می شود.

6- بدرفتاری آموزشی (Educational Abuse):

فشار و آسیب های احتمالی که از طریق نظام آموزشی، معلمان، شیوه های تدریس، محتوای کتابها و ... در کودکان ایجاد می شود، در حوزه بدرفتاری آموزشی قرار می گیرد. تأکید بر نمره گرایی، نادیده گرفتن تفاوت های فردی، ایجاد رقابت های شدید، تأکید بر یادگیری از راه حفظ کردن، ایجاد فشارهای روانی برکودکان به علت انتظارات بیش از حد از آنان و ... در این گروه جای می گیرد. بدرفتاری آموزشی می تواند با سایر بدرفتاری های از جمله بدرفتاری جسمی همراه باشد.

 مطالعه ای در بین 2240 نوجوان دبیرستانی تهرانی انجام شد. این گروه شامل 1175 دختر و 1065 پسر در گروه سنی 14 تا 18 سال بود. از این تعداد، 1362 نفر (حدود 60 درصد) به1600 مورد کودک آزاری اشاره کردند (بعضی به دفعات مورد آزار قرار گرفته بودند). تعداد 106 نفر (5/4 درصد از مجموع و 6/6 درصد از آزاردیدگان) گزارش کردند که در معرض آزار جنسی قرار گرفته اند و 32 درصد از دانش آموزان حداقل به یک مورد بی توجهی و غفلت اشاره کرده اند. از کسانی که مورد آزار قرار گرفته بودند، 61 درصد از آزار جنسی، 33 درصد از آزار عاطفی و 6/6 درصد از آزار جسمانی خبر دادند. عادی ترین انواع آزار جسمی، سیلی خوردن (48 درصد) کتک خوردن با چوب یا وسایل دیگر (17 درصد) لگد زدن (15 درصد) پرت کردن (10 درصد) و گازگرفتن (4 درصد) بود. در 69 درصد از موارد، کودک آزار یا عضو خانواده بود (22 درصد) یا خویشاوند نزدیک (31 درصد) یا آشنای خانوادگی (16 درصد). این بررسی همبستگی قابل ملاحظه و مستقیمی را بین کودک آزاری و شدت افسردگی کودکان آزار دیده نشان می دهد. نتایج این بررسی با اطلاعات به دست آمده از سایر کشورها مطابقت دارد.

کودک آزاری جسمی آسیبی است که مواردی چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی، زخمی کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانی را شامل می شود.

 سبب شناسی

توجه به سبب شناسی کودک آزاری یکی از مهمترین عواملی است که مشاور یا درمانگر باید به آن توجه نماید؛ زیرا در خلال توجه به این مطلب است که می تواند مداخله مناسب را طرح ریزی، بررسی و هدایت نماید. تلاش هایی که به منظور تبیین علل کودک آزاری صورت گرفته، الگوهای مختلفی را موجب شده است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود.

(1) الگوی روانپزشکی (Psychiatric model):

این مدل، علل کودک آزاری را در ویژگی شخصیتی والدین و کودکان و به نوعی در آسیب شناسی روانی آنها دنبال می کند. به طور کلی الگوی روانپزشکی، افراد کودک آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسیب شناسی روانی به طور معنادار، افرادی پریشان می داند که با پریشانی خود باعث بدرفتاری و بهره کشی از کودکان می شوند. در این باره دو نوع آسیب شناسی مهم مطرح شده است، یکی اختلالات روان پریش (Psychotic) و دیگری اختلالات جامعه ستیز (psychopathic). همچنین به این موضوع اشاره شده است که بدرفتاری در افراد الکلی و سوء مصرف کنندگان مواد شایع است. نتایج اولیه در مورد موضوع کودک آزاری چنین نشان می دهد که 14 درصد از مادران و 7 درصد از پدران در گزارش های خود به این نکته اشاره کرده اند که در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند.

در بسیاری از خانواده ها با یکی از کودکان بیشتر از بقیه بدرفتاری می شود. کودکان نارس و کودکانی که در هنگام تولد کم وزن هستند و نیز آنهایی که به طور کلی دچار نارسایی های رشدی هستند بیشتر در معرض خطر قرار دارند. برا ی مثال می توان به کودکان عقب مانده ذهنی و کودکان بیش فعال اشاره کرد. نتایج یک گزارش در ایالات متحده نشان می دهد که بیش از 50 درصد کودکانی که مورد آزار جسمی قرار گرفته اند، کودکان نارس و کم وزن بوده اند.

توجه بیش از حد به عوامل روان شناختی باعث شده که انتقاداتی به الگوی روانپزشکی وارد آید. روبین اظهار می دارد که روان شناختی کردن یک پدیده اجتماعی توجه را از حوزه ساختاری و موقعیتی مشکل دور می سازد. بر اساس این اعتقاد، اصطلاح کودک آزاری توجه را بیشتر به سوی درماندگی روانی فرد آزار دهنده سوق می دهد و با توصیف فرد آزار دهنده به عنوان "عاملی علّی" بیش از آنکه به نما و منظر اصلی مشکل (که بیشتر ماهیتی جامعه شناختی دارد) توجه شود، بر موضوع فرد آزارگر متمرکز می گردد.

(2) الگوی جامع شناختی (Sociological model):

الگوی جامعه شناختی کودک آزاری، بر عوامل اجتماعی تأکید بیشتری دارد. برخی از متغیرهای جامعه شناختی که در کودک آزاری دخالت دارند و فشار روانی بسیاری را ایجاد می کنند عبارتند از مشکلات شغلی، اختلالات خانوادگی، بیماری و گریه کودک و موقعیت های مشابه. با وجود این بعضی خانواده ها علیرغم اینکه با فشار روانی بسیار زیادی مواجه هستند، با کودکان خود بد رفتاری نمی کنند.

به هر حال، تعدادی از مطالعات، کودک آزاری را در خانواده های طبقات پایین اجتماعی-اقتصادی گزارش کرده اند البته خانواده های کم درآمد ذاتاً بدرفتار نیستند، بلکه شرایط فشار آور بیشتری را در زندگی تجربه می کنند. در یک مطالعه ملی در آمریکا (1993) کودکان خانواده های با درآمد سالیانه پایین تر از 15000 دلار با کودکان خانواده های با درآمد سالانه بالاتر از 30000 دلار مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که کودکان گروه اول 22 بار بیشتر از کودکان گروه دوم در معرض احتمال بدرفتاری قرار دارند. در این مطالعه به عوامل دیگری نیز اشاره شده که عبارت اند از: تک والدی بودن خانواده و پایگاه اقتصادی-اجتماعی والد، سوء مصرف مواد توسط والدین و بعد زیاد خانوار.

یکی دیگر از عوامل تعیین کننده در بدرفتاری با کودکان، پذیرش تنبیه به عنوان یک روش کلیدی در تربیت کودک است. تا چند سال پیش تیبیه بدنی جزء جدایی ناپذیر نظام آمورشی کشورها بود و هنوز هم به نوعی همین طور است. مادامی که تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی پذیرفته شود، شاهد خشونت و کودک آزاری خواهیم بود.

(3) الگوی تعاملی (Interactional model):

در الگوی تعاملی علاوه بر متغیرهای روان شناختی و جامعه شناختی به تعامل این متغیرها با یکدیگر و نیز بافت موقعیت اجتماعی بدرفتاری توجه می شود. در این الگو، کودک آزاری نتیجه تعامل ویژگی های کودک، محیط اجتماعی و ویژگی های فرد آزارگر است. عوامل مؤثر در کودک آزاری در همه موارد یکسان و مشابه نیست و به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:31  توسط مهدی  | 

کودک آزاری بی ارتباط با مشکلات اقتصادی و اعتیاد والدین نیست

کودک آزاری بی ارتباط با مشکلات اقتصادی و اعتیاد والدین نیست
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: یکی از دلایل مرتبط با کودک آزاری مشکلات اقتصادی و همچنین اعتیاد والدین در خانواده ها است.

هادی مقدسی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: با توجه به اینکه هنگامی که والدین اصلی کودک باشند مهر و عاطفه پدری و مادری نمی تواند مانع کودک آزاری باشد به همین دلیل طرح، لایحه، مجازات و تنبیه هم برای جلوگیری از کودک آزاری خیلی موثر نخواهد بود.

این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه راهکار اصلی جلوگیری از کودک آزاری متمرکز شدن بر روی مقوله فرهنگی واعتقادیمان است گفت: چنانچه می توانستیم محورهای رعایت حقوق کودک را در قالبهای فرهنگی و عاطفی بیان کنیم امروزه شاهد انواع مختلف کودک آزاری نبودیم.

به گفته این نماینده مجلس قوانین حقوقی و قضایی به اندازه کافی در جامعه ما وجود دارد بنابراین می بایست تمامی دستگاههای فرهنگی و متولیان امر تعلیم و تربیت و فرهنگ در جهت تکریم کودکان بسیج شوند و از سوی دیگر تکریم والدین نیز باید مد نظر قرار گیرد و در این صورت است که شاهد مقوله کودک آزاری نخواهیم بود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی افزود: تاثیر این امر و همچنین مباحث فرهنگی بسیار بیشتر از اهرمهای قضایی و سلبی است.

مقدسی در مورد دلایل کودک آزاری در جامعه گفت: در حال حاضر برای امر مهم تعلیم و تربیت و امور عاطفی برنامه خاصی وجود ندارد که این امر یکی از علل کودک آزاری محسوب می شود و همچنین مشکلات اقتصادی نیز مزید بر علت است و در نهایت اعتیاد یکی از علل اصلی آزار دیدن کودک توسط خانواده است که باید به صورت خاص به آن توجه کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:30  توسط مهدی  | 

عوامل پديد آورنده كودك آزاري

عوامل پديد آورنده كودك آزاري

عوامل پديد آورنده كودك آزاري را ميتوان به چند دسته تقسيم كرد، كه عبارتنداز:

الف. عوامل ناشي از وضعيت كودك

1. ضعف و ناتواني جسمي كودك

يكي از عوامل كودك آزاري، ناشي از ناتواني كودك در اداره زندگي خود و وابستگي او به پدر و مادر است، كه اين امر به صورت ويژه در كودكان نارس، عقب مانده و معلول، امري است كه موجب جرات پيدا كردن كودك آزار ميشود. به طور نسبي كودكاني كه دچار مشكلات پايداري از اين قبيل اند، بيش از ديگر كودكان، قرباني كودك آزاري شده اند.

2. مشكلات رواني كودك

يكي از عوامل آزار كودكان از سوي والدين، شيطنتها و رفتارهاي ناهنجاري است كه كودكان از خود بروز مي دهند، كه گاه اين بي قراريها ناشي از بيش فعالي كودك است. بيش فعالي از آن دسته مشكلاتي رفتاري است كه نيازمند برنامه هاي خاص تربيتي و گاه درماني است. نا آگاهي والدين نيز سبب ميشود تا اين مشكل بحراني شده، منتهي به كودك آزاري شود. البته مشكلات رواني ديگري، چون اضطراب، شب ادراري، پرخاشگري و... از مشكلاتي است كه نياز به برنامه تربيتي و درماني دارد. اما متاسفانه گاه به دليل بي توجهي و يا ناآگاهي والدين نسبت به درمان صحيح، اين مشكلات همچنان باقي مانده و موجب برانگيخته شدن خشونت عليه ايشان ميشود. به عنوان مثال والدين، كودك مبتلا به شب اداري را روي بخاري برقي مينشاندند، تا او را تنبيه كنند.

3. نامشروع بودن كودك

يكي از عوامل وقوع كودك آزاري، نامشروع بودن كودك است. مادري كه صاحب فرزند نامشروع ميشود، عموما نگرش ديگري به كودك خود دارد و همواره او را مدركي براي عمل خلاف خود ميبيند. به ويژه اگر تنها بوده و از خانواده و محيط جامعه طرد شده باشد. لذا همواره به كودك خود با چشمي ديگر مينگرد. براساس روايتي از امام صادق(ع) يكي از علل حرمت زنا، به دنيا آمدن فرزند نامشروع است، كه محروم از عوامل خانوادگي خواهد شد ، لذا صرف عدم جلوگيري از باردار شدن زانيه توسط زاني گناهي ديگر است.

ب. عوامل ناشي از مشكلات اجتماعي

1. فقر اقتصادي

به طور كلي، فقر از عوامل مؤثر در گسترش بسياري از جرايم است. لذا روايات وارده از ائمه معصومين (ع) آمده است: «كان الفقر ان يكون كفرا» فقر سبب ميشود تا كودكان از دسترسي به نيازهاي اساسي خود؛ مانند آموزش، بهداشت، تغذيه و... محروم شوند، يا والدين به دليل فشارهاي مالي با رفتارهايي، چون پرخاشگري، خشونت، بيتوجهي و... كودكان را مورد آزار قرار دهند.

دبير انجمن حمايت از كودكان بد سرپرست سازمان بهزيستي استان اصفهان درگفت و گو با ايرنا با اشاره به اين كه كودكان رده چهار تا هفت سال بيش از ديگر ردهها در معرض كودك آزاري قرار دارند، گفت: اين گروه سني با 30 درصد، گروه از بدو تولد تا سه سالگي و نيز از هشت تا 11 سالگي هر يك با 26 درصد و گروه 12 تا 15 سال با 15 درصد، بيشترين گروه سني تحت كودك آزاريها قلمداد ميشوند. اين دسته از كودك آزاريها در خانوادههاي فقير از نظر اقتصادي و فرهنگي بيشتر است. در سال 84 از ميان آمار كودك آزاري، سوء استفاده از كودكان در تكدي گري و ممانعت از تحصيل 3/8 درصد، بوده است. البته مواردي كه در برگيرنده كار اجباري كودكان است، در شمار آمار ذكر نميشود كه با احتساب آنان، كودك آزاري ناشي از فقرخانوادهها آمار بلند بالايي خواهد بود. در كليه كشورهاي جهان، علت اصلي قاچاق كودكان نيز در فقر اقتصادي خانواده ها نهفته است.

2. مشكلات فرهنگي

برخي از مشكلات فرهنگي، منجر به كودك آزاري ميشوند، كه از جمله آنها ميتوان به سنتهاي غلط فرهنگي در برخي قوميتها اشاره كرد؛ سنتهايي چون واني در پاكستان و كابين در كردستان و برخي مناطق اهواز و خوزستان. اين سنت، يكي رسم قديمي است كه در آن با ازدواج بين دو قبيله، جنگهاي خونين ناشي از قتل يكي از دو گروه متوقف ميشود. عروس در اين رسم محكوم به تحمل خشونتهايي است كه از طرف خانواده همسرش به او تحميل ميشود. برخي از سنتها نيز ناشي از رسوم غلط امروزي است؛

سنتهايي چون تجمل گرايي، مدگرايي، عريان پوشي، سيري ناپذيري انتظارات اعضاي خانواده، بي توجهي به پوشش مناسب دربرابر ناپدري و نابرادري و ساير خويشان، هر يك موجب به وجود آمدن تنشهايي در خانواده ها ميشود كه يكي از قربانيان اين تنشها كودكان هستند.

کتایون:

3. نقص يا ابهاماتي قانوني

يكي از عوامل اجتماعي - سياسي كودك آزاري در برخي كشورها، فقدان قوانين حمايتي از كودكان است. در ايران با تلاشهاي خوب قانونگذاران و با تكيه بر اصول اسلامي، قوانين خوبي وضع شده، اما با اين وجود هم چنان نواقص و ابهامات قانوني محسوس و مؤثر است. قانون حمايت از كودكان و موادي از قانون مدني و قانون مجازات اسلامي و آئين دادرسي، گرچه تا حدودي خلاء قانوني را پر كرده است. اما مبتلا به ابهامات و نواقصي است كه دست دستگاه قضايي و مراكز مددكاري را بسته است. دو موضوع برجسته در اين زمينه، عدم شفاف سازي كودك آزاري جسمي و روحي و ارتباط آن با تنبيه بدني است؛ چرا كه قوانين حدمتعارف تنبيه مدني را تعريف نكرده، ضمن اين كه قانون ميتوانست به اولويت بندي راهكارهاي مناسب تربيتي نيز بپردازد.

از سوي ديگر، ضعف سيستم گزارش دهي و كشف جرم در حوزه كودك آزاري، ضرورت اهتمام بيشتر قانونگذاران در جهت ارائه راهكارهاي قانوني بيش از پيش ميطلبد. ضمن اين كه مجازاتها و اقدامات تاميني مناسب با كودك آزاري نيز خود بحثي مهم است؛ چرا كه به راحتي نميتوان در همه موارد حكم به عزل سرپرست خانواده اي به سبب آزار كودك داد؛ زيرا بخشي از اين پديده ها، ناشي از نا آگاهي، ضعف اقتصادي و عواملي از اين دست اند، كه با صرف مجازات زندان يا جريمه نقدي قابل جبران نيست. چنان كه جدا كردن فرزند از خانواده نيز زيان بار بوده، تاثير منفي ديگري بر كودك دارد. لذا بايد روشهاي آموزشي و مهارتهاي تربيتي والدين را افزايش داد و تا آنجا كه ممكن است از مجازات هايي كه خود عوارض جبران ناپذيري بر نهاد خانواده دارد، خودداري كرد.

4. مشكلات محيط آموزشي

مهمترين محيط آموزشي كودكان مدارس است. مدرسه، جايي است كه كودك زمان بسيار زيادي از عمر خود را در آن ميگذارند. بنابراين مشكلاتي كه در مدرسه براي دانش آموزان ايجاد ميشود، مانند انتظار بيش از حد، نديدن تفاوتها، اضطراب، ترس ناشي از رقابتهاي شديد، تبعيض، تنبيه بدني، تحقير، توهين و... سبب آزارهاي جسمي و رواني كودكان ميشود. به گفته برخي از محققين، سيستم ناكارآمد ارزش گذاري در مدارس و شيوههاي تنبيهي نامناسب از عواملي است كه سبب مشكلات پيش گفته ميگردد. البته بخشي از چنين مشكلاتي به ناتوانيهاي تربيتي معلمين باز ميگردد. بنا به آمار انجمن حمايت از حقوق كودكان، 6/3 درصد از كودك آزاريها در سال 84 توسط مديران و معلمان بوده است.

معلماني كه تنبيه بدني يا توهين و تحقير بي رويه را در دستور كار خود قرار مي دهند، به نتايج زود بازده آموزشي و كنترل پليس بيشتر بها مي دهند. در كلاسهايي كه معلم آن در تنبيه بدني دست كار آمدي دارد، خيال وي از منظر اطلاعات علمي نيز راحت است؛ زيرا دانش آموزان، جرات سؤال كردن از چنين معلماني ندارند و سكوت ناشي از نظم پادگاني در كلاسهاي درس اين معلمان، فرصت كافي براي انجام كارهاي شخصي و مطالعه روزنامه و... نيمه پاياني جلسه نود دقيقه اي، در اختيار آنها قرار مي دهند. تنبيه بدني بر خلاف تصور ظاهر، از اقتدار معلم ناشي نميشود و بر عكس از ضعف علمي و كلاس داري وي نشات ميگيرد، بنابراين معلماني كه با سواد و صبورند از اقتدار بيشتري در ميان دانش آموزان برخوردارند.

از سوي ديگر تغيير نگاه نظام سياسي نسبت به مديريت اداره آموزش و پرورش و تغيير نگرش جامعه از نقش مصرفي بودن به نقل توليد بودن نظام آموزشي، به تقويت اين باور كمك خواهد كرد، كه افراد متعهد و متدين، با ضريب هوشي و تحصيلات علمي بالا به لحاظ گستردگي دامنه فضاي عملكردي، تاثيرگذاري بيشتري را ميتوانند در سيستم آموزشي ايفا كنند.

5. فقدان نظارت كارشناسانه برمراكز نگهداري كودكان و حمايت از آنها

در صد نسبتا بالايي از كودك آزاريها، به مؤسسات نگهداري كننده از كودكان باز ميگردد. بنا به آمار دبير انجمن حمايت از كودكان 7/5 درصد از كودك آزاران، از مؤسسات نگهداري كننده كودك بوده اند. با ريشه يابي اين پديده در مراكز بهزيستي، روشن ميشود كه يكي از دلايل عمده چنين اموري از سويي، كمبود امكانات و حمايتهاي لازم، و از سوي ديگر ناتوانيهاي تربيتي مربيان و مسئولين اين مراكز و فقدان نظارت كافي نسبت به اين مراكز بوده كه، منجر به وقوع حوادثي تلخ در مراكز حفظ و نگهداري كودكان بي سرپرست ميشود.

پس از حادثه كودك آزاري در يك مركز بهزيستي در زنجان، رئيس انجمن علمي مددكاري اجتماعي در گفت و گو با فارس گفت: «احتمال تكرار حوادث مشابه كودك آزاري زنجان در مراكز ديگر بهزيستي نيز وجود دارد. حادثه كودك آزاري در زنجان معلوم نداشتن نيروهاي كافي در بهزيستي است، حتي در يك خانواده كه 2 فرزند دارد نيز امكان كودك آزاري وجود دارد، حال تصور كنيد در يك مركز شبانه روزي نگهداري كودكان، كه حداقل 50 كودك در آن هستند و فقط يك مادريار وجود دارد، معلوم است كه بايد عصبي شود و رفتار مناسبي با بچهها نداشته باشد، زيرا وي نيز خسته ميشود و اگر براي كارهاي شخصي از مركز بيرون برود، مادريار ديگري نيست كه جايگزين او شود».



6. ضعف باورهاي ديني

بزرگترين عامل وقوع كودك آزاري را ميتوان در ضعف باورهاي كودك آزاران دانست؛ زيرا كسي كه معتقد به مكافات عمل در دنيا و عالم آخرت باشد، هيچ گاه به خود جرات ظلم كردن به كودكان بي پناه را نمي دهد؛ چرا كه بر اساس حديثي نبوي، خداوند متعال ميفرمايند: «اشتد غضبي علي من ظلم احدا لا يجد ناصرا غيري ؛ خشم من بر ظلم كننده به كسي كه هيچ پناهي غير از من ندارد، شعله ور است». به ويژه كودك آزاري هاي جنسي كه مجازاتهاي سنگين آن نشانگر قباحت بسيار آن است. اباحه گري و بي توجهي به معيارهاي ديني، عمدهترين كودك آزاري جنسي، به ويژه از سوي والدين كودك است.

کتایون:
ج. عوامل ناشي از وضعيت والدين

1. فقدان مهارتهاي تربيتي

بزرگترين عامل كودك آزاريهاي جسمي، عدم مهارت و ناتواني والدين در برابر كنترل رفتار كودكانه كودك است. برخي از والدين، نزديكترين راه براي اصلاح رفتارهاي كودك خود را تنبيه بدني ميبينند، كه با تكرار از سوي والدين، كودك كم كم بدان عادت ميكند، در اين شرايط برخي والدين ناشيانه به سختتر كردن تنبيه بدني و رواني خود رو مي آورند و تا آن جا پيش مي روند، كه از در لجبازي با كودك معصوم و خام، صدمات جبران ناپذيري به كودك وارد مي آورند. در اين ميان، ناتواني مادران در كنترل و هدايت رفتار كودكان نقش پر رنگتري دارد. از اين رو، ضروري است تا مادران بيشتر در صدد تربيت و مهار رفتار ناهنجار كودك خود با يادگيري روشهاي صحيح تربيت فرزند باشند. اگر مادر فضاي خانه را به درستي مديريت كند، كار به جايي نخواهد كشيد، كه پدر خسته و كلافه از كار، متوسل به رفتارهاي آزار گرانه شود. حتي مادر ميتوان پدر را نيز به شيوه هاي مناسب و جديد تربيتي آگاه نموده. مانع از خشونت او عليه كودك معصوم شود.گرچه وظايف پدر به جاي خود باقي است. به طور كلي والدين بايد با جديت در صدد تربيت صحيح كودك با استفاده از روشهاي مناسب باشند و صرفا در صدد بزرگ كردن جسم و پر كردن شك او نباشند. طبق آمار ارائه شده از سوي دبير انجمن حمايت از كودكان بد سرپرست سازمان بهزيستي استان اصفهان، در سال 85 از ميان پرونده هاي موجود، در اين انجمن موارد كودك آزادي عاطفي 19 درصد، جسمي 15 درصد، جنسي 7 درصد، غفلت 11 درصد، جسمي و غفلت 11 درصد، عاطفي و غفلت 3 درصد، جسمي و عاطفي و غفلت 30 درصد موارد كودك آزاري را شامل ميشود. چنان كه مشاهده ميشود، بخش اعظمي از موارد كودك آزاري در اثر كودك آزاري همراه با آزار جسمي و عاطفي و ناشي از غفلت والدين است اموري كه به يقين با وجود مهارت هاي تربيتي والدين قابل پيشگيري است.

2. اشتغال مادر

يكي از عوامل آزار كودك از سوي مادر و كمبودهاي عاطفي كودكان اشتغال پاره وقت و يا تمام وقت مادر است. متاسفانه برخي از مادران پيش از اين كه به فكر رسيدگي به مشكلات و نيازهاي تربيتي كودك باشند، به فكر پر كردن جيب خود براي رفاه بيشتراند. برخي مادران پيش از اين كه خود را مادر بدانند، خود را كارگر سرمايه داران مي دانند. كودكي كه در روز فقط چند ساعت در كنار مادري خسته وبي حوصله، كه وظايف گوناگون خانه اش عقب افتاده است به سر ميبرد، بسيار مورد غفلت، بي توجهي، كمبود عاطفي، انحرافات اخلاقي، قرار گرفته و گاه مورد آزار مادر بيحوصله و پر مشغله قرار ميگيرد، كه اغلب چنين كودكاني، غالب ساعتهاي عمر خود را زيرنظر مربيان مهد كودكي كه مشخص نيست تا چه اندازه احساسات و نيازهاي كودك را درك ميكنند، ميگذرانند و كمتر طعم محبتهاي مادرانه را احساس ميكنند.

3. فشارهاي مالي

عمده كودكاني كه قرباني كودك آزاري ميشوند، تحت فشارهاي مالي هستند. فقر سبب ميشود تا كودكان از دسترسي به نيازهاي اساسي خود؛ مانند آموزش، بهداشت، تغذيه، و... محروم شوند يا والدين به دليل فشارهاي مالي با رفتارهايي؛ چون پرخاشگري، خشونت، بي توجهي و... كودكان را مورد آزار قرار دهند. فشار مالي سبب ميشود تا والدين سعي كنند محدوديتهاي بيشتري براي فرزندان خود قرار دهند. اين امر سبب اعتراض كودك و پرخاشگريهاي او ميشود، كه كشمكش ميان ايشان، گاه منتهي به كودك آزاري ميشود.

دكتر منصور ايزدپناه (روانشناس) در اين خصوص ميگويد: مهمترين عاملي كه منجر به كودك آزاري ميشود، فقر اقتصادي و فرهنگي است. اكثر كودكاني كه ازمعضل كودك آزاري رنج ميبرند در خانوادههاي پر جمعيت، فقير و مهاجر قرار دارند، كه گاه پدر يا مادرشان معتد هستند.

از سوي ديگر، كار كودكان و سوء استفادههاي جسمي و جنسي نيز در بسياري از موارد ناشي از فقر است. براساس آماري از كودكان در تهران، كار اجباري را بايد يكي از شايعترين موارد كودك آزاري در ايران دانست. براساس تحقيقي كه توسط انجمن حمايت از حقوق كودكان با همكار دانشگاه بهزيستي و توان بخشي ايران در تهران روي585 كودك خياباني انجام شده، نشان مي دهد، كه علاوه بر افزايش 23 درصدي اين كودكان در منطقه تجريش تهران و 81 درصدي آنها در ميدان رسالت اين شهر، 48 درصد از آنان 6 تا 12 سال سن دارند. اين تحقيق همچنين مشخص كرده است كه 16 درصد از اين كودكان زير 16 سال سن دارند و 30 درصد شان بين 12 تا 18 سال سن دارند. دادههاي اين تحقيق بيانگر آن است كه 54 درصد از كودكان كار، تنها درتهران درآمد 30 تا سقف 50 هزار توماني ماهانه خود را كه حاصل 6 تا 10 ساعت كار سخت روزانه است، صرف خانواده ميكنند. فقر اقتصادي، بي عدالتي اجتماعي، بيكاري، فاصله طبقاتي زياد و درآمد كم خانواده در ايران از مهمترين عللي است كه منجر به وجود آمدن پديده كودكان خياباني و كار اجباري آنان ميشود.

البته اين عامل، عاملي است كه اكثركشورهايي كه به طور جدي گرفتار معضر كودك آزاري هستند، جاري است. بنا به گزارشي، بسياري از والدين يمني براي امرار معاش خود ناچارند كودك خود را به دست قاچاقچيان بسپارند. بر طبق گزارشها، از دهه 90 مقارن با اولين درگيري در خليج فارس كه كارگران يمني از عربستان به كشورشان رانده شدند، آمار قاچاق كودكان يمني به اين كشور افزايش يافته است. امات الرحمان مددكار اجتماعي و كارشناس امور خانواده در گفت و گو يا خبرگزاري IPSاعلام كرد: «به دليل فقر زياد و بيكاري، خانوادههاي يمني كودكانشان را به دست قاچاقچيها ميسپارند و متاسفانه اين كار غير انساني را با رضايت كامل انجام مي دهند. گزارشات حاكي از آن است كه بسياري از خانوادهها از طريق كودك دور از وطنشان امرار معاش ميكنند. در آمد كودكان از راههايي چون گدايي، نقل و انتقال مواد مخدر و يا انجام كارهاي بسيار سخت تامين ميشود.»

بنا به اظهارات الرحمان، بزرگترين ترس هر خانواده اخراج فرزندشان از عربستان و در نتيجه قطع درآمد خانواده است. وزارت امور اجتماعي اعلام كرد، كه اين كودكان از طريق قاچاقچيان، گاردهاي مرزي و مامورين عربستان مورد سود جويي و اعمال خشونت قرار ميگيرند. آنها تحت فشار خشونت، گرسنگي و سوء استفاده جنسي هستند.

4. اعتياد

اعتياد والدين به دليل خصوصياتي كه در ايشان ايجاد ميكند، مانند پرخاشگري، بي مسئوليتي، كاهش عاطفه و... سبب ميشود تا كودكان مورد آزار، بيشتر مورد سوء استفاده قرار گيرند. وجود بيش از 2 ميليون معتاد در كشوري كه 60 درصد از 95 درصد آنها، پدر خانواده هستند، منجر شده تا اغلب آنها به دليل مصرف مواد مخدر، تعادل رواني خود را از دست داده و زن و فرزندان خود را مورد آزار واذيت و انواع خشونتهاي خانوادگي قرار دهند. غالب پروندههاي كودك آزاري در ايران در مورد كودكاني تشكيل شده كه والدين معتاد داشته اند. اعتياد، به ويژه در خانوادههاي فقير، تواناييهاي تربيتي والدين را ساقط كرده و ايشان را در شرايطي قرار مي دهد، كه همواره به خود زحمت فكر در عمق اعمال خويش را نمي دهند و آسانترين و سريعترين راه را براي سركوب فرزند در پيش ميگيرند. ايشان به دليل نياز مالي مرتكب سوء استفاده از كودك در اموري؛ چون فحشاء، تكديگري، نقل و انتقال مواد مخدر ميشوند. در حداقل موارد نيز كودك را مجبور به كارهاي سخت مينمايند.

5. طلاق

بزرگترين قربانيان طلاق، كودكاني معصومي هستند، كه از مهر مادري يا لطف پدري محرومند. بخش مهمي از موارد كودك آزادي به كودكاني اختصاص دارد، كه گرفتار تك سرپرستي يا سرپرست نامناسب پس از طلاق هستند. در مواردي مشاهده شده كه نامادري يا نا پدري در اثر غفلت يا بي توجهي والدين اصلي، كودك را مورد آزار جسمي و يا جنسي قرار داده اند.

6. بيماري رواني و جسمي

آمار نشان داده، كودكاني كه والدين آنان دچار بيماريهاي رواني و يا جسماني هستند، بيشتر در معرض كودك آزاري هستند. در مواردي، كودك آزاري جسمي به سبب مشكلات رواني و گاه جسماني بوده است. در صورتي كه والدين به بيماريهاي رواني مبتلا شوند، با رفتارهايي؛ مانند تند خويي، خشونت، ناسازگاري، بي توجهي و... كه ناشي از بيماريهاي رواني آنهاست سبب آزار كودكان ميشوند.

7. اختلافات خانوادگي

يكي از قربانيان مشاجرات شديد و طولاني والدين، كودكان بي گناهي هستند كه در خلال اين مشاجرات صدمه عاطفي و رواني ميبينند. گاه در خلال مشاجرات والدين، كودكان ابزار تلافي قرار ميگيرند كه بر آسيبهاي ايشان مي افزايد. اضطراب حاصل از اين فضا كودك را تحت فشار شديد رواني قرار مي دهد و در نهايت ممكن است ايشان را به مشكلات رفتاري و اختلالات رواني دچار كند. براساس پژوهشهاي دفتر پژوهش دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي بر روي 77 هزار و 855 دانش آموز پسر پايه دوم مقطع راهنمايي مدارس دولتي 200 درصد دانش آموزان در معرض آزارهاي جسمي قرار دارند. 20 درصد والدين اين كودكان با يكديگر مشاجره و درگيري دارند كه آزار عاطفي و جسمي را در پي دارد. 27 درصد دانش آموزان اظهار كرده اند كه زندگي بر تنشي دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:30  توسط مهدی  | 

کودک آزاری چیست ؟

کودک آزاری چیست ؟
آزار کودکان می‌تواند جسمی، عاطفی، لفظی و یا جنسی باشد. حتی نادیده انگاشتن و توجه نکردن به کودکان نیز می‌تواند به نوعی در رده این اختلال قرار گیرد.
این آزارها می‌تواند صدمه‌ای جدی به کودکان وارد کند و یا حتی باعث مرگشان شود.پژوهش‌ها نشان می‌دهد از هر ۴ دختر و هر ۸ پسر، یک نفر از آنها در سنین قبل از ۱۸ سالگی مورد آزار قرار می‌گیرند.
همچنین سالانه یک کودک از هر ۲۰ کودک، از نظر جسمی صدمه می‌بیند.آزارهای جسمی کودکان شامل مواردی چون، سوزاندن، کتک زدن و شکستن استخوان‌هاست. آزارهای جنسی،‌ لمس بدن کودکان به‌صورتی ناشایست را شامل می‌شود.
غفلت و بی‌توجهی می‌تواند مواردی چون خودداری از غذا دادن به کودکان، پوشانیدن لباس، تهیه سرپناه و سایر نیازهای اساسی را شامل شود. نادیده انگاری عاطفی شامل مواردی چون، خودداری از ابراز عشق و محبت، راحتی و توجه است.
بی‌توجهی از لحاظ سلامت و بهداشت هنگامی روی می‌دهد که از مراقبت‌های پزشکی برای کودکان خودداری شود.
کودک آزاری دارای گستره وسیعی است و ممکن است در هر فرهنگ و اجتماعی که دارای ارزش‌های اخلاقی خاص خود هستند، اتفاق بیفتد.

به چه رفتارهایی کودک آزاری می گوییم ؟
کودکان به علت ویژگی هایی که از نظر سنی دارند، بسیار آسیب پذیرند و نیار به حمایت و مراقبت ما دارند. اما گاهی بزرگسالان، به دلایل مختلف، به جای حمایت و مواظبت از کودکان آنان را مورد آزار قرار می دهند.
کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگر، خصوصا ً بزرگسالان، نسبت به کودکان انجام می گیرد و به نوعی به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند. رفتارهایی که به صورت تصادفی انجام می شوند کودک آزاری به حساب نمی آیند، مانند این که کودکی به علت تصادف با اتومبیل دچار نقص جسمی شود.
کودک آزاری چگونه صورت می گیرد ؟
کودکان به صورت های مختلف مورد آزار قرار می گیرند :
کودک آزاری جسمی
یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند، مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن، شکستن و …
کودک آزاری روانی
شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند: توهین کردن، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و …


بی توجهی و غفلت
یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند تغذیه، بهداشت، پوشاک، آموزش و … در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب برسد.
سوء استفاده
یعنی استفاده از کودکان در ارتباط با مواد مخدر، واداشتن آن ها به کارهای دشوار، سوء استفاده جنسی به صورت های مخلتف و …
چرا کودکان مورد آزار قرار می گیرند ؟
۱)ناآگاهی والدین : گاهی والدین یا افراد دیگر که به کودکان آزار می رسانند، نمی دانند که رفتار آن ها کودک آزار است، مانند کسانی که کودکان را تنبیه بدنی می کنند، مورد تحقیر و توهین قرار می دهند، به نیازهای اساسی آن ها توجهی ندارند و این رفتارهای را عادی و معمولی می دانند.
۲)مشکلات اقتصادی : فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی مانند تغذیه و … محروم شوند یا والیدن به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت، بی توجهی و … کودکان را مورد آزار قرار می دهند.
۳)اعتیاد : اعتیاد به علت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند، مانند پرخاشگری، بی مسئولیتی، کاهش عواطف و … سبب می شود که کودکان مورد آزار، به ویژه از نوع سوء استفاده، قرار گیرند.
۴)بیماری های روانی : در صورتی که والدین به بیمارهای روانی مبتلا باشند، با رفتارهایی مانند تندخویی، خشونت، ناسازگاری، بی توجهی و … که ناشی از بیماری روانی آن هاست، سبب آزار کودکان می شوند.
۵)مشکلات خانوادگی : مشاجرات شدید و طولانی والدین، جمعیت زیاد خانواده ها، شیوه های تربیتی نامناسب، در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری و … سبب می شود که کودکان مورد آزار قرار گیرند، تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک آزاری به شمار می رود.
۶)مشکلات کودکان : کودکانی که مشکلات نسبتاً پایدار و شدید دارند بیش تر از سایر کودکان مورد آزار قرار می گیرند، به عنوان مثال، کودکانی که به بیمارهای جسمی مزمن و طولانی مدت یا مشکلات رفتاری، پرخاشگری بیقراری، بیش فعالی، اضطراب، شب ادراری و … دچارند، به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد می کنند و نیز به سبب ناآگاهی والدین از این مشکلات، اغلب مورد آزار جسمی و روانی قرار می گیرند.
۷)مشکلات مدرسه : مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود، مانند انتظار بیش از حد، ندیدن تفاوت ها، ایجاد اضطراب، ترس و رقابت های شدید، تبعیض، تنبیه بدنی، تحقیر و توهین و … سبب آزارهای جسمی و روانی کودکان می شوند.


چگونه می توانیم کودک آزاری را کاهش دهیم ؟
۱) کودکان را بیش تر و بهتر بشناسیم :
شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شود که رفتار بهتری با آن ها داشته باشیم. برای این کار می توانیم از روش های مختلف مانند خواندن کتاب های مناسب، شرکت در کلاس های آموزشی، مشورت کرن با افراد آگاه و … استفاده کنیم.
۲) علت کودک آزاری را بشناسیم :
کودک آزاری مانند هر رفتار دیگری علتی دارد. سعی کنیم علت آن را پیدا کنیم و با برطرف کردن آن، کودک آزاری را کاهش دهیم. ممکن است برخی از مشکلات را نتوانیم از بین ببریم، در آن صورت پذیرش آن بهتر از آزار دادن کودکان است.
۳) از دیگران کمک بگیریم :
کمک گرفتن و مشورت کردن نشانه هشیاری و آگاهی است، نه ناتوانی. برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری و تلفنی، سازمان های غیردولتی، افراد آگاه و … کمک بگیریم.
۴) آرامش خود را حفظ کنیم :
زندگی همیشه با مشکلات همراه است، سعی کنیم خشم خود را کنترل کنیم و برای مشکلات چاره جویی نماییم. بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند. کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود غلبه کنیم.
کودک آزاری چه زیان هایی برای کودکان دارد ؟
کودکی، دوران رشد و شکل گیری شخصیت است. انواع کودک آزاری در این سال های حساس و مهم، به رشد و سلامت کودکان آسیب های جدی می رساند. کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد، مانند رشد جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوان روبه رو خواهند شد. بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگ ترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود.
چگونه می توانیم از کودک آزاری پیشگیری کنیم ؟
پیشگیری همیشه بهتر، آسان تر و سریع تر از درمان است.
برای پیشگیری از کودک آزاری می توانیم از راه کارهای زیر استفاده کنیم :
۱)دقت در ازدواج و تشکیل خانواده، خودداری از ازدواج های تحمیلی، ناشناخته ؛ شتاب زده و ازدواج در سنین پایین.
۲)توجه به تنظیم خانواده و شمار مناسب فرزندان.
۳)افزایش آگاهی خود در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان.
۴)پذیرش مسئولیت ها و انجام وظایف خود به عنوان پدر، مادر ؛ معلم، سرپرست و … نسبت به کودکان.
۵)آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان.
۶)توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سبب کودک آزاری می شود.
۷)تقویت روحیه کمک کردن، هنگام برخورد با مشکلات، و آشنایی با مراکز حمایتی، مشاوره و امداد در مورد کودکان و خانواده ها.
نشانه‌ها
کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند از شکایت کردن و بیان آن، می‌ترسند. آنها از این می‌ترسند که مورد سرزنش قرار بگیرند و یا این که بزرگترها، حرفهایشان را باور نکنند. والدین اغلب نشانه‌های کودک آزاری را نمی‌شناسند زیرا نمی‌خواهند با واقعیت روبه‌رو شوند.
کودکانی که آزرده شده‌اند، باید هر چه سریع‌تر تحت درمان و پشتیبانی خاص قرار گیرند. هر قدر آزار کودکان طولانی‌تر باشد، احتمال بهبود کامل آنها کمتر خواهد بود.مراقب تغییرات جسمی و یا رفتاری کودک باشید، هر چند توضیحی در مورد آن ندهند.
اگر دلیل خاصی مبنی بر مورد آزار قرارگرفتن کودک خود ندارید، انجام آزمایشات مربوطه را ضروری بدانید. ممکن است کودک شما ترسیده باشد. به تغییرات و نشانه‌های زیر توجه کنید:
- نشانه‌های آزار جسمی:
هر گونه جراحت (کوفتگی و کبودی پوست، سوختگی، شکستگی، هر گونه جراحت مربوط به سر و شکم) که کودک در مورد آن توضیحی نمی‌دهد.
- بعضی از نشانه‌های آزار جنسی:
رفتارهای ناشی از ترس (کابوس، افسردگی، ترس‌های غیرمعمول، تلاش برای فرار کردن) دردهای شکمی، شب ادراری، خونریزی.
- نشانه‌های آزار عاطفی:
تغییر ناگهانی در سطح اعتماد به نفس، معده درد و یا سردرد‌هایی بدون علت مشخص پزشکی، ترس‌های غیرنرمال، افزایش کابوس‌ها و تلاش برای فرار.
- نشانه‌های بی‌توجهی عاطفی و غفلت از کودکان:
به دست آوردن وزن به صورت بسیار ناموفق به خصوص در نوزادان، اشتهای سیری ناپذیر برای رفتارهای محبت‌آمیز.


علل ایجاد
آزار و اذیت در بسیاری از خانواده‌ها پنهان داشته می‌شود. کودک آزاری اغلب در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که از نظر اجتماعی بسیار منزوی بوده، دوستی نداشته و با دیگران نیز ارتباطی ندارند.
والدینی که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده از مخدرات و دارو می‌تواند شمار کودک آزاری را افزایش دهد. والدینی که بیش از حد انتقاد می‌کنند، در روش‌های تربیتی و رعایت نظم بسیار خشن هستند، آنهایی که برای کودکانشان خیلی کم یا زیاد ابراز نگرانی می‌کنند و یا استرس بسیار زیادی دارند ممکن است در شمار والدین کودک آزار نیز قرار داشته باشند.
والدین کودک آزار اغلب قصد صدمه زدن به کودکان خود را ندارند. معمولاً آنها در هنگام عصبانیت کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند. اینچنین والدینی نیاز به کمک حرفه‌ای روان‌شناسی دارند.
چگونگی مقابله
اگر حدس می‌زنید که کودکی تحت آزار و اذیت قرار دارد با پزشک اطفال و مرکز حمایت از کودکان تماس گرفته و از آنها کمک بخواهید. پزشکان از نظر اخلاقی ملزم هستند، هرگونه نشانه‌های آزار کودکان و یا غفلت و بی‌توجهی نسبت به آنها را گزارش دهند.
حتی ممکن است در صورت لزوم شما را به درمانگران دیگری معرفی کنند تا هرگونه اطلاعات مورد نیاز برای بررسی‌ها، جمع‌آوری شود. پزشکان حتی اگر لازم باشد، در دادگاه برای کسب حمایت برای کودکان، شهادت داده و در صورتی که گمان کنند ممکن است کودکان تحت آزار جنسی قرار گیرند، دادخواست جنایی تنظیم خواهند کرد.
هر اقدامی که طبیعتی آزار دهنده دارد باید فوراً گزارش شده و برای رفع آن کمک گرفته شود. تأخیر در گزارش، شانس کودکان را برای بهبودی کامل کاهش می‌دهد. اغلب اوقات کودکی که با او بدرفتاری شده و یا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهای خشونت‌آمیز، گوشه‌گیری و یا خودکشی از او سر خواهد زد.
وقتی این کودکان بزرگ می‌شوند به مخدرات و دارو روی می‌آورند و تلاش می‌کنند به صورتی فرار کنند و یا این که آزار، اذیت و آسیبی که از سوی دیگران دیده‌اند، انکار نمایند. تحمل آزار در دوران کودکی ممکن است در بزرگسالی به خودکشی و افسردگی منجر شود.اگر کودکی تحت آزار شدید قرار دارد، شاید شما تنها کسی باشید که می‌توانید به او کمک کنید. در گزارش و اعلام این آزار به افراد ذی‌صلاح درنگ نکنید.
بی‌توجهی و تکذیب مشکلات، تنها اوضاع را وخیم‌تر می‌کند. با این کار شانس کودکان را برای بهبود کامل به شدت کاهش می‌دهید. در بیشتر اوقات، کودکانی که تحت آزار و یا بی‌توجهی قرار می‌گیرند، جراحات و صدمه‌های عاطفیشان بسیار شدیدتر از جراحات جسمیشان است. کودکانی که با آنها بدرفتاری شود بیشتر خودکشی کرده و یا افسرده می‌شوند.
از طریق برقراری ارتباط نزدیک با این کودکان، می‌توان به میزان جراحت‌های وارده از نظر عاطفی و جسمی پی برد. بزرگسالانی که در کودکی تحت آزار قرار داشته‌اند، با مشکلات بیشتری مواجهند و رفتارهای پر خطر در آنها بیشتر وجود دارد.
اگر شما حدس می‌زنید که کودکی به نوعی تحت آزار قرار دارد باید:
- کودک را به محلی امن و آرام ببرید.
- اطلاعاتی دقیق از چگونگی آزارهایی که به او رسیده کسب کنید.
- آرام باشید و کودک را عصبانی نکنید.
- برای این که کودک آزارهایی که دیده آشکار کند، به او اطمینان قلبی بدهید تا باورتان کرده و تمامی اتفاقات را صادقانه بیان کند.
- به کودک بگویید به او کمک می‌کنید و از دیگران نیز برایش کمک خواهید گرفت.
- تمامی اطلاعاتی که به دست آورده‌اید، یادداشت کنید.
- فوراً به مقامات مسئول در این زمینه گزارش دهید.



ويژگي‌هاي اصلي كودك‌آزاري جنسي‌
كودك‌آزاري جنسي‌، چه به صورت مداوم باشد و يا فقط يك بار صورت گرفته شود و خواه توسط افراد خانواده و نزديكان و خواه توسط افراد بيگانه انجام شده باشد، معمولاً داراي پنج شاخصه و ويژگي اصلي است‌:
۱. كودك‌، عموماً آن را دوست ندارد، ۲. ارضاي جنسي فرد آزاردهنده هدف اصلي آزار است‌، ۳. در اين رابطه يك تفاوت سني و قدرتي وجود دارد كه به طور موثري‌، رضايت معنادار از رابطه را ازبين مي‌برد، ۴. فعاليت جنسي معمولاً به صورت پنهان و همراه با نقشه و توطئه قبلي و اعمال زور از جانب فرد قدرتمند است‌، ۵. گاهي اوقات‌، كودك به جهت نياز شديد به حمايت فيزيكي يا عاطفي و توجه و وابستگي‌، خود شخصاً به پذيرش و شروع اين رابطه و يا حفظ رابطه جنسي‌، تمايل نشان مي‌دهد.
مشكلات اجتماعي و فرهنگي مربوط به طرح بحث كودك‌آزاري جنسي‌
اگر موضوع كودك‌آزاري جنسي‌كودكان تاكنون كمتر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است‌، نه به خاطر كم‌اهميت يا بي‌اهميت بودن موضوع‌، و نه به جهت قلّت موارد اتفاق افتاده كودك‌آزاري جنسي است‌، بلكه اين موارد، كراراً واقع مي‌شود و به دليل پنهان ماندن ضمانت اجراي موثر و كافي براي مجازات و تنبيه مرتكبان وجود ندارد. عدم طرح و پرداخت به اين معضل بزرگ فرهنگي و اجتماعي‌، بدين خاطر است كه از نظر سنتي و فرهنگي‌، اين موضوع به صورت يك «تابو» به شمار مي‌رود و تمايلي به صحبت درباره‌اش وجود ندارد و ديگر آنكه جرم كودك‌آزاري و به ويژه كودك‌آزاري جنسي‌، يك جرم نسبتاً پنهان است و حتي به مرتكبان و مجرمان اين جرم نيز، از آنجا كه در ميان جمعيت پنهان هستند، جمعيت پنهان گفته مي‌شود. همچنين به اين دليل كه آمار دقيقي در مورد اين جرم‌، به دلايل مختلف‌، ارايه نمي‌شود و به اصطلاح آمار سياه بزهكاري يا ليست سياه وجود دارد، در خيلي از موارد، اين جرم پنهان باقي مي‌ماند.
تفاوت سوءاستفاده جنسي از كودك با آزار جنسي كودك
اين دو عبارت در متون حقوقي انگليسي‌، زياد به كار رفته‌اند اما از لحاظ تعريف‌، تفاوت چنداني با يكديگر ندارند و تفاوت آنها بيشتر در مراجع درماني يا قانوني است كه به آن مراجعه مي‌كنند. همه اعمالي كه به عنوان سوءاستفاده جنسي به كار مي‌رود، مسلماً آزار جنسي و آزارهاي عاطفي و رواني نيز به دنبال خواهد داشت و امكان ندارد كه كودكي مورد سوءاستفاده جسمي قرار گرفته باشد ولي آزار جسمي و يا رواني را تجربه نكرده باشد.
يك تفاوت كه در مورد اين دو واژه مي‌توان اشاره كرد آن است كه محققان و روان‌شناسان معتقدند زماني كه يك شخص خاص در طول مدت زمان معين‌، يك فرد خاص را مورد آزار جنسي قرار دهد، سوءاستفاده جنسي (Abuse) واقع شده است‌. بنابراين در سوءاستفاده جنسي‌، شخص آزاردهنده و كودك مورد آزار جنسي‌، يك فرد ثابت هستند و اين آزار جنسي در طول مدت زمان تكرار مي‌گردد
خلاء قانوني تعريف كودك‌آزاري جنسي در ايران و خلاء قوانين كيفري در جهت حمايت از اطفال.‌
پس از انقلاب اسلامي‌، با تصويب قانون حدود و قصاص مصوب ۳/۶/۱۳۶۱ كليه مواد قانون مجازات عمومي سابق كه راجع به جرايم هتك ناموس و منافي عفت بود، نسخ گرديد و مقررات كيفري مطابق شرع اسلام به مرحله اجرا گذاشته شد و علاوه بر آن‌، مصاديق ديگري از جرايم منافي عفت‌، غير از زنا، مانند تقبيل و مضاجعه‌، تفخيذ و مساحقه نيز مورد حكم قرار گرفت‌. ولي قانونگذار، بلوغ يا صغر سن مجني عليه را كه سابقاً موجب تفاوت در مجازات مي‌شد، ناديده گرفت و از اين حيث همه را يكسان قلمداد كرد. همينطور، در قوانين كيفري ايران‌، اعمالي نظير هرزه‌نگاري كودكان (پورنوگرافي‌) و بهره‌گيري از آنها مورد غفلت قرار گرفته است‌.
درخصوص هر يك از موارد مهمي كه نسبت به كودكان مورد غفلت قانوني واقع شده و حمايت خاص كيفري از آن به عمل نيامده است‌، در ذيل به تفصيل سخن خواهيم گفت‌.
۱. رضايت فرد(كودك‌) در رابطه جنسي‌
در برخي از كشورها، بويژه كشورهاي اروپايي و كانادا، رضايت كودك‌، عامل مهم و تعيين كننده‌اي براي تشخيص آزار جنسي يا سوءاستفاده جنسي است و در كشورهاي مختلف كه اين مكانيسم پذيرفته شده است‌، سنين مختلفي تعيين شده است‌. در كانادا، اگر كودك زير سن دوازده سال باشد، ارتكاب اين اعمال از سوي وي يك اختلال رفتاري محسوب مي‌گردد ولي پس از دوازده سال تا هجده سال‌، به عنوان يك جرم با آن برخورد مي‌شود.
اما در قوانين كيفري و جزايي ايران‌، اساساً بحث رضايت فرد به طور كلي در رابطه جنسي نامشروع مطرح نيست و به طريق اولي‌، رضايت كودك نيز به هيچ وجه تاثيري در مساله نخواهد داشت‌، در اين مورد در بندهاي جداگانه‌اي‌، جرايم و اعمال منافي عفت‌، مورد بررسي قرار خواهند گرفت‌.
آموزش
آموزش که در رابطه نزدیک تری با نهاد خانواده قرار دارد به دو دلیل برجسته، می‌تواند نقش مهمی را در این رابطه ایفا کند، زیرا از یک طرف می‌تواند کودکان را به این موضوع آشنا کند تا والدین آنها دیگر اجازه نداشته باشند تا هر گونه رفتاری را که می‌خواهند با آنان داشته باشند و از طرف دیگر می‌تواند والدین را با شیوه‌های صحیح آموزش آشنا کند تا آنان گمان نکنند که بهترین راه تربیت تنبیه بدنی است و در این میان آموزش و پرورش و مدارس می‌توانند نقش مهمی را ایفا کنند، ضمن آن که امید می‌رود که با توجه به نیازهای اجتماعی و اقتصادی دیگر هرگز شاهد بروز فجایع منجر به کودک آزاری نباشیم.


منابع:
پیمان نامۀ حقوق کودک - انتشارات یونیسف.
- کودک آزاری - نوشتۀ دکتر عباس آقا بیگلویی و دیگران
- کودک آزاری جسمی - نوشتۀ دکتر کتایون خوشابی و سید عباس باقری یزدی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:29  توسط مهدی  | 

كودك آزاري چيست؟


 

مقدمه:


طبق مادۀ 19 پیمان نامۀ حقوق کودک، دولت های عضو پیمان نامه ملزم هستند همۀ اقدامات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند تا از کودک در برابر همۀ شکل های خشونت جسمی و یا روانی، صدمه یا سوء استفاده، بی توجهی یا سهل انگاری، بدرفتاری یا بهره­ کشی توسط والدین یا سرپرست قانونی یا هر شخص دیگری که عهده ­دار مراقبت از کودک است محافظت کنند.


تحقیقات نشان داده است که کودکان بیشتراز هر جایی در میان خانواده در معرض خطر خشونت و بدرفتاری قرار دارند. در حقیقت احتمال اینکه کودکان توسط اعضای خانواده به قتل برسند، مورد حمله و آزار جنسی قرار گیرند و یا محکوم به تحمل عادات سنتی زیانبار و خشونت روانی گردند بسیار بیشتر از آن است که بیگانگان کودکان را در معرض این خطرات قرار می دهند.
 
خشونت بیرون از خانواده نظیر درگیری کودک در برخوردهای مسلحانه، خشونت های اجتماعی، آدم ربائی، سوء استفادۀ ج ن س  ی سازمان یافته همانند روسپیگری، تهیۀ تصاویر نامناسب از کودکان و یا خشونت علیه کودکان توسط سازمان ها و نهاد های اجتماعی و کارفرمایان بصورت تنبیه بدنی، محدودیت های جسمی، زندان انفرادی و سایر اشکال منزوی کردن، اجبار به پوشیدن لباس مشخص، محدودیت ها و یا منع تماس با اعضای خانواده، دشنام، سرکوفت و ریشخند می باشد.
 
رفتار خشونت آمیز در سطح خانواده و یا اجتماع موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز در کودکان و نوجوانان می گردد بطوری که گاه کودکان اقدام به اعمال خشونت علیه هم کلاسی ها و یا برادر و خواهر خود می کنند حمل چاقو، پنجه بوکس، زنجیر، زورگویی و قلدری، اذیت و آزار و حملۀ فیزیکی به هم کلاسی ها و اعضاء خانواده، نمونه ای از بروز خشونت در کودکان می باشد.
 
گاهی مشاهده می شود که کودکان آزار دیده علیه خود نیز اعمال خشونت می کنند از آن جمله می توان سوء مصرف دارویی، مصرف مواد مخدر، الکل و حتی خودزنی و یا خودکشی را ذکر نمود. این چرخ را چرخۀ خشونت می نامند.
 
 
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 1999حدود 40 میلیون کودک 4-0 ساله، در سراسر جهان در معرض کودک آزاری جسمی و غفلت والدین بوده اند، به نحوی که نیازمند خدمات بهداشتی، درمانی و اجتماعی بوده اند.
تعاریف: 
 
کودک: مطابق مادۀ اول پیمان نامۀ حقوق کودک، منظور از کودک، هر انسان دارای کمتر از 18سال سن است. در قوانین شرع مقدس اسلام ، پایان کودکی نزد دختر9 سالگی و در پسر15 سال تمام قمری است.
( قانون مدنی مادۀ 1210، به نقل از کتاب کودک آزاری نوشتۀ دکتر عباس آقا بیگلویی و دیگران.)
  
خانواده: طبق تعریف قانون مدنی ایران، خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و عبارتست از زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها که با هم زندگی می کنند و تحت ریاست شوهر و پدر هستند.
 
خشونت: عبارتست از هر گونه رفتار عمدی بین افراد که احتمال آسیب جسمی یا روحی را به همراه داشته باشد.
خشونت در خانواده: طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی W.H.O هر گونه رفتار غیر طبیعی که منجر به آزار رساندن به خود و یا دیگران باشد. ( آزار به صورت جسمی، روانی و یا هر دو می باشد. )
 
کودک آزاری: طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، عبارتست از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند.
 
 
 
بررسی ها نشان داده اند مرتکبین کودک آزاری جسمی در 75 درصد موارد، والدین کودک ( بخصوص مادر )، 15درصد سایر وابستگان و 10 درصد مراقبین کودک (  مثل پرستار) بوده اند.
 

انواع کودک آزاری:

 


کودک آزاری جسمی: کودکی که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم، آزار و شکنجۀ عمدی قرار می گیرد و عبارتست از حملۀ فیزیکی به کودک، بطوری که می تواند موجب درد، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوانی، و سایر جراحات و یا حتی مرگ کودک گردد. اشکال مختلف کودک آزاری جسمی شامل: شلاق زدن، بستن کودک، کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و تکان دادن شدید می باشد.
 
کودک آزاری ج ن س  ی: بکارگیری، استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با هرگونه رفتار روشن ج ن س  ی یا نمایش رفتارهای ج ن س  ی، تجاوز، تماس ج ن س  ی، فحشاء و هرگونه بهره برداری ج ن س  ی از کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل ج ن س  ی .
 
کودک آزاری عاطفی: هرگونه رفتار نامناسبی که بر عملکرد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد همانند آزارهای کلامی و غیر کلامی، سرزنش یا تحقیر، ناسزا گفتن، مسخره کردن، دست انداختن، مقررات و کنترل شدید و نامعقول، ترساندن مکرر کودک از تنبیه سخت بدنی، انتظارات و برخوردهای نامتناسب با سن و سال کودک، به خدمت گرفتن کودک در جهت ارضاء نیازهای عاطفی خود . پاسخ های رفتاری غیر قابل پیش بینی والدین که باعث بی ثباتی و دگرگونی شناختی کودک شود.
 
کودک آزاری ناشی از غفلت و مسامحه: عبارتست از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانندغذا، پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد و نمو طبیعی کودک نیاز هست و یا کودک را در معرض خطر قراردادن ( مانند رها نمودن بچه بدون مراقبت ). مسامحه یا غفلت، بصورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی و عدم تأمین نیازهای روحی، هیجانی و آموزش کودک، ترک و به حال خود رها کردن کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعیت تحصیلی و بی توجهی به ترک مدرسه و کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن؛ می باشد. به طور کلی ناتوانی یا غافل ماندن والدین از توجه و رسیدگی به نیازهای هیجانی و عاطفی کودک، مسامحۀ عاطفی نامیده می شود.
علل کودک آزاری:
کودک آزاری یک مسئلۀ فرهنگی، اجتماعی، پزشکی است و معمولاً چندین عامل، مشترکا ً در بروز آن نقش دارند.


 
 عوامل مربوط به کودک آزاری را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد:
 
 الف: علل مربوط به کودک
ب: علل مربوط به والدین
ج: علل محیطی
 
الف: عوامل مربوط به کودک:
1- فرزند اول خانواده بودن.
2- کودکان دارای سن کمتر: خصوصاً بچه های زیر 5 سال در معرض خطر هستند، به طوریکه دوسوم
موارد کودک آزاری جسمی در کودکان زیر3 سال بوده است. مرگ عمدتاً در بچه های زیر یک سال دیده می شود. 
3- نارس بودن کودک.
4- داشتن معلولیت جسمی و یا عقب ماندگی ذهنی.
5- بچه های بیش فعال.
 6- کودکان سازش ناپذیر، وابسته و تحریک پذیر.
7- کودکانی که دائماً بیمار می شوند و یا از خوردن غذا امتناع می ورزند.
 8- کودکان ناخواسته و نامشروع.
 9- فرزند خوانده.
10- تک والد.
11- کودکان دارای ظاهر فیزیکی بد (لاغر، زشت و بد­ قیافه).
 
ب: عوامل مربوط به والدین:
 1- فقدان مهارتهای کافی به عنوان والد.
 2- خانواده های طرد شده و دارای روابط اجتماعی محدود.
3- داشتن انتظارات غیر واقعی، درک و تصور تحریف شده و اشتباه از توانائی­ های کودک که متناسب با سن اوست.
4- والدینی که به نوعی آزار و بی توجهی را در دوران کودکی خود تجربه نموده اند و یا ارتباط عاطفی  ضعیفی با والدین خود داشته اند.
       
 5- والدینی که بدون تفکر و به طور آنی عمل می کنند و از نظر فکری افرادی نابالغ، خود محور، زود رنج و حساس هستند.

6- عقب ماندگی ذهنی والدین.
7- اختلالات روانی والدین.
 8- اعتیاد به الکل و مواد مخدر والدین.
9- سابقۀ صرع و یا بیماری های مغزی در والدین.
10- پدیدۀ روانی نقش معکوس: در این موارد والدین برای ارضای خود، نیازهای عاطفی خود را از کودك  طلب می کنند و محبتی را که خود از آن محروم بوده اند از فرزندانشان انتظار دارند و در صورت عدم  برآورده شدن توقعات عاطفی خود از سوی کودک، دچار خشم می شوند.
  11- والدینی که به سرگرمی های خود ( سینما، مهمانی و ...) دلبستگی شدید دارند و نمی توانند از آنها چشم پوشی کنند.
  12- والدینی که دمدمی مزاج هستند و زود به خشم می آیند.
  13- عدم رضایت از زندگی و یا حاملگی پی در پی و ناخواسته.
  14- والدینی که تنبیه کودک را نوعی آموزش انضباطی می دانند.
  15- تک والد بودن.
  16- سن پائین والدین.
  17- والدین سخت گیر و جدی که تمایل به تسلط کامل به همه چیز دارند.
  18- تفاوت های شدید فرهنگی بین والدین.
  19- بیسوادی و همچنین فقدان آموزش های لازم نزد والدین در خصوص چگونگی رفتار با همسر و نحوۀ رفتار صحیح با فرزندان.
  20- فقدان برنامه ریزی تنظیم خانواده.
 
ج: عوامل محیطی و اجتماعی
1- خانواده های با محرومیت های اجتماعی، طرد شده از اقوام و اجتماع.
2- خانواده های پر جمعیت و شلوغ، پرمشکل و ناسازگار.
3- صنعتی شدن جوامع، کودک آزاری در کشورهای صنعتی شیوع بیشتری دارد.
4- فشارهای اقتصادی، سیاسی، بیکاری و تورم.
5- وجود قوانین مبنی بر مجاز شمردن تنبیه بدنی جهت تربیت و ایجاد نظم.
6-  فقدان حمایت های اجتماعی.
 
 
والدینی که با کودک خود بدرفتاری می کنند مربوط به طبقه، نژاد یا مکان جغرافیایی خاصی نیستند و از مذهب، تحصیلات، شغل و وضعیت اجتماعی گوناگونی برخوردارند. بنابراین کودک آزاری در تمامی گروه های اجتماعی دیده می شود.

اكثر آسيب هاي كودكان از طرف كساني است كه به آنها اعتماد دارند.


 
علائم و نشانه ها:
 
الف: کودک آزاری عاطفی:
    1- کودک بازی نمی کند.
    2- منفعل و دائم در حال شکایت است و یا حالت تهاجمی و یا بی اعتنایی دارد.
    3- اعتماد به نفس بسیار پائین.
    4- بندرت می خندد.
    5- مهارت های اجتماعی کمی دارد.
    6- از ارتباط با دیگران خودداری می کند و نگاهش را می دزدد.
    7- دائما سعی در جلب حمایت دیگران دارد.
    8- با اکراه غذا می خورد.
    9- پس رفت به دوران اولیۀ کودکی مثل مکیدن انگشت.
  10- اشکال در خوابیدن.
  11- توصیف خود با واژه های منفی و تحقیرآمیز.
  12- بی میلی نسبت به برنامه های خانواده.
  13- والدین از کودک انتظارات غیر واقعی دارند.
  14- والدین انتظار دارند که کودک نیازهای هیجانی و روحی آنان را برآورده سازد.
  15- عدم علاقمندی والدین به کودک.
  16- فقدان دانش و مهارت والدین جهت پرورش کودک.
  17- والدین به نیازهای خود توجه بیشتر دارند تا نیازهای کودک.
  18- والدین کودک را دائماً سرزنش می کنند.
  19- والدین با کلمات تحقیرآمیز با کودک خود سخن می گویند.
 
ب: کودک آزاری جسمی:
    1- احتیاط فراوان در تماس فیزیکی با بالغین.
    2- کنار کشیدن و یا حالت دفاعی گرفتن ناشی از ترس در پاسخ به حرکت ناگهانی بزرگسالان.
    3- تغییرات شدید رفتاری بهمراه واپس روی ها.
    4- حالت گوشه گیری یا پرخاشگری شدید.
    5- ترس شدید از والدین.
    6- هنگام صدا کردن بسیار سریع خود را می رسانند.
    7-غالباً دیر به مدرسه می آیند و زیاد غیبت می کنند.
    8- درخواست غذا از دیگران یا اقدام به دزدی مواد غذایی می کنند.
    9- اعلام می کنند که از سوی والدین کتک می خورند.
  10- برای علت ایجاد آسیب های بدنی خود دلایل نامتناسب، مختلف و ناباورانه می آورند.
  11- سئوالاتی مثل: می توانم با شما زندگی کنم؟ می توانم بیایم خانۀ شما؟ دارند و گاهی مکرراً  اعلام می کنند که  پدر یا مادرم مرا دوست ندارد.
  12- گاهی می گویند مکان مناسبی برای خواب نداشته اند و یا به اندازۀ کافی غذا نخورده اند.
  13- خانۀ این کودکان وضعیت به هم ریخته دارد.
  14- خانوادۀ این کودکان رفت و آمد محدود و کمی دارند و معمولاً اجتماع گریزند.
  15- والدین نمی گذارند کودکان با دوستانشان رفت و آمد کنند.
  16- والدین به مدرسه (مهد) سرکشی نمی کنند و نسبت به وضعیت تحصیلی کودک خود بی توجهند.
  17- والدین نمی گذارند کودک در فعالیت های اجتماعی مدرسه شرکت کند.
  18- والدین توضیحی برای صدمات بدنی ایجاد شده در کودک ندارند و سعی در مخفی کردن جراحت ها دارند.
  19- والدین، کودک خود را شرور و اصلاح ناپذیر معرفی می کنند.
  20- والدین در صحبت کردن از کلمات تحقیرآمیز و توهین آمیز استفاده می کنند.
 
ب: کودک آزاری جنسی:   
    1- بارداری در کودکان دختر که به سن بلوغ رسیده اند.
    2- علائم و نشانه های بیماری های مقاربتی.
    3- ادرار خونی.
    4- کبودی و تورم در ناحیۀ تناسلی.
    5- وجود خون و چرک در ناحیۀ تناسلی.
    6- وجود ناراحتی و شکایت کودک از ناحیۀ تناسلی بدون وجود علت فیزیکی واضح.
    7- تغییر رنگ در لباس های زیر.
    8- خونریزی از ناحیۀ مقعد.
    9- خاراندن مکرر ناحیۀ تناسلی.
  10- اشکال در نشستن روی صندلی.
  11- از دست دادن ناگهانی اشتها.
  12- دیدن کابوس های شبانه.
  13- حالت گوشه گیری و یا پرخاشگری شدید بطور ناگهانی.
  14- فقدان ناگهانی علاقه به زندگی.
  15- پس رفت به سوی رفتارهای بچه گانه مثل خیس کردن رختخواب، مکیدن انگشت و گریۀ بیش از حد.
  16- شکایت از درد ناحیۀ تناسلی.
  17- اعلام اینکه فلان کس مرا لمس می کند.
  18- اعلام تماس جنسی با اشخاص.
  19- اعلام داشتن یک بازی پنهانی با افراد بزرگسال.
  20- اعلام ترسیدن از تنها ماندن با بزرگسالان.
 
 
تشخیص کامل کودک آزاری بر عهدۀ افراد متخصص و بصورت گروهی است. در صورت مشاهدۀ علائم ذکرشده با یک متخصص تماس بگیرید.
 
 
درمان:
بعضی از متخصصین مهمترین اقدام را درمان والدین می دانند، اما درمان کودک نیز ضروری است. درمان به صورت گروهی است و متخصصین روانپزشکی اطفال، متخصص پزشکی قانونی، پزشک متخصص اطفال، مددکار اجتماعی و روان شناس در گروه درمان شرکت دارند.
اصول درمان شامل حمایت از کودک، مراقبت و روان درمانی گروهی و خانواده درمانی می باشد. خصوصاً در موارد کودک آزاری روحی، نیاز به بررسی وارزیابی روانشناختی کودک می باشد. همچنین درمان اختصاصی برای اختلالات روحی و رفع ترس و اضطراب و برگرداندن اعتماد به نفس به کودک، بهبود اختلالات خواب و تغذیه ای، درمان خیس کردن رختخواب، بهبود توجه و صحبت کردن کودک ضرورت دارد. برای درمان والدین سه نکته را باید در نظر داشت:
 
الف: حذف یا تعدیل عوامل استرس زای محیطی و اجتماعی.
ب: روان درمانی.
ج: آموزش تکنیک های رفتاری به والدین.
 
 
راهکارهای اساسی در پیشگیری از خشونت علیه کودکان:
 
    1- ثبت دقیق تمامی موارد تولد نوزادان در اسرع وقت: بطوریکه مانع نوزاد کشی، فروش کودک و ربوده شدن، گردد.
    2- بازنگری و اصلاح قوانین موجود در بارۀ حقوق کودکان و تصویب قوانین بازدارنده از تنبیه بدنی و  
     سوء استفاده از کودکان.
    3- اقدام جهت رشد آگاهی جامعه و والدین در خصوص حقوق کودک.   
    4- ممنوعیت استفاده از خشونت برای اهداف آموزشی در خانواده و مدارس.
    5-  اقدام مناسب و مؤثر جهت زدودن روش های سنتی ای که به بهداشت و سلامت جسمی و روانی کودک آسیب می رساند.
    6- منع قانونی اعمال خشونت در سازمان ها و نهادها مثل زندان ها، مدارس، مهدهای کودک و سایر مؤسسات.
    7-اقدام به پیشگیری از بروز خشونت در تمامی خدمات و امور مربوط به کودکان و خانواده های آنان. 
    8- مطرود شمردن کلیۀ اشکال خشونت در میان افراد توسط رهبران فکری و مسئولین جامعه به طور مستمر
    9- رفع هرگونه نابرابری و تبعیض در مورد کودکان.
  10- ارتقاء سطح خدمات بهداشتی.
  11- ارتقاء سطح آموزشی و امکانات تفریحی کودکان.
  12- اجرای برنامۀ آگاه سازی و ارائۀ اطلاعات به والدین.
  13- اصلاح نظام دادگستری ویژۀ نوجوانان منطبق با مقررات پیمان نامۀ حقوق کودک.
  14- عدم پخش برنامه ها و تصاویر خشونت آمیز از طریق رسانه ها.
  15- داشتن تعریف یکسان از کودک و کودک آزاری در قوانین.
  16- دسترسی کودکان به مراکز مشاوره از طریق تلفن، مراجعۀ حضوری و مکاتبه ای.
  17- تعیین معیارهای جدا کردن اجباری کودک از خانواده در مواقع بحرانی.
  18- اجرای برنامه های پیشگیرانه با هدف تشویق کودکان به محافظت از خود در برابر خشونت.
  19- برقراری یک سیستم گزارش­ دهی دائمی در سطح کشور برای موارد سوء استفاده و آزار کودکان.
  20- تلاش در جهت کاهش فقر، اعتیاد و بیکاری
 
 
مادۀ 19پیمان نامۀ حقوق کودک:
کشورهای عضو، کلیۀ اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل خواهند آورد تا از کودک در برابر کلیۀ اشکال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا آزار، بی توجهی یا رفتار توأم با سهل انگاری، سوء رفتار یا بهره کشی، از جمله سوء استفادۀ جنسی، در حین مراقیت توسط والد (یا والدین)، سرپرست (یا سرپرستان) قانونی یا هر شخص دیگری که عهده دار مراقبت از کودک است، حمایت کنند.
 
 
 -----------------------------
برگرفته از : کلینیک مددکاری مهر آزاد 
منابع:
 - پیمان نامۀ حقوق کودک - انتشارات یونیسف.
 - کودک آزاری - نوشتۀ دکتر عباس آقا بیگلویی و دیگران - انتشارات آوند دانش - 1380
- کودک آزاری جسمی - نوشتۀ دکتر کتایون خوشابی و سید عباس باقری یزدی – انشارات فروغ دانش سال 1380

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:27  توسط مهدی  | 

تكرار كودك آزاری در سكوت مسوولان/ دست «حديثه» قطع شد!

تكرار كودك آزاری در سكوت مسوولان/ دست «حديثه» قطع شد!


ایسنا:شیرین صدر نوری ـ مددكار انجمن حمایت از حقوق كودكان ـ درباره جزئیات این پرونده، اظهار كرد: آن گونه كه حدیثه گفته است، در واپسین روزهای فروردین ‌ماه امسال زمانی كه مشغول ارسال پیامكی از تلفن همراه خود بود، پدر و پدربزرگش نسبت به او حساس شده و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، و از آن زمان است كه دردهای مكرر دست راست حدیثه آغاز می‌شود و مراجعه به شكسته‌بند خانگی توسط مادربزرگش هم فایده نداشت.

وی با اشاره به اینكه حدیثه فرزند طلاق است و حضانت او با مادرش بود، گفت: حدیثه به صورت موقت و تا پایان ایام امتحانات به همراه دو برادر كوچكترش نزد پدرش زندگی می‌كرد، پدری كه سابقه اعتیاد را در پرونده زندگی خود دارد.

صدر نوری گفت: با گذشت دو هفته درد دست حدیثه نه تنها قطع نشد بلكه در 11 اردیبهشت‌ماه به دلیل تشدید درد، پدرش او را به بیمارستان فیاض‌بخش منتقل می‌كند، اما بنا به گفته حدیثه، به دلیل هزینه درمان، پدرش او را به خانه بازمی‌گرداند.

به گفته وی، پدر حدیثه چهار روز بعد و زمانی كه دست او تا بالای مچ سیاه شده بود، او را به بیمارستان شفای یحیاییان منتقل می‌كند.

مددكار انجمن حمایت از حقوق كودكان ادامه داد: حدیثه زمانی به بیمارستان شفا یحیاییان منتقل شد كه این عضو بدن او از بین رفته بود و علیرغم تلاش پزشكان و قراردادن دست او در یخ برای احیای عضو، در نهایت پس از انجام 9 عمل جراحی ناموفق، ناچار به قطع دست او از آرنج می‌شوند.

حضانت حدیثه به مادرش سپرده شده بود و او موقتا نزد پدر مانده بود


صدرنوری در ادامه، به گذشته زندگی خانوادگی حدیثه پرداخت و با بیان اینكه پدر و مادر حدیثه از یكدیگر جدا شده بودند، عنوان كرد: در حالی كه قاضی پرونده حضانت حدیثه و دو برادر كوچكترش را به علت عدم صلاحیت پدر، به مادر سپرده بود، اما از آنجا كه مادر در تهران جایی برای سكونت نداشت، به همدان نزد اقوام خود می‌رود و قرار بوده كه بچه‌ها نیز تا زمان اتمام ایام امتحانات نزد پدرشان بمانند. اما این فاجعه در ایام غیبت مادر رخ می‌دهد.

مددكار انجمن حمایت از حقوق كودكان با اشاره به كوتاهی و سهل‌انگاری پدر و همچنین مادری كه به تماس و شكایت‌های ناشی از درد كودكش توجه نمی‌كند، افزود: با توجه به سابقه بیماری عفونی حدیثه، والدین باید نسبت به درد این دخترك حساسیت بیشتری نشان می‌دادند، چرا كه بنابر اظهارنظر پزشكان معالج وی، این احتمال وجود دارد كه ضرب و شتم «حدیثه» منجر به آسیب‌دیدگی عروق دست وی شده و در نهایت، گسترش عفونت در دست راست او به دلیل غفلت از مراجعه به پزشك، منجر به قطع دست وی شده باشد.

صدر نوری با اعلام پذیرش وكالت این پرونده از سوی انجمن حمایت از كودكان، عنوان كرد: با توجه به مدارك موجود، در حال تنظیم دادخواستی علیه پدر حدیثه هستیم و این موضوع را از طریق مراجع قضایی پیگیری می‌كنیم.

و امروز حدیثه در حالی در كنار هانیه، نیما و باربدی كه دیگر در میان ما نیست، قرار می‌گیرد كه شمار اخبار كودك‌آزاری‌ها در جامعه رو به افزایش است.

فریادهای این كودكان در ضعف‌های قانونی و اعتباری به گوش‌ مسئولان ذیربط نمی‌رسد یا آن را هم می‌توان به گردن مشكلات فرهنگی و اقتصادی جامعه انداخت و وجدان خود را آرام كرد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:25  توسط مهدی  | 

كودك آزاري

كودك آزاري

سميرا 13 سال دارد. سميرا ديگر درد ندارد، وحشت دارد. سميرا از خانه وحشت دارد. سميرا از شلاق و سيم برق وحشت دارد. سميرا از لوله آهني و آتش سيگار وحشت دارد. سميرا از مشت و لگد و آجر داغ و...، سميرا از پدرش وحشت دارد.
    امروزه در جهان كودكان بسياري در اثر بيماريهاي قابل پيشگيري جان خود را از دست مي دهند و تعداد زيادي از آنها بامخاطراتي روبرو مي شوند كه مانع حفظ سلامت و رشد آنان مي شود.
    كودكان به دليل وضعيت خاصي كه از نظر جسمي، رواني و اجتماعي دارند به عنوان آسيب پذيرترين اقشار جامعه شناخته مي شوند. گزارشات رو به افزايش در مورد صدمات و آسيب هايي كه به كودكان وارد مي شود از جمله سوء رفتار با آنها از هر نوعي، خريد و فروش كودكان، استفاده از آنها به منظور توزيع مواد مخدر و بهره كشي جنسي موجب شده تا اغلب كشورهاي دنيا توجه بيشتري را به اين قشر آسيب پذير معطوف دارند.
    كودك آزاري از جمله آسيب هاي اجتماعي است كه به دليل گستردگي عوامل ايجاد كننده و تاثيرات عميقي كه اين عوامل بر رشد و شخصيت كودك، خانواده و اجتماع مي گذارد امروزه به عنوان يكي از اولويت هاي مهم مسائل اجتماعي كشورهاي مختلف جهان مطرح مي باشد.
 كودك آزاري رفتاري است كه در آن كودك توسط اطرافيان مورد سوء استفاده هاي مختلف جسمي، جنسي، عاطفي و يا غفلت قرار مي گيرد.

كودكان بيش از ديگران نياز به محيطي امن براي رشد و شكوفايي دارند و بايد در شرايط بحراني در شمار نخستين كساني باشند كه از حمايت و امداد برخوردار گردند. اين در حالي است كه به موجب ماده 39 پيمان نامه حقوق كودك، كشورهاي امضاء کننده این پیمان-نامه متعهد شده‌اند كه نسبت به بهبود جسماني و رواني و ادغام مجدد اجتماعي كودكاني كه قرباني هرگونه بي‌توجهي، بهره‌كشي، آزار، شكنجه يا ساير اشكال رفتار يا تنبيه بي‌رحمانه، غير انساني يا تحقير آميز و يا مخاصمات مسلحانه واقع شده‌اند اهتمام ورزند. علاوه بر آن طبق ماده 19 پيمان‌نامه حقوق كودك وظيفه مهم هر يك از كشورها در مرحله نخست دفاع از كودكان در برابر كليه اشكال خشونت جسماني يا رواني، صدمه و آزار، رفتار يا بهره كشي از جمله سوء استفاده جنسي است.
كودك آزاري (child abuse)  و غفلت (neglect) يا بي توجهي در كودكان از جمله شايع ترين و پيچيده ترين مسايل رواني – اجتماعي جامعه است. گزارش‌هاي تكان دهنده اي كه اخيرا درباره موارد كودك آزاري و غفلت از كودكان در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي منعكس شده، سازمان‌هاي متولي رفاه اجتماعي و بهداشت روان و نيز تشكل‌هاي غير دولتي را به تفكر جدي در خصوص پديده كودك آزاري و بررسي راه‌هاي پيشگيري و درمان آن وا داشته است . يقينا كودك آزاري نتيجه عوامل متعدد روان‌شناختي و جامعه شناختي است لذا پيشگيري از آن نيز مستلزم تلاش‌هاي همه جانبه و جامعه نگر است‌. جمهوري اسلامي ايران يكي از امضاء‌كنندگان پيمان-نامه حقوق كودك است‌. مواد 2، 19، 28، 34، 38، 39، 42 پيمان‌نامه مذكور تمامي كشورها را ملزم مي كند، اقدامات مقتضي را براي تضمين حمايت از كودكان در مقابل شكل‌هاي مختلف تبعيض و جلوگيري از هر گونه بهره‌كشي جسمي و جنسي به عمل آورند. بند 2 ماده 19 همين پيمان‌نامه تأكيد مي‌كند كه برنامه‌اي اجتماعي شامل روش‌هاي پيشگيري، شناسايي، گزارش‌دهي، ارجاع، تحقيق، درمان و پيگيري موارد سوء رفتار با كودك بايد مورد توجه جدي دولت‌ها قرار گيرد.
در عصر حاضر، كودكان قربانيان مستقيم تزلزل در بنياد خانواده‌ها، افزايش آمار طلاق، اعتياد، فقر و بيكاري هستند كه نمودهاي آن به صورت كودك آزاري، كودكان خياباني، كودكان فراري، فروش اعضاي بدن كودكان، استثمار كودكان كار و سوء استفاده جنسي ازكودكان بروز كرده است.
كودكان به عنوان افراد بالقوه آسيب پذير در معرض آزار و و بزه‌ديدگي قرار دارند. افرادي كه در كودكي در معرض اذيت و آزار قرار گرفته‌اند، نمي-توانند در آينده تعامل سالم و منطقي با ديگر اعضاي جامعه برقرار كنند و كودكان آزار ديده‌ی امروز، بزهكاران فردا خواهند بود و اين دور باطل هم چنان ادامه خواهد داشت.
نتايج تحقيقات در سال 1999 در سطح جهاني از وجود 40 ميليون كودك زير چهارسال كه در معرض كودك آزاري و انواع آسيبها قرار مي‌گيرند، حكايت مي‌كند.
داده‌هاي آماري كودك آزاري هرگز چيزي بيش از انعكاس يك مشكل نيست. تغييرات آمار و ارقام در مرور زمان – منعكس كننده تغييراتي در ميزان آگاهي، باز‌شناسي و گزارش تغييرات   همه‌گير شناسي آزار هستند. بسياري از كودك‌آزاري‌ها نا آشكار و پنهان باقي مي‌مانند. در مطالعه‌اي كه اويگمن (Ewigman) و همكاران (1993) انجام داده اند، گزارش شده است كه بيش از نيمي از مرگ‌هاي كودكان زير پنج سال در ارتباط با آزار ناشناخته بوده است . در هر شكل بد‌رفتاري با كودك، ديدگاه‌هاي مختلفي ازقوانين و نقطه نظرات تخصصي با يكديگر در آميخته-اند تا يك تصوير كلي و جامع از اين مسئله را نشان دهند.
سوء رفتار و بي‌توجهي در مورد كودك در دختر‌ها و پسر‌ها در سنين مختلف، در تمام گروه‌هاي قومي، و تمام سطوح اجتماعي – اقتصادي مشاهده مي‌شود. سوء رفتار و بي‌توجهي در ابعاد وسيع روي مي‌دهد و با طيف گسترده اي از مسائل هيجاني و علائم رواني همراه است. كودكاني كه كتك خورده يا سوزانده مي‌شوند، مكرر مورد تهاجم جنسي قرار مي‌گيرند، از غذا، لباس و پناهگاه محروم مي‌گردند، ممكن است تلف شوند و يا زنده بمانند و با پيامدهاي آن جدال كنند. در اكثر موارد زناء مستمر، كودكان مورد سوء استفاده جنسي در صورت فاش كردن اسرار خانوادگي به سوء رفتار بيشتر و ترك شدن تهديد مي‌شوند، و اين موضوع آنها را در موقعيت لاينحل تحمل سوء رفتار در سكوت و خاموشي و يا خطر از دست دادن كامل خانواده‌ها رها مي-سازد. (براي آگاهي بيشتر از اين موضوعات به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
آزار و غفلت نسبت به كودكان يكي از مشكلات عمومي جوامع در بسياري از كشورها است. اين مسئله ميليونها كودك و خانواده را از هر رنگ و نژاد، طبقه اجتماعي و از هر عقيده‌اي تحت تأثير خود قرار داده است.
طبق آمار‌هاي بين‌المللي يك پنجم دختران و يك هفتم پسران قبل از 18 سالگي از نظر جنسي مورد آزار قرار مي‌گيرند و اين در حالي است  كه تقريبا 85% آزار‌هاي جنسي هرگز گزارش نمي‌شوند.
برآوردها از ميزان شيوع و بروز آزار بر حسب تعاريف و محدوده‌اي كه براي آن ارا‌ئه شده، متفاوت است. تلاش‌هاي اخير بر آن قرار بوده كه براي شناسايي سطوح مختلف آزار، هم‌چنين شناسايي تفاوت بين بد‌رفتاري نسبت به كودك با خشونت‌هاي خانوادگي، اقدام شود،
 بيشتر پژوهش‌ها عمدتاً به منظور درك تعيين كننده‌هاي والديني بويژه مادر و ندرتاً پدر انجام يافته‌اند . به منظور فهم كامل طبيعت نقش والدين در خانواده هايي كه نسبت به كودكانشان آزار و بي‌توجهي روا مي‌شود، متغيرهاي بسياري مورد مطالعه قرار گرفته-اند. (براي اطلاع بيشتر از نقش والدين در كودك آزاري به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
خانواده نهادينه‌ترين و مقدس‌ترين ركن جامعه به شمار مي‌رود، سلامت آن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و لذا تمامي نظام‌هاي آموزشي و بهداشتي جامعه در مقابل آن مسئوليت دارند. پژوهش‌هاي بسياري نشان مي‌دهند كه با كاهش ثبات خانواده در اثر تعارض‌ها، عدم توافق‌ها، همچنين نزاع و پرخاشگري، تأثير مخرب و ويرانگر آن شروع شده و محلي كه بايد مأمني براي كودكان باشد به كانون خشونت و بد رفتاري با كودكان تبديل شده و روابط نامناسب والدين سرچشمه ارتباط نامناسب آنها با كودكان مي‌شود. بسياري از متخصصان مسائل رشد و روان‌شناسي باليني، مشكلات رواني و عاطفي، رفتاري و اجتماعي كودكان و نوجوانان را انعكاسي از مشكلات والدين و و يا شيوه ارتباط بين آنها مي‌دانند . اين مشكلات غالباً به صورت كمبود پيوندهاي عاطفي بين آنها و فشارهاي رواني ناشي از عدم رضايت از زندگي مشترك و يا جدايي و طلاق مشاهده مي‌شوند.
كودك آزاري در تمام سطوح اجتماعي، اقتصادي و تحصيلي وجود دارد. در بسياري از موارد آزار‌رسان خويشاوند يا دوست خانوادگي است و ممكن است براي حفظ راز از رشوه دادن، تهديد و تلقين احساس گناه استفاده كند. از مهم‌ترين دلايل كودك آزاري وجود فضايي مملو از خودكامگي‌،‌ انزوا و مشكلات زناشويي، مشكلات مالي و نارسايي در روابط والدين – فرزند است.
تغييرهاي فشارآفرين رواني مانند نقل مكان،‌ جدايي زن و شوهر از علل اصلي به شمار مي‌آيند. از سوي ديگر، عوامل اجتماعي، پذيرش خشونت در جامعه و خانواده و تنبيه بدني در كودك آزاري دخالت دارند. كودك آزاري اثرات مخرب رواني متعددي بر زندگي كودكان دارد. بيانيه‌ي بهداشت رواني هاروارد  ‌اظهار مي‌كند كه دست كم 25 درصد از كودكاني كه مورد آزار قرار مي‌گيرند دچار اختلال‌هاي روان‌پزشكي از جمله اضطراب حاد، افسردگي و گاهي اختلال‌هاي عصب-شناختي مي‌شوند. (براي اطلاع از علل و پي آمدهاي كودك آزاري به سطح سوم مقاله مراجعه كنيد).
اصل نهم اعلاميه جهاني حقوق كودك مقرر داشته «كودك بايد در برابر هرگونه غفلت و ظلم، شقاوت و استثمار حمايت شود...»
بنابراين بهتر است كه علاج واقعه قبل از وقوع آن صورت گيرد. عمده‌ترين راه‌هاي جلوگيري از اين پديده عبارتند از:
1- تدوين قوانيني كه از كودكان آزارديده حمايت كند چه در سطح داخلي و چه در سطح     بين‌المللي.
2- اصلاح قوانين موجود از طريق تشديد مجازات مرتكبين اين گونه اعمال
3- تأسيس سازمان يا نهادهايي كه از كودكان آزارديده حمايت كند در سطح حقوق داخلي و    بين-المللي.
4- رفع فقر و محروميت زدايي در زمينه اقتصادي و فرهنگي
5- بالابردن سطح دانش و آگاهي‌هاي مردم
اثرات طولاني مدت سوء رفتار بر كودكان مي‌تواند باعث تاخير در رشد و نمو آنها گردد. در  مقايسه‌اي بين كودكاني كه بدون علت عضوي دچار تاخير يا توقف رشد و نمود شده بودند با گروه كنترل، بعد از 13 سال پيگيري نشان داده شد گروه اول داراي مشكلات كلامي، سطح سواد كم‌تر با توجه به سن، عدم بلوغ اجتماعي متناسب با سن، ثبات روحي كمتر، اتكاء به نفس كمتر و مشكلات شخصيتي (عمدتاً ضد‌اجتماعي) بيشتري نسبت به گروه كنترل بودند. همچنين كودكان آزار ديده در برقراري ارتباط با ديگران، ايجاد روابط اجتماعي و دوست يابي نسبت به گروه كنترل توانايي كمتري از خود نشان مي‌دادند. ضريب هوشي در كودكان كتك خورده كاهش بارزي در مقايسه با گروه كنترل داشت و از نظر تحصيلي نيز آزار ديدگان عقب‌تر از ساير كودكان بودند. كودكان آزار ديده در تكلم ضعيف‌تر و داراي شخصيتي محتاط هستند و به طور متوسط 55% آنان به نوعي داراي شخصيت نابهنجار و ضد اجتماعي مي‌باشند. اعتماد به نفس پايين وافسردگي نيز در آنها به چشم مي‌خورد.
از لحاظ درماني بعضي متخصصين مهم‌ترين اقدام را درمان والدين مي‌دانند. اطمينان از سلامتي كودك نيز يكي از مهم‌ترين اقدامات اوليه است. مهم‌ترين مسئله در درمان كودك تحت آزار اين است كه آيا او را از محيط خانواده خارج نمائيم يا اينكه اجازه بدهيم كودك در محيط خانواده تحت درمان قرار گيرد.
اصول درمان: شامل حمايت ازكودك، مراقبت و روان درماني گروهي و خانواده درماني است. در موارد كودك آزاري روحي، نياز به بررسي و ارزيابي روانشناختي كودك است. همچنين درمان اختصاصي براي اختلالات روحي و رفع ترس و اضطراب و برگرداندن اعتماد به نفس به كودك، بهبود اختلالات خواب و تغذيه‌اي، بهبود توجه و محبت و صحبت كودك ضروري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:24  توسط مهدی  | 

نگاهی به دلایل شیوع کودک آزاری در جامعه...






در طرح غربالگری و جمع آوری معتادان از سوی سازمان بهزیستی، گزارشی مبنی بر وقوع یک کودک آزاری در منطقه ای از مشهد به پلیس اعلام شد.

 

ماجرا از این قرار است که پدری کودک 8 ساله اش را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بر اثر کتک های شدید، چندین نقطه از اعضای بدن کودک و همچنین جمجمه او دچار شکستگی شده بود. به هر طرف بدن کودک که نگاه می کردی، جز آثار کبودی، خونمردگی، سوختگی، گازگرفتگی و زخم های شدید نمی دیدی. متاسفانه بر اثر این کتک ها و اذیت ها، نه تنها عوارض ظاهری و جسمی فراوان در این کودک ایجاد شده، بلکه از نظر روحی و روانی نیز دچار اختلالات فراوان شده است، حتی مادربزرگ، عمه و سایر اقوام پدری کودک نیز که با او مرتبط بوده اند نه تنها از پسربچه 8 ساله حمایت نکرده اند، بلکه وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

این پسر، فرزند طلاق بود که پس از طلاق به پدر سپرده شد. پدر از ابتدای پذیرش سرپرستی کودک، در خانه را به روی او می بسته و او را به فروش مواد مخدر از زیر در خانه مجبور می کرده و هر زمان که تعللی در کارش به وجود می آمده، تا سرحد مرگ او را کتک می زده است.

کودک آزاری عبارتست از هر نوع ضرب و شتم یا جراحت فیزیکی، روانی یا تحقیر کودک تا 18 سال که تاثیر ماندگاری بر وضعیت بدن یا روان او برجای بگذارد. برخی از این آثار می تواند مخفی باشد؛ مانند ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین.

● کودک آزاری را می توان به 4 نوع تقسیم کرد:

1) کودک آزاری جسمی، شامل آزار و کتک زدن به کودکان به گونه ای که اثر آن بر بدن کودک بر جا بماند و در مواردی هم به مرگ و نقص عضو منجر شود.

2) کودک آزاری جنسی شامل استفاده از بچه ها به قصد لذت جنسی به هر شکل ممکن

3) کودک آزاری عاطفی یا روانی شامل تحقیر کودک، طوری که به عزت نفس او خلل وارد کند یا اعتماد به نفس او را پایین آورد؛ مثل مقایسه با دیگران و سرکوفت زدن، ایجاد احساس خجالت، تحقیر نزد دیگران بخصوص سایر کودکان، مطرح کردن نقاط ضعف و دادن لقب های ناراحت کننده مانند دست و پا چلفتی و ... 4) غفلت عبارت است از ناتوانی یا برآورده نکردن ارادی نیازهای کودک اعم از نیازهای جسمی و بدنی مثل تهیه خوراک و پوشاک مناسب یا نیازهای روانی کودک مثل اجازه بازی ندادن به وی.

● آزار یا تنبیه

کودک آزاری مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می تواند در ایجاد آن خطرآفرین باشد، به نحوی که مساله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود.

در این میان باید توجه داشت که کودک آزاری با تنبیه بدنی متفاوت است. والدین با تنبیه به کودک می فهمانند که رفتار خود را اصلاح کند، اما به علت ناآگاهی و همچنین نقص قانون بسیاری از پدر و مادران به بهانه تنبیه، کودکان خود را در معرض آسیب های جدی روحی و روانی قرار می دهند.

● علل بروز کودک آزاری

عدم آگاهی والدین از حقوق کودک و احترام به شخصیت این انسان های کوچک در شکل گیری حوادث کودک آزاری دخیل هستند، عدم ارایه آموزش های لازم قبل و بعد از ازدواج، نبودن فیلترهایی به منظور تعیین صلاحیت والدین در به وجود آوردن و نگهداری فرزند نیز از جمله مواردی است که در برنامه های فرهنگی، آموزشی و تربیتی دستگاه ها نادیده گرفته شده و موجبات کودک آزاری را فراهم کرده است. همچنین ناهنجاری های اجتماعی از قبیل فقر، کمبود امکانات زندگی، اعتیاد، محیط خانوادگی، بیکاری و طلاق خانواده را به انواع آسیب های اجتماعی مبتلا کرده است تا آنجا که نه تنها از زندگی احساس لذت و رضایت نکرده بلکه در حالت درماندگی، نوک پیکان سرخوردگی و وحشت را به سوی کودک نشانه می روند که در اشکال کتک زدن، پرت کردن، به کارهای سخت گرفتن، لگد زدن، داغ کردن و ... بروز پیدا می کند به طوری 15 درصد کودکان هنگام تنبیه بدنی از سوی والدین دچار جراحت و مصدومیت می شوند. از طرف دیگر کودک تک والد، فرزند خوانده، دارای ناپدری و نامادری، کودکان نارس که تغذیه و پرستاری از آنها دشوارتر بوده و مراقبت از آنها زمان بیشتری می طلبد، کودکان دچار ناهنجاری بخصوص عقب ماندگی ذهنی و دارای نقایص جسمی که به دلایل غیرطبیعی بودن آنها مهر و محبت در والدین ایجاد نکرده و مادر از داشتن کودک ناراضی است در کنار کودکانی که زیاد گریه می کنند یا آنهایی که بیش از سایر همسالانشان در معرض آسیب دیدگی هستند همچنین کودکانی که ناآرام و پر زحمتند و به سختی تربیت می شوند همگی در معرض تهدیدات کودک آزاری از سوی والدینشان قرار دارند.

برخی از والدین نیز به دلیل وجود مشکلات اقتصادی و گاه ضعف شخصیت دچار ناتوانی در حل مسایل خویش شده و کانون خانواده را به جهنمی برای کودک تبدیل می کنند، آنان خواسته یا ناخواسته ناکامی ها، خشونت ها و زورگویی هایی را که از دوران طفولیت و جوانی تجربه کرده اند، عینا به کودکان که کوچک ترین قدرت دفاعی ندارند، منتقل می کنند.

بنابراین می توان گفت: به همان نسبت که والدین سالم از لحاظ روانی و آگاهی، موجب شکوفایی و نمو هر چه بهتر کودک می شوند به همان نسبت والدین ناآگاه و دارای فقر فرهنگی و مادی به منزله سمی برای کودک به شمار می روند. در این میان کودکان طلاق در صدر خطرپذیری این آزارها هستند.

● عواقب کودک آزاری

کودکان در تاریخ 3000 ساله بشر همیشه به نوعی از انحا مورد آزار قرار می گرفته اند، آزاری که بخش عمده آن از سوی والدین متعصب و خرافی در گذشته با زنده به گور کردن دختران تجلی می یافت و امروز به بهانه تادیب، اصلاح و تنبیه.

در کودک آزاری تنها صدمات فیزیکی مطرح نیست، بلکه آسیب های روانی آن، آثاری به مراتب طولانی تر و عمیق تر دارد و از این رو تمامی کودکانی که تحت آزار شدید والدین بوده اند، باید تحت درمان قرار بگیرند تا فشارها و آسیب های عاطفی و روانی که در شرایط مختلف تحمل کرده اند جبران و برطرف شود و چنانچه قربانی کودک آزاری شناسایی یا جنبه های آسیب روانی جدی گرفته نشود کودک آزار دیده در آینده به فردی ضد اجتماعی تبدیل شده و در صدد انتقامجویی برمی آید. همچنین یکی از نکات برجسته در خانواده های کودکان آزار دیده انتقال خشونت از نسلی به نسل دیگر است. به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد به وسیله سازوکارهای روانی، بویژه همانند سازی یا مشابهت با مهاجم بتدریج خود نیز رفتارهای خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودک آزار دیده یا فردی ترسو و منفعل خواهد شد یا دست به انتقام از جامعه خواهد زد، اگر راه دوم را پیش گیرد، دامنه جنایات در آینده در جامعه افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد و کم توجهی جامعه به این موضوع خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد.

● نقش قوانین در دفاع از قربانیان کودک آزاری

سال 72 مجلس شورای اسلامی طی ماده واحده ای، متن کنوانسیون حقوق کودک را مبنی بر حمایت از حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، منع انتقال غیرقانونی کودکان، حق شرکت در اجتماع و ایفای نقش های اجتماعی، منع رفتارهای خشن، آموزش و تحصیل، تفریح و بازی، منع استثمار، حمایت در برابر مواد مخدر، حمایت در برابر زیان های ناشی از کار، تقویت روحیه صلح طلبی و حمایت از کودکان آسیب دیده روحی و جسمی را پذیرفت.

از سوی دیگر، 9 سال پس از قبول این کنوانسیون یعنی سال 81 فشارهای حاصل از سوی کارشناسان قانون و نهادهای زیر مجموعه موجب شد تا قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در قالب 8 ماده به تصویب برسد که طبق آن، کودک آزاری جزو جرایم عمومی بوده (احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد) به طوری که طبق ماده 2 این قانون، مصوب شد هرگونه صدمه، اذیت، آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل کودکان آنها ممنوع و مرتکب این جرم، محکوم است.

تصویب قوانین حمایت از حقوق کودک درحالی است که موانع قانونی درکشور درصد قابل توجهی از والدین کودک آزار را از پیگیری قانونی مصون کرده است و این جرایم اغلب زمانی فاش می شودکه فاجعه بزرگی رخ داده و جرم از حالت ابتدایی و اولیه اش خارج شده باشد.

پدر 17 ساله در کرج، کودک 5/1 ساله اش را کشت، وقتی علی 8 ساله در بیمارستان مرد، همه فهمیدند که ناپدری اش او را آزار می داده است وقتی نیلوفر، جان خود را از دست داد پزشکی قانونی اولین نهادی بود که از وقوع یک کودک آزاری در حالی خبر دادکه چیزی برای دفاع نبود و تنها آثار ضرب و جرح جسد دخترک 9 ساله روی میز تشریح پزشکی قانونی حکایت از آن می کرد که کودکی با بدترین شکنجه ها کشته شده است.

حال سوالی که مطرح می شود، این است که آیا قانون توانسته راهی برای پیشگیری از وقوع این جرم پیدا کند؟ آیا راهی پیدا شده که قبل از مرگ کودک یا دعواهای خانوادگی، طلاق یا محکومیت طرفین به کودک آزاری جلوی حادثه گرفته شود؟

واقعیت این است که خلاهای قانونی در برخورد با کودک آزاران، بخصوص والدینی است که در ارتباط با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

براساس قوانین فعلی و اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنها انجام می گیرد، مشروط بر این که اقدامات مذکور در حد متعارف ، تادیب و محافظت باشد، جرم نیست همچنین هر چند ماده 1179 قانون مدنی به والدین حق تنبیه کودک خود را می دهد، ولی تاکید می کند که به استناد این حق نمی توانند فرزند خود را خارج ازحدود تادیب تنبیه کنند.

به نظر می رسد مشخص نبودن محدوده تادیب و تنبیه و نامشخص بودن حد متعارف در موارد قانونی مذکور، از ابهامات قانونی است. ضمن اینکه با این ابهامات دست قاضی در زمان لازم برای صدور حکم بسته و دست والدین غیر مسوول و خشن برای اعمال خشونت را باز گذاشته است.

● دیدگاهی متفاوت

از میان مراجع تقلید، آیت الله صانعی تنها مرجعی بوده که با قاطعیت و بدون هرگونه شرطی، آزار کودکان را حرام اعلام کرد. به گفته ایشان، آزار کودکان از طرف والدین جایز نبوده و نیست و کودک آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصیت است.

● پیشنهادها

در غیاب قانون مدون برای جلوگیری از کودک آزاری، پیشنهادیی ارایه می شود تا شاید با به کار گیری آنها، اندکی از رشد چشمگیر آن جلوگیری شود.

ابتدا باید آموزش های لازم به کودکان برای دفاع از حقوق خود و خانواده های آنان برای تعدی نکردن به حقوق کودکانشان داده شود و آنگاه موارد قانونی برای دفاع از حقوق کودک و ایجاد پلیس در این زمینه مطرح شود. همچنین بجاست با انجام آزمایش های روان شناختی در کنار دیگر آزمایش های معمول پیش و بعد از ازدواج، صلاحیت والدین مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا از وقوع مشکلات دیگری جلوگیری شود. همچنین آموزش مهارت های نگهداری و پرورش کودک با تکیه بر مبانی علمی و دینی از سوی دستگاه های متولی و رسانه ها ضروری به نظر می رسد.

در انتها گفتنی است که آحاد مردم نه تنها در مقابل فرزندان خویش بلکه در برابر فرزندان دیگران هم مسوولیت شرعی، اخلاقی، انسانی و ملی دارند و بیش از همه دولتمردان مکلف هستند تا شرایط زیست سالم و پرورش مادی و معنوی فرزندان ایران را تامین کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 10:56  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:57  توسط مهدی  | 

اين‎جا شيعه‎بودن حرام است

اين‎جا شيعه‎بودن حرام است

«پاراچنار»، غزه‎اي در همين نزديكي

 در گوشه‎اي از اين دنيا و در منطقه‎اي به نام پاراچنار ممكن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان يك مين سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينه‎اي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گويي جمهوري اسلامي كوچكي شكل گرفته است. مردم اين منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامي مي‎دانند و هروقت نام رهبري می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گويا در پاراچنار دست همه دشمنان شيعيان در يك كاسه است تا مقاومت شيعيان را بشكنند؛ از آمريكا و اسرائيل گرفته تا عربستان و سرويس‎هاي اطلاعاتي بسياري از كشورهاي ديگر.

پاراچنار كجاست؟ «پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حكم مرگ شيعه را امضا كرده‎اند؛ غافل از آن‎كه شيعه پيوندي ناگسستني با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهاي مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎عليه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهيد آويني، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ايران شايد ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناري‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟ شهيد سيدعارف حسين الحسيني از شاگردان امام خميني (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامي رهبري شيعيان پاكستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خميني ‎(رحمت‎الله‎عليه) آشنا شد. شهيدحسيني به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات عليه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ايران هم دست از مبارزه نكشيد و مشارکتش در مبارزات علیه رژيم پهلوی، موجب اخراجش از ايران شد. سيدعارف حسين الحسيني در سال ۱۳۶۳ با حكم امام (رحمت‎الله‎عليه) به‎عنوان نماینده ايشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهيد شد. پيكرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاك سپرده شد كه اكنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتي آن‎ها هم از كارهاي طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندين درگیری، صدها تن از شخصیت‎های

سهيل كريمي با بيان اين‎كه پاراچناري‎ها رهبر ما را رهبر خودشان مي‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎هاي‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎عليه) و رهبري (مدظله‎العالي) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترين افتخار براي پاکستاني‎ها اين است که ويزا بگيرند و بروند عربستان کار کنند. اما براي پاراچناري‎ها عار است که چنين کاري کنند. بزرگ‎ترين افتخار براي پاراچناري‎ها اين است که بيايند ايران و کار کنند و پول حلال دربياورند

برتر شيعيان توسط طالبان به شهادت رسيدند. اما از آن‎جايي‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخي از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرين اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان كه در قالب يك راهپیمایی علیه امام حسین (عليه‎السلام) و در تأیید یزید به تاريخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلي پنج‎روزه را براي پيگيري دولت مشخص كردند. پنج روز بعد كه مصادف هفدهم ربيع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) بود، شيعيان با ملاحظه عدم پيگيري دولت درباره اهانت‎هاي طالبان، دست به تجمع مقابل يكي از مساجد دشمنان زدند و سلفي‎ها كه منتظر چنين فرصتي بودند، از مناره‎هاي مسجد شروع تيراندازي كردند و همچنين شهر را هم خمپاره‎باران كردند. شيعيان هم با مشاهده چنين وضعيتي، به يك‎باره «ياعلي» گفته و آن‎ها را از شهر بيرون كردند.

سهيل کریمی كه سال گذشته براي ساخت مستندي به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپري كرده بود، محل جنايت طالبان در حمله مذكور را ديده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسيار زياد آن‎ها و نيز وجود دريچه‎هاي آن‎ها نيست. اين مناره‎ها صرفا براي كار نظامي اين‎گونه طراحي شده و حكم يك برج ديده‎باني را دارد.

حتما ادامه مطلب را بخوانید



:. ادامه مطلب .:

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:57  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:56  توسط مهدی  | 

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

سايت "هاست اكسپلود " در گزارشي به قلم "خورخه بنيتز " نوشت، جلسه اي با حضور وزراي دفاع ناتو در تاريخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصميمات اتخاذ شده در اين جلسه مي‌توان به نسخه اصلاح شده سياست ناتو در موضوع پدافند سايبري اشاره كرد.

* دستاوردهاي اين جلسه: گزارشي خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اوليه اين جلسه، اطلاعات كمي در ارتباط با اين نسخه اصلاح شده سياست گذاري ارائه داد و اينكه چگونه اين سياست مي‌تواند راهكاري هماهنگ در حوزه پدافند سايبري را براي كشورهاي هم پيمان ايجاد كند؛ راهكاري كه با تمركز برروي روش‌هاي صريح، مشخص و نوين، و براي پيشگيري از تهديدهاي سايبري ترويج شود. اكنون اين حقيقت فاش شده است كه 2 سوال اساسي توسط وزراي شركت كننده در جلسه مطرح شد كه اين سياست را به چالش كشيد: ناتو مي‌خواهد از چه چيزي دفاع كند و برنامه اين سازمان براي اينكار چيست؟

* معاون دبيركل ناتو درخصوص چالش‌هاي امنيتي توضيح مي‌دهد

ايده پدافند سايبري ناتو كه در مارچ 2011 به تصويب اعضا رسيد مبناي گفتگو و سرآغاز توسعه سياسي است. معاون دبيركل "بخش چالش‌هاي امنيتي، "جيمي شيا "خلاصه‌اي از دست آوردهاي اخير ناتو ارائه مي‌دهد: "سياست نوين به ناتو كمك خواهد نمود تا سريع تر و بهتر از شبكه‌هاي كامپيوتري خود محافظت نموده و همياري بهتري در تمام سه حيطه حياتي امنيت سايبري با هم پيمانان و شركاي خود داشته باشد. 3 حيطه مذكور شامل جلوگيري از حملات سايبري، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهاي آسيب ديده به منظور بازسازي و ترميم سريع سيستم‌هاي اطلاعاتي شان است. سياستي كه دستاوردي عظيم براي ناتوست. "
دبير كل ناتو نيز اظهار داشت: "اگر بگوييم حملات سايبري شكل جديدي از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ايم. "

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:56  توسط مهدی  | 

ناگفته‌های دیدار کمیته ویژه با موسوی، کروبی و خاتمی

ناگفته‌های دیدار کمیته ویژه با موسوی، کروبی و خاتمی


قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، شرایط سیاسی کشور را در ایام انتخابات شرایط بسیار ویژه ای می داند ومعتقد است انقلاب اسلامی بعداز 30 سال رکورد زنی کرد و دنیا را به یک اعجاب وبهت فروبرد.

وی با یادآوری اتفاقاتی که در طول این 30 سال برای کشور پیش آمده عنوان می کند: در فراز فرودهای مختلف، کودتاها، جنگ تحمیلی و تحریم ها وبعداز این همه سختی ها باگذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامی، 40 میلیون از مردم به پای صندوق های رای آمده ومشارکت 85% را رقم می زنند که این نه تنها یک رخداد کم نظیر بلکه بی نظیراست.

سروری معتقد است انتخابات سال 88 تمام ویژگی های یک انتخابات موفق یعنی مشارکت حداکثری ، شفافیت حداکثری و رقابت حداکثری را در خود داشت و می گوید: هریک از کاندیداها 17 ساعت برنامه زنده در رسانه ملی داشتند و با مردم صحبت کردند. در روستاها ، شهرها ، استانها ودر مراکز مختلف در بین مردم حضور پیدا کردند اردوکشی های خیابانی در ایام تبلیغات راه انداختند که این چنین اقدامی در شرایط کنونی در دنیا کم نظیراست.

مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با این عضو کمسیون امنیت ملی مجلس به شرح زیر است:

خبرگزاری مهر: با توجه با نزدیک شدن به سالگرد نمازجمعه مقام معظم رهبری وخطبه تاریخی ایشان در 29 خردادسال 88 ، اگرخاطرتان باشد در آخرین فرازهای خطبه دوم رهبر انقلاب نجوا و درد دلی با امام زمان داشتند که فضای نماز جمعه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. شبیه این اتفاق در سال 78 هم افتاد. تحلیل شما از این اتفاق نادر چیست؟ شما در آن لحظه کجا بودید و چه احساسی داشتید؟

سروری : بنده هم مانند سایر مردم درآن نماز جمعه تاریخی حضور داشتم و به نظرم دلیل صحبت های رهبری به این خاطر بود، کسانی که تا دیروز دستشان در دست ملت بود و پشت سر امام بودند و خودشان را به عنوان یک انقلابی مطرح می کردند امروز در مقابل انقلاب می ایستند و طبیعی است که درد سراسر وجود رهبر انقلاب را فرا بگیرد وآنگونه با امام زمان نجوا کنند.

با برگزاری پرشکوه ترین انتخابات در کشور ودر زمانی که استکبار، جمهوری اسلامی را متهم به نبود مردم سالاری، دموکراسی وحقوق بشر می کند در چنین شرایطی که نظام سلطه در مقابل ایران ضربه فنی شده است، عوامل داخلی دشمن، به راه افتادند و کام شیرین ملت را تلخ کردند وسعی نمودند با اقداماتی کاملا فرمایشی این رقابت پرشور ونتیجه مهم را از بین ببرند.

شاهد بودیم که چگونه نظام سلطه در چهره کسانی که به ظاهر مدعی نظام هستند رخ نمایاند و تحت این عنوان چارچوب های قانونی نظام را زیر پا گذارد؛ افرادی که با استفاده از قانون این کشور کاندید شدند، توسط شورای نگهبان با همین قانون تایید شدند و براساس این قانون 17 ساعت به طور مستقیم با مردم صحبت کردند وقتی نتیجه انتخابات را بر خلاف نظر خودشان دیدند همه راهکارهای قانونی رازیر پا گذاشته و به راهکارهای غیر قانونی روی آوردند که درنتیجه بار دیگر شاهد جان گرفتن نظام سلطه شدیم.


مقام معظم رهبری هم به این خاطر مظلومانه با امام زمان صحبت می کنند. کسانی که تا دیروز در جبهه انقلاب بودند امروز در جبهه مقابل انقلاب می ایستند و رسما نمایندگی نظام سلطه را بر عهده دارند ، و با اینکه می بینند تمام نظام سلطه، سلطنت طلب ها ، بهایی ها و شبکه های ماهواره ای در حقیقت شرکت سهامی ضد انقلاب تشکیل می دهند، آن هم در شکلی که تا به حال سابقه نداشته است که جبهه داخلی و خارجی ضد جمهوری اسلامی بدون هیچ پرده ای در کنار هم و در مقابل این ملت قرار بگیرند. این برای مقام معظم رهبری درد آور است.

- شما در صحبت های خود به افرادی که دارای سابقه انقلابی وهمراهی امام هستند اشاره کردید. می خواهم مشخصا به بخشی از این گروه اشاره کنم. اگر خاطرتان باشد سه شنبه بعد از انتخابات، در دیداری رهبری با نمایندگان کاندیداها ایشان تصریح کردند که روز جمعه در نماز جمعه شرکت و با مردم صحبت خواهند کرد. اما شاهد بودیم قبل از اینکه رهبری به عنوان فصل الخطاب قانونی نظرشان را مطرح کنند برخی ازبزرگان که اتفاقا شاید انتظار بیشتری هم از آنها می رفت مثل مجمع روحانیون مبارز درخواست راهپیمایی برای 30 خرداد به وزارت کشور می دهد، این اقدام را به نظر جناب عالی چطور می توان تحلیل کرد؟
این هم از نکات خیلی ظریف آن ایام است. از طرف کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی عده ای وظیفه پیدا کردیم تا باکاندیداها، مراجع عظام و شخصت های اثرگذاردیدار داشته باشیم، دو روز بعد از نماز جمعه جلسه ای را با آقای خاتمی داشتیم ، هیچ موقع فراموش نمی کنم خاتمی در آن جلسه گفت: «من دوروز قبل از نمازجمعه رهبری با آقای موسوی و کروبی تلفنی تماس گرفتم وگفتم، من 8 سال با این مرد (رهبرانقلاب) بودم وکار کردم ، روحیات ایشان را خوب می شناسم و به شما می گویم که نامه ای با امضاء دو نفراتان بنویسید و در آن نامه بیاورید که در حق ما ظلم شده است ایشان حتما پیگیری می‌کنند. ولی اگر بخواهید بر این مواضع خود بمانید حتما مقام معظم رهبری مقابل شما می ایستد و آن موقع دیگر درها به روی شما بسته خواهد شد.» البته بنده به صحت حرف های آقای خاتمی کاری ندارم و فقط خبری را نقل می کنم که از خود ایشان شنیده ام. آقای خاتمی می گفت بیش از یک ساعت با آقای موسوی صحبت کردم ولی در آخر ایشان حرف بنده را نپذیرفت وبه تعبیر ایشان لجبازی کرد.

سئوال ما هم از این آقایان این است. بالاخره هر نظامی یک فصل الخطابی دارد، در رقابت جرج بوش ورقیبش دیدیم که با فاصله کمی از هم بوش پیروزانتخابات شد. شکایت شد و اسنادی هم مبنی برپیروزی الگور وجود داشت که سرانجام در دادگاه قانون اساسی آمریکا مشخص شد بوش پیروز انتخابات است و با این رای دیگر موضوع تمام شد. با اینکه طرف مقابل مدارک مستندی برای تقلب در انتخابات داشت اما گفتند چون قانون تعیین کرده قبول می کنیم.

چرا در کشور ما این افراد اولین فصل الخطاب یعنی شورای نگهبان را کنار گذاشته واز آن عبور کردند تا اینکه رسیدند به فصل الخطاب اصلی نظام یعنی رهبر انقلاب؛ ایشان درقبل از نماز جمعه مطالبی را عنوان کردند اما متاسفانه تبعیت نشد. در نماز جمعه رهبری تحلیلی وارد شدند وتمام موضوعات را به بهترین شکل و منصفانه تحلیل کردند و در نهایت یک خروجی ونتیجه ای رابیان نمودند که مشاهده کردیم به هیچ وجه تمکین نشد.

در جلسه ای که این کمیته با آقای ناطق نوری داشت ایشان گفتند: « من ساعت 8 صبح روز 23 خرداد با آقای موسوی تماس گرفتم و گفتم : آقای موسوی می دانید که من به شما رای دادم. من وزیر کشور شما و همچنین رئیس امنیت کشور بوده ام ، به عنوان یک فرد خبره در مسائل امنیتی کشور به شما می گویم که اظهارات و واکنش های شما از دیشب تا به امروز بوی خون می دهد و اینکه شما می خواهید جریانها وطرفدارانتان را به خیابانها بیاورید فردا هم طرفداران رقیبتان به خیابانها می آیند و با برخورد این دو گروه نیروی انتظامی هم مجبوراست عکس عمل نشان داده و شاید مردم آسیب هایی ببینند. این کار را نکنید چراکه نظام هم نمی تواندمطالبات شما را از کف خیابان بپذیرد چون از فردا هر انتخاباتی این حرکت ها را به دنبال خواهد داشت» آقای ناطق می گفت من مدتها سر این موضوع با آقای موسوی صحبت کردم ودر نهایت ایشان نپذیرفت.

پس می شود گفت تمام راه کارها ، مسیرها ، توجیهات ومنطق ها برای این افراد روشن شد ولی متاسفانه دیدیم که راه کار غیر قانونی و نظام سلطه پسند و راه کاری که بتواند این فرصت عظیم ملت ما را به یک تهدید بزرگ تبدیل کند انتخاب کردند، آن هم کسانی که مدعی دلبستگی به نظام وامام بودند.

- شأنیت آقای ناطق در این دیدارها چه بود، مگر قرار نبود دیدارهای این کمیته با چهره های شاخص معترضان به انتخابات باشد؟

برنامه ریزی ما در آن کمیته دیدار با کاندیداها، مراجع عظام و شخصیت های اثرگذار بود، به همین خاطر با آقای ناطق ، هاشمی، ضرغامی، آیت الله مقتدایی و خیلی از شخصیت های دیگر جلسات و نشست هایی داشتیم. قصدمان هم پیگیری موضوع ، تلطیف کردن آن و به دست آوردن سرپل هایی برای حل این مشکلات بود.


آقای ناطق هم در جریان اصولگرا نقش هایی ایفا کرده بود، چند دوره رئیس مجلس بود و در زمان انتخابات با مجموعه آقای موسوی همراه بود، لذا اظهارات این چنین اشخاصی با این تجربه در تکمیل مطالب ما موثر بوده است.

- در جلساتی که با آقایان موسوی و کروبی به همراه کمیته ویژه مجلس داشتید چه دلایل و مستنداتی برای تقلب در انتخابات از سوی این افراد مطرح شد؟

در جلسه ای که با آقای موسوی داشتیم تازه اوایل درگیری ها واغتشاشات بود. با ایشان طرح موضوع کردیم و گفتیم بالاخره انتخاباتی برگزار شده و فاصله دو رقیب هم زیاد است از طرفی هم کسانی که در جریان اجرایی انتخابات هستند اعم از چپ و راست اذعان دارند که بافت اجرایی انتخابات اجازه تقلب را آن هم با این فاصله زیاد هرگز نمی دهد. توضیحات زیادی دادیم که بالاخره خدماتی که دولت در عرصه های مختلف انجام داده است اثرگذاری خودش را نشان داده و آقای احمدی نژاد رای بیشتری آورده است. از طرفی دلایلی را که شما مطرح می کنید دلایل قابل قبولی نیست که حالا شما چون داماد فلان استان و یا پسر فلان استان هستید به همین خاطر باید به شما رای دهند منطقی نیست.

در آن جلسه به آقای موسوی گفتیم ما چند نماینده به شما قول می دهیم اگر دلایل شما مستند و قابل اعتماد باشد ما به عنوان مدافعین شما تمام ظریفت خودمان را می گذاریم تا حق اعاده شود چرا که در نظام جمهوری اسلامی اگر رئیس جمهور مبتنی بر رای مردم نبوده و خدای ناکرده مبتنی برتقلب و رای سازی باشد یک فاجعه است واساسا با هیچ یک از مختصات جمهوری اسلامی سازگاری ندارد. مهم این است که شما این دلایل را اثبات کنید. شما که هشت سال نخست وزیر این کشور بودید و چارچوب های این نظام را پذیرفتید و می دانید که نمی شود یک سری مطالبات را غیر قانونی پیگیری کرد.

پایان صحبت های آقای موسوی هم در آن جلسه این بود« اگر تمام مردم ایران قانع شوند که تقلب نشده است من میر حسین موسوی می گویم تقلب شده است » و ما در آنجا متوجه شدیم که ایشان هیچ نرمشی برای بازگشت به عرصه قانونی کشور از خود نشان نمی دهد وکاملا به دنبال این است که با توهمی که در این فراز وفرودهای سیاسی اتفاق افتاده بود احساس می کرد نظام مجبور به امتیاز دادن به اوست و مجبور است که شرایط او را بپذیرد.

این مطلب هم جالب است که بدانید آقای موسوی 20 خرداد یعنی دوروز مانده به برگزاری انتخابات مصاحبه ای می کند با یک روزنامه پر تیراژ غربی ودر آنجا خبرنگار به موسوی می گوید « من از الان به شما می گویم پرزیدنت موسوی شما از الان رئیس جمهور ایران هستید ، سئوال من از شما این است ، روز شنبه 23 خرداد شما برای محدودکردن حوزه اختیارات رهبری چه کار خواهید کرد؟» موسوی در جواب می گوید: « من که نمی توانم کاری بکنم اما این جمعیتی که به طرفداری من به خیابانها آمده اند به طور طبیعی حوزه اختیارات رهبری را محدود می کنند.»


این حرف آقای موسوی یعنی چه ؟ این مردمی که درکف خیابانها به زعم شما شعار در مورد تقلب درانتخابات می دهند چه کاری به حوزه اختیارات رهبری دارند. درضمن حوزه اختیارات رهبری را قانون اساسی تنظیم کرده است. چه اتفاقی قراراست بیافتد که حوزه اختیارات رهبری محدودشود ، یا باید قانون اساسی تغییر کند و یا نظام سقوط کند راه دیگری وجود ندارد. اینکه شما می گویید بعداز انتخاتبات مردم حوزه وظایف رهبری را محدود می کنند نشان از ان دارد که قصد دارید بعد از انتخابات هم مردم را در کف خیابان نگه دارید و با تغییر مطالبات درچارچوب های مدنی به درگیری های خشونت آمیز قصد براندازی نظام را دارید.

با آقای کروبی هم که جلسه داشتیم همین دلایل بی پایه واساس را مطرح می کرد. کروبی می گفت : « من دردوره قبل این قدر رای آوردم ولی این دوره کمتر شده است ویا اگر ستادهای من به من رای می دادند بیشتر از این مقدار می شد.»

- یکی دیگر از نمایندگان مجلس که عضو کمیته ویژه بود در جایی نقل می کرد در جلساتی که این کمیته با کروبی داشت بیشتر اطرافیان او صحبت می کردند و دلایل می آوردند و یک دلیل آنها این بود که دولت صندوق های رای دوجداره از روسیه وارد کرده است. آیا حقیقتاَ آقای کروبی و اطرافیانشان چنین ادعایی کردند؟ از این دست استدلال ها را چگونه می توان از افرادی که از مقامات کشورهستند و به نوعی رهبری فکری و سیاسی یک جریان را به عهده دارند قبول کرد؟

بله، همین ادعا را کردند. حضور طوفانی ملت آنقدر بزرگ بود که راهی نمی گذاشت تا بتوانند دلیل قابل قبولی را ارائه کنند. ادعا که نمی تواند مستند باشد. شما که می گویید صندوق دوجداره وارد شده مستندات شما چیست ؟ شاهدی دارید موردی دید؟ گزارشی را شنیدید؟ اینکه بنشینید فکر کنید وبرای خودتان داستان سرایی کنید که نمی شود. این ملت بعداز 30 سال پختگی سیاسی پیدا کرده است. 30 سال است با این نظام انتخابات برگزار کرده است و به همین سادگی نمی تواند هر داستانی را از شما بپذیرد. شما که نمایندگانتان در سر صندوق ها حاضربودند. نمایندگان کاندیداهای دیگر بودند عوامل اجرایی ونظارتی بودند و در تمام این حوزه گسترده کشور کسی نتوانسته موردی در بیاورد. به نظر من دلایل اینها بیشتر یک طنز سیاسی بود.

حتی درخصوص دلایل مطرح شده از طرف این جریان رهبر انقلاب از حوزه اختیاراتشان استفاده کردند و برای همکاری مضاعف اجازه دادند که 10 درصد صندوق ها به صورت رندوم باز شود ومجدد شمرده شود و بازهم با این حال هیچ اتفاقی نیافتاد. همه این ها نشان می دهد که به فرمایش رهبرانقلاب این جریان حداقل 20 سال برای این روز کار کرده بودند ، سازماندهی و جریان سازی کرده بودند؛ تمام ظرفیت های بین المللی را پای کار آورده بودند که این اتفاق بزرگ ملت مارا به کام همه تلخ کنند.

- در حوادث سال 88 چه اتفاقی رخ می دهد که برخی خواص و نخبگان سیاسی حتی درجریان اصولگرا در موضع گیری خود مقابل جریان فتنه دچار تردیدشده ، مواضع دوپهلو گرفته و یا سکوت می کنند. مواضع دوپهلوی این اشخاص چه تاثیری در گسترش و دامن زدم به فتنه داشت؟

در دوران فتنه فضا غبار آلودشده وتشخیص حق و باطل از مردم گرفته می شود. درجنگ تحمیلی که تمام دنیا پشت عراق قرار گرفتند ملت ما بدون هیچ شک وتردیدی محکم پشت نظام ایستادند، سختی هارا تحمل کرد خون دادند وجلو رفتند؛ اما در فتنه چه اتفاقی می افتد، کسانی که تا دیروز در جبهه انقلاب بودند حالا می روند در جبهه مقابل واین باعث می شود قدرت تصمیم گیری از برخی سلب شود وشفافیت در موضوع ازبین برود وحتی برخی از بزرگان ترمز کرده نمی توانند حرکت کنند، عده ای عقب گرد کرده وبرخی نیز فرمان را به سمت نیروهای خودی می گیرند.

وقتی بعضی از چهره های ممتاز انقلاب در طرف فتنه قرار می گیرند باعث می شود فضا و جبهه سیاسی بهم بریزد. رهبر انقلاب دائما تاکید می کردند که مواضع دوپهلو نگیرید، جزء ساکتین نباشید و در عرصه حضور فعال داشته باشید. به نظر بنده موضع گیری های دوپهلو به امواج فتنه دامن زد، عمق بخشید و جریان فتنه و نظام سلطه را امیدوار کرد تا بتواند اهدافش را پیش ببرد به همین خاطر فکر می‌کنم کسانی بیشترین نقش را در دامن زدن به فتنه ایفا کردند که سکوت کرده و یا مواضع دوپهلو گرفتند، زیرا با این کار در حالی که در جبهه ما ایستاده بودند چراغ سبز برای دشمن نشان می‌دادند. اینها باعث شدند که برخی از نیروهای جبهه انقلاب به تردید بیفتند.

- به دیدار باکاندیداهای معترض و برخی چهرهای تاثیر گذار اشاره کردید، از دیدارتان با آقای هاشمی و نقش ایشان درحوادث 88 بگویید؟

نقش آقای هاشمی در طول انقلاب اسلامی نقش برجسته ای بوده واین موضوع برهیچ کس پنهان نیست. در جلسه ای که کمیته ویژه مجلس با ایشان داشت امیدواربودیم که آقای هاشمی با مواضع شفافی که اتخاذ می کنند نقش موثری را در فروکش کردن فتنه ایفا کنند، علت جلسه ما هم همین بود تا از ایشان بخواهیم نقش تاریخی خودشان را در این مقطع حساس ایفا کنند.

مطالب زیادی درآنجا مطرح شد، آقای هاشمی به نکات عاطفی و احساسی که در روابط ایشان و رهبرانقلاب است اشاره کردند و فرمودند ما دو هفته یک بار با مقام معظم رهبری دیدار داریم و اگر به هر دلیلی این دیدار به تاخیر بیافتد من احساس بی تابی می کنم و نکاتی را بیان کردند که عمق علاقه ایشان به رهبر انقلاب رانشان می داد و این در حالی بود که وقتی روز چهارشنبه بعد از خطبه های مقام معظم رهبری خدمت ایشان رفته بودیم ،این سئوال پیش آمد که ایشان با این همه احساسات پر رنگ وعواطف زیادی که نسبت به رهبر انقلاب مطرح می کنند چرا از روز جمعه تا روز چهار شنبه هیچ اقدامی را در رابطه با نماز جمعه رهبری انجام ندادند و اطلاعیه یا بیانیه ای صادرنکردند. در حالی که همه انتظار داشتند هاشمی جزء اولین نفراتی باشد که این کار را انجام دهد.

یکی از شخصیت های بزرگ و مسئول آن زمان همان روز جمعه خدمت آقای هاشمی می رسد و به ایشان می گوید که مقام معظم رهبری امروز بیشترین مطلب را درمورد شما گفتند و توقع هم این است که شما اولین کسی باشید که بیانیه داده وتشکرکنید که آقای هاشمی گفتند: « ما بیانیه را روز شنبه می دهیم.» اتفاقا در روزشنبه نیز آقای هاشمی در جواب کسانی که از علت عدم صدور بیانیه از ایشان پرسیده بودند گفته بود: «چون فائزه را گرفتند بیانیه منتشر نکردم.»

در جلسه ای که خدمت آقای مقتدایی بودیم ایشان هم فرمودند:« ما دوشنبه با آقای هاشمی دیدار داشتیم وبه ایشان گفتیم که دوشنبه شده و هنوز شما بیانیه نداده اید که گفتند بیانیه آماده است در دیداری که با رهبری داریم خدمت ایشان می دهم تا نظرشان را بگویند و بعد منتشر می کنم.»


این بیانیه در روزهای دوشنبه و سه شنبه و حتی چهارشنبه هم منتشر نشد. تا اینکه در روز شنبه بعد در جلسه مجمع تشخیص آقای بروجردی از ایشان درباره بیانیه می پرسند که دوباره جواب می دهند منتشر خواهد شد و تا به امروز هیچ وقت این بیانیه منتشر نشد. این علامت سئوال بزرگ در ذهن تاریخ ماند که چرا آقای هاشمی با ان همه عواطف و احساساتی که به رهبر انقلاب دارند با عدم انتشار بیانیه ای جواب آن همه لطفی که مقام معظم رهبری در خطبه ها در دفاع از ایشان داشتند را ندادند و از همین دست اقدامات آقای هاشمی باعث شد فضای جامعه پر از تردید شود. درصورتیکه می شد در بیانیه ای با حمایت از مواضع رهبری دشمن و اغتشاشگران را از بروز اختلاف و و شکاف در حاکمیت برای القای خواسته های غیرقانونی خود نا امید کنند.

در جلسه ای که با آقای هاشمی داشتیم نکته ای را گفتند که این سئوال را در ذهنم به وجود آورد. مطلب ایشان این بود که « من و رهبری در برخی موضوعات اختلاف نظر داریم که بعضا به نتیجه هم نمی رسیم و در نهایت جمع بندی این می شود که من نظر مقام معظم رهبری را به عنوان ولی فقیه بپذیرم البته با حفظ نظر خودم.»

حالا با این فرمایشات آقای هاشمی، این سئوال برای من پیش می آید که در نماز جمعه، رهبری مطالب را به عنوان فصل الخطاب مطرح کردند؛ با فرض اینکه آقای هاشمی نظر دیگری غیر از نظر رهبری داشتند با این منطقی که خودشان گفتند، پس آقای هاشمی چرا درمورد مواضع صریح مقام معظم رهبری در خصوص فتنه و اغتشاشات آشوبگران و مسائل مختلف نظر ایشان را ملاک عمل قرار ندادند. اگرایشان نظرات هبری را ملاک عمل قرار می داد فتنه و غبار در فضای سیاسی کشور فروکش می کرد و شفافیت در فضای سیاسی بوجود می آمد و اصحاب فتنه و دشمنان انقلاب نا امید شده و اصحاب انقلاب سریع تر می توانستند براین موضوع فائق شوند.

درخصوص پرونده کهریزک ورسیدگی به شکایات خانواده های کشته شدگان کارهای خوبی انجام گرفت وزحماتی را شما و سایر نمایندگان برای این پرونده کشیدید. اما ظاهرا یکی از مقصران اصلی این پرونده علی رغم اینکه گفته می شود پرونده اش کامل است برخوردی با وی صورت نگرفته و به نوعی ازیک مصونیت سیاسی برخورداراست. این پرونده تا کجا پیش رفته و نتیجه آن چه زمانی اعلام می شود؟

پرونده کهریزک به عنوان یک پرونده درخشان در کشور است . در زمانی که نیروی انتظامی در خیابانها با اغتشاشگران درگیر بود رهبرانقلاب دستور اکید رسیدگی به این پرونده را دادند و به طورجدی موضوع مورد پیگیری دبیرخانه شورای امنیت ملی ومجلس قرارگرفت .در همان زمان هم برای تمام مسئولین مربوط به کهریزک پرونده درست شده و به دادگاه فراخوانده شدند.

البته قبول داریم این پرونده هنوز تکمیل نشده است و یک مرحله دیگر مانده برای اینکه این پرونده کامل و به نتیجه برسد .در جلساتی که با ریاست محترم قوه قضائیه داشتیم ایشان به ما قول دادند و به این نکته اشاره کردند که در این مسئله هیچ مسامحه ای انجام نخواهد گرفت وبا قدرت و قاطعیت پیگیری خواهد شد ما هم با توجه به اعتمادی که به دستگاه قضا داریم مطالبات خودمان را همچنان پیگیری می کنیم . البته بعضی مقاومت ها در مسیر پیگیری وبه نتیجه رسیدن این پرونده انجام می شود اما از طرفی هم دستگاه قضا حاضر به کوتاه آمدن در این موضوع نیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:56  توسط مهدی  | 

کروبی پشیمان است

کروبی پشیمان است

 
«من ۳۰سال خدماتم به به انقلاب و امام را یک شبه هدر دادم. نباید به گفته های برخی دوستان اینقدر اهمیت می دادم. ما که خودمان در این نظام بودیم می دانیم این نظام مستحکم تر از این حرفهاست که بخواهد با حرف های من و یا دیگر آقایان زمین بخورد. اصلا من خودم در مجلس ششم جلوی تندروی خیلی از این مشارکتی ـ مجاهدینی ها ایستادم و حالا امروز...»
 شنیده ها حاکی است که شیخ مهدی کروبی، اخیرا در دیدار با برخی نزدیکان و هم حزبی های سابقش که برای عیادت وی به منزلش رفته بودند از رفتاری که با نظام طی ۲ سال گذشته داشته ابراز ناراحتی و پشیمانی کرده است.

بنابراین گزارش، کروبی بر خلاف ادعای فرزندان و برخی مشاوران فراری اش در خارج از کشور که این روزها ادعاهای زیادی نسبت به وی دارند در این دیدار ضمن ابراز ناراحتی و پشیمانی از رفتارهای تند و نامعقولانه اش گفته است:

«من ۳۰سال خدماتم به به انقلاب و امام را یک شبه هدر دادم. نباید به گفته های برخی دوستان اینقدر اهمیت می دادم. ما که خودمان در این نظام بودیم می دانیم این نظام مستحکم تر از این حرفهاست که بخواهد با حرف های من و یا دیگر آقایان زمین بخورد. اصلا من خودم در مجلس ششم جلوی تندروی خیلی از این مشارکتی ـ مجاهدینی ها ایستادم و حالا امروز...»

گفتنی است برخی نزدیکان کروبی در این دیدار علل تندروی های کروبی را برخی مشاوره های نادرست و علت دیگر را لجاجت های ذاتی نامبرده دانسته اند.

نزدیکان کروبی این احتمال را داده اند که کروبی با نوشتن متنی خطاب به ملت ایران و نظام ضمن برائت از جریان فتنه از رفتار ۲سال گذشته اش نیز تبری بجوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:56  توسط مهدی  | 

ارتباط بهائیت با بنیاد برانداز سوروس

ارتباط بهائیت با بنیاد برانداز سوروس
در این نامه از عامل بهائی مقیم آمریکا خواسته شده ضمن همکاری با موسسه مذکور، جزئیات برنامه آموزشی موسسه "جرج سوروس" اخذ و به اطلاع سایر اعضای دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیت رسانده شود.

اسنادی موید ارتباط تشکیلات بهائیت ایران با موسسه براندازی نرم "جرج سوروس" پدر انقلاب های مخملین و رنگین کشف شده است.

در پی ضربه اخیر به دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیان ایران و بازرسی اماکن آنان، اسنادی موید ارتباط تشکیلات بهائیت ایران با موسسه براندازی نرم "جرج سوروس" پدر انقلاب های مخملین و رنگین کشف شده است.

در یکی از این مدارک مکشوفه، نامه ای از دفتر امور اداری مرکز جهانی بهائیت "بیت العدل" خطاب به یکی از عوامل بهائی مقیم آمریکا بدست آمده است که حاکی از برگزاری یکی دوره آموزش دوازده واحدی موسسه "جرج سوروس" با پوشش به اصطلاح "تحصیلات مکاتبه ای بین المللی" در کشور ثالث به حمایت مالی توسط کالج معلمین این موسسه است.

در این نامه از عامل بهائی مقیم آمریکا خواسته شده ضمن همکاری با موسسه مذکور، جزئیات برنامه آموزشی موسسه "جرج سوروس" اخذ و به اطلاع سایر اعضای دانشگاه غیر قانونی علمی آزاد بهائیت رسانده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:55  توسط مهدی  | 

ناكامي هاي اخير فتنه گران آماده باش در آمريكا و انگليس و بي اعتنايي در ايران



روز 22 خرداد سالروز باشكوه ترين انتخابات ايران بود كه در يك سناريوي نوشته شده ميان سرويس هاي جاسوسي غرب و برخي از گروه ها و عناصر داخلي تبديل به فتنه اي براي نظام شد.
در آستانه دومين سالروز اين حماسه عظيم در انگليس و آمريكا حالت آماده باش سياسي اعلام شد و وزارت خارجه انگليس مرتبط ترين وزارتخانه با آشوبهاي سال 88 در بيانيه اي تلاش كرد تا روح دوباره اي در كالبد محتضر فتنه بدمد.
«ويليام هيگ» وزير امور خارجه بريتانيا در بيانيه دومين سال انتخابات سال 88 نوشت: «بعد از ريختن مردم خواهان اصلاحات به خيابان ها مي خواهم يادآور شوم كه توجه ما از اين موضوع منحرف نشده است.»
وي ادامه داد: «دو سال پيش ما شاهد بوديم مردم ايران به خيابان ها رفتند تا نتايج اعلامي انتخابات سال 88 رياست جمهوري را رد كنند و خواهان انعكاس اراده مردم شوند! بيانيه وزارت خارجه انگليس ضمن تلاش براي زنده نگه داشتن آتش فتنه كه امروز تنها خاكستر آن برجاي مانده با دخالت در امور كشورمان و تكرار ادعاهاي واهي عليه ايران تلاش كرد تا بار ديگر به فتنه گران اعلام كند كه از آنها همچنان در بالاترين سطح حمايت مي كند.
سايت دولتي صداي آمريكا هم از تشجيع گروهك تروريستي منافقين براي جنبش فتنه توسط آمريكا در آستانه 22 خرداد خبر داد و نوشت: سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در ادامه گردهمايي هاي برنامه ريزي شده اخير خود روز پنجشنبه در واشنگتن جلسه اي با حضور مقام هاي بلندپايه پيشين ايالات متحده با موضوع چگونه تغيير خط مشي آمريكا در خاورميانه مي تواند به جنبش آزادي خواهي در ايران كمك كند برگزار كرد.
بنابراين گزارش، جان هيل، معاون پيشين وزارت امور خارجه آمريكا در امور سياسي- نظامي در اين اجلاس با اشاره به فتنه سبز گفت: يك جنبش ايراني قبل از خيزش جهان عرب وجود داشت. كمك، حمايت و الهام بخشيدن به اين نيروها بايد در مشي ايالات متحده و اروپا گنجانده شود .
در همين حال روزنامه نيويورك تايمز از تلاش آمريكا براي كمك 2ميليون دلاري براي استفاده از فضاي سايبري عليه نظام اسلامي و راه انداختن آشوب هاي خياباني خبر داد.
اما اوضاع داخلي و آرامش در خيابان هاي تهران در روز 22 خرداد باعث شد كه رسانه هاي غربي به شدت از طرحهاي آمريكا و انگليس عليه ايران نااميد شوند و به همين خاطر صداي آمريكا با لحني تمسخرآميز كه از نااميدي غربي ها از اين جريان حكايت داشت گفت: شوراي هماهنگي راه سبز اميد كه يك چيزي تو مايه هاي «سريال ارتش سري» است، از مردم خواسته است كه در روز 22 خرداد به خيابانها بريزند، ولي سكوت كنند!!
صداي آمريكا كه در سال گذشته براي حمايت از فتنه گران بودجه مستقيم از كنگره گرفته بود در ادامه با طعنه به ناهماهنگي بين شوراي هماهنگي جريان فتنه و بعضي از سران خارج نشين آن اشاره كرد و گفت: اما، «اميرارجمند» سخنگوي موسوي هم گفته است كه اي ملت! بعد از 22خرداد امسال، ديگر سكوت موكوت نداريم، همه بايد از اين به بعد داد و بيداد كنند.
فايننشال تايمز هم در حالي كه از فضاي آرام ايران متوجه شده بود در روز 22 خرداد در ايران هيچ اتفاقي رخ نمي دهد اينگونه به توجيه انفعال اين جريان پرداخت: «دومين سالگرد انتخابات مورد اعتراض رياست جمهوري در ايران، تحت الشعاع جنگ قدرت ميان سردمداران حكومت جمهوري اسلامي قرار گرفته است. به نظر مي رسد هواداران اپوزيسيون نمي خواهند با شركت در راهپيمايي اعتراضي برنامه ريزي شده براي روز يكشنبه مناقشه داخلي حكومت را از مسير اصلي خارج كرده؛ به خود معطوف كنند.»
آنچه روز 22 خرداد در خيابان وليعصر، محل قرار آشوبگران، رخ داد گرچه قابل پيش بيني بود اما براي جريان ضدانقلاب واقعيتي تلخ و نااميدكننده محسوب شد.
براساس گزارش خبرنگاران، ترافيك سنگين و ساكن خيابان وليعصر و خيابانهاي منتهي به آن، علي رغم حضور ماموران راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي، به گونه اي بود كه تردد مردم و وسايل نقليه به ويژه نهادهاي امدادرساني نظير اورژانس و آمبولانس ها را براي ساعاتي با مشكل مواجه كرد.
بنابراين گزارش، هيچ تجمع و درگيري در خيابان وليعصر از ميدان ونك تا ميدان وليعصر ديده نشد اما حضور پررنگ نيروهاي انتظامي و پليس راهنمايي و رانندگي چشمگير بوده است.
در واقع 22 خرداد همچون ايام گذشته، روزي معمولي در بزرگترين خيابان خاورميانه رقم خورد و هيچ تجمعي حتي در رسانه اي چون بي بي سي هم گزارش نشد تا رسانه هاي ضدانقلاب براي توجيه شكست پروژه برنامه ريزي شده خود و نيز دلداري دادن به اندك آشوبگران، چاره اي جز تكرار سناريوي سابق نداشتند.
به عنوان نمونه سايت هاي جرس و كلمه كه دهها خبر را در تبليغ آشوب روز 22 خرداد و تحريك آشوبگران منتشر كرده بود، در خبرهايي كه پس از ناكامي 22 خرداد منتشر كردند، مدعي شدند كه حضور نيروي انتظامي مانع از اجراي برنامه آنان شده است.

محافل ضدانقلاب پس از ناكامي در پروژه هاي آشوب اول، دهم و هفدهم اسفندماه، چهارشنبه سوري سال گذشته و روز 25 ارديبهشت امسال هم همين اظهارات را بيان كرده بودند.
بر اين مبنا، ناكامي آزاردهنده روز 22 خرداد براي جريان ضدانقلاب و در راس آنان شوراي موسوم به «هماهنگي راه سبز اميد»، نشانه بي اعتباري اين جريان در جامعه و ناتواني آن در ايجاد تجمعي محدود ارزيابي شده است.
با توجه به شكست پي درپي پروژه هاي جريان آشوب كه گفته مي شود اغلب ديكته شده محافل اطلاعاتي بيگانه است، احياي جريان فتنه را به موضوعي بعيد تبديل ساخته است. در اين حال راديو فرانسه در ميزگردي به بيان دلايل شكست و انفعال جنبش به اصطلاح سبز پرداخت و اين سؤال را مطرح كرد كه چرا جنبشي كه سرمشق و سرمنشأ دگرگوني هاي مهم در كشورهاي منطقه و همسايه شد در خود ايران ناكام ماند! دلايل ناكامي اين شكست چه بود و چه آينده اي احتمالا براي آن تصور كرد؟
رجبعلي مزروعي عضو حزب منحله جبهه مشاركت كه اكنون در خارج از كشور به سر مي برد، مهمان ميزگرد راديو فرانسه بود و در پاسخ گفت: «اول از همه بايد بگويم كه هيچ كس از دستگيرشدگان ناآرامي ها بعد از دهمين انتخابات ايران به دليل حضور در جنبش سبز يا به خاطر شركت در تظاهرات اعدام نشد.»
مزروعي در ادامه گفت؛ آن پنج نفري را كه به اين اتهام ها اعدام كردند، قبل از بيست و دو خرداد 88 دستگير شده بودند.
وي همچنين گفت: الغاي ولايت فقيه و جمهوري ايراني خواست جنبش سبز نبوده است و صحبتهاي شما كل جنبش را خراب مي كند.
رضا عليجاني عضو نيروهاي ملي مذهبي كه اخيرا از كشور گريخته است مهمان ديگر راديو فرانسه بود و علل ناكامي فتنه گران را عدم پيوستن كارگران به جنبش سبز و انجام نشدن اعتصاب در محيط هاي كارگري دانست. او در ادامه گفت: اين باعث شد كه جنبش سبز در يك محدوده طبقاتي خاص محدود بماند و در نهايت به يك وضعيت سيال يا تعادل ناپايدار بينجامد.
در حالي كه در سال گذشته راديوهاي بي بي سي، آمريكا، فردا، فرانسه و... لحظه به لحظه به انتشار اخبار اغتشاشات فتنه گران مي پرداخت در 22 خرداد امسال فقط هر كدام به يك خبر كوتاه چند سطري قانع شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:55  توسط مهدی  | 

سیر صعودی میرحسین در مناصب نظام

سیر صعودی میرحسین در مناصب نظام
اوایل شروع کار حزب در سال ۵۸ یک روز آیت به من گفت که در داخل حزب فردی خطرناک به نام موسوی حضور دارد.حساسیت‌ها به موسوی وقتی بیشتر شد که او سردبیر روزنامه حزب می‌شود. محتوای روزنامه و مقالات موسوی در مورد ...

در این نوشتار مختصرا سیر صعودی موسوی از عضویت حزب‌ تا نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران را در هفت پرده، مرور می‌کنم. داستان موسوی در دوره نخست‌وزیری و حمایت امام (ره) از وی داستانی مفصل دارد که باید در فرصت خود نوشت اما اجمالا باید گفت که خط وابسته به غرب در ایران پس از انقلاب با افشا شدن عواملش گام به گام عقب نشست و از بازرگان به بنی‌صدر و از بنی‌صدر به موسوی رسید. هر چه قدرت ملت بیشتر شد، چهره عوامل وابسته، اسلامی‌تر و انقلابی‌تر و پیچیده‌تر شد ولی از عجایب فراماسونری اینکه مصدق اسم رمز این جریان باقی ماند، چیزی که شهید آیت و دوستانش کشف کرده بودند و محک شناخت‌شان بود.


امتداد خط مصدق با تغییر ظاهر:خط فراماسونری آمریکایی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی جمعی از فعالان سیاسی با محوریت شهید سیدحسن آیت از ابتدا نسبت به تکرار حوادث تلخ دوره ملی شدن صنعت نفت هشدار دادند. این گروه اعتقاد داشتند که در دوره ملی شدن، دشمنان خارجی ملت ایران از طریق نفوذ دادن عنصری وابسته به نام محمد مصدق در بین صفوف ملت، نهضت را از مسیر اصلی منحرف و نهایتا آن را به شکست کشاندند. محور سیاست مصدق از صحنه خارج کردن روحانیت به رهبری آیت‌الله کاشانی و از کار انداختن مجلس بود. بر اساس این تئوری، خط مصدق با تغییر ظاهر ادامه یافت و وارد صفوف انقلاب اسلامی می‌شد.

فؤاد کریمی از دوستان شهید آیت در روز 15 مرداد 1360، یک روز پس از ترور وی، تئوری آیت را چنین بیان می‌کند: ضدیت آیت با جبهه ملی و نهضت آزادی به این علت بود که اعتقاد داشت جبهه ملی ساخته و پرداخته آمریکا برای انحراف مردم از خط اسلام و خط امام بوده است. در سال 42 نهضت آزادی از جبهه ملی جدا می‌شود زیرا جنبش اسلامی به رهبری امام به وجود آمده، نهضت آزادی به وجود می‌آید و جدا می‌شود از جبهه ملی تا عناصر اسلامی را از خط امام دور کند. بعد از آن می‌بینیم از نهضت آزادی جنبش مجاهدین خلق جدا می‌شوند. گرچه مجاهدین خلق یک سازمان مبارزه مسلحانه بودند اما ماهیت و خط‌شان با خط نهضت آزادی تفاوتی نمی‌کند و نهایتا و سرانجام این مسئله ثابت شد بعد از آن جاما یا جنبش مسلمانان مبارز، اینها همه خطوطی هستند که از یک آبشخور آب می‌خورند، گرچه بعضی از عناصر مؤمن و مسلمان در این گروه‌ها هم حضور داشته‌اند اما خط اصلی و رهبری کلی، خط فراماسونری آمریکایی بوده است.این عقیده شهید دکتر آیت بود که جبهه ملی، نهضت آزادی، جنبش مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز یک خط واحد، خط فراماسونری آمریکایی هستند. با این تئوری بود که شهید آیت از روز اول با بازرگان و سپس با بنی‌صدر مخالفت کرد.آیت معتقد بود که نباید اجازه داد دوباره همان سناریو تکرار شود. تفاوت ظاهر این گروه‌ها و حتی مخالفت‌های ظاهری آنها در بعضی مراحل باعث نشد که آیت و دوستانش این خط انحرافی را گم کنند. میرحسین موسوی از نزدیکان حلقه جنبش مسلمانان مبارز بود که در حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرد.

وی با جلب اعتماد برخی رهبران مهم حزب و همچنین در سایه مخالف‌خوانی ظاهری بنی‌صدر با تصدی وزارت خارجه از سوی وی، خود را یک انقلابی رادیکال معرفی کرد. با این وجود، سابقه وابستگی وی به جنبش مسلمانان مبارز و همچنین مداحی‌های وی برای دکتر مصدق در روزنامه حزب جمهوری –که سردبیری آن را بر عهده داشت- مشت وی را برای شهید آیت و دوستانش باز کرد.

 

پرده اول: بنی‌صدر رییس‌جمهور ،موسوی سردبیر روزنامه حزب‌

این پرده از ماجرای دوره‌ای است که بنی‌صدر رییسِ‌جمهور است. برخورد شهید آیت با موسوی از درون حزب جمهوری و شورای مرکزی شروع می‌شود. موسوی چهره‌ای جدید است که قبل از انقلاب گمنام بوده است.

احمد کاشانی از دوستان نزدیک شهید آیت در گفت‌وگویی می‌گوید که اولین بار از آیت اسم موسوی را شنیده است. وی چنین نقل می‌کند: اوایل شروع کار حزب در سال 58 یک روز آیت به من گفت که در داخل حزب فردی خطرناک به نام موسوی حضور دارد.حساسیت‌ها به موسوی وقتی بیشتر شد که او سردبیر روزنامه حزب می‌شود. محتوای روزنامه و مقالات موسوی در مورد اعتراض گروه آیت در حزب جمهوری قرار می‌گیرد.

 هاشمی رفسنجانی که در آن زمان ریاست مجلس را بر عهده داشت، در خاطرات خود در روز یکشنبه 6 اردیبهشت سال 1360 درباره جلسه حزب چنین می‌نویسد: شب در جلسه مشترک مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس حزب شرکت کردم. مقداری از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه (جمهوری اسلامی) گذشت. آقای آیت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقای (میرحسین) موسوی دفاع کرد.

تلاش‌های شهید رجایی به عنوان نخست‌وزیر دولت بنی‌صدر برای معرفی وزیر خارجه به دلیل کارشکنی‌های بنی‌صدر تا زمان عزل وی ناکام ماند. از جمله کسانی که بنی‌صدر با معرفی آنها مخالفت می‌کرد، میرحسین موسوی بود. علی‌رغم اینکه شهید آیت و دوستان وی به شدت با بنی‌صدر مخالفت می‌کردند، مخالفت وی با موسوی آنها را فریب نمی‌دهد.

شهید عبدالحمید دیالمه از دیگر نزدیکان آیت در سخنرانی معروفی که نوار آن اخیرا منتشر گردیده و احتمالا در اولین روزهای تیرماه سال 1360 پس از شهادتش در هفتم تیر ایراد شده به روشنی مخالفت عمیق خود را با موسوی ابراز می‌کند. وی خط موسوی در روزنامه جمهوری را همانند خط استادش پیمان در روزنامه امت می‌داند.

شهید دیالمه می‌گوید: موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد کم و بیش و موضع‌گیری‌های روزنامه امت (روزنامه دکتر پیمان) است، به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌الله کاشانی نمی‌نویسد. اگر شما یک خط قبل از سالگرد آیت‌الله کاشانی بعد از سالگرد آیت‌الله کاشانی از این روزنامه آوردید، من اسمم را عوض می‌کنم، یک شنبه من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم.

شهید دیالمه علاوه بر موسوی نسبت به مواضع همسر وی –زهرا رهنورد- نیز اعتراض می‌کند: یک مشت مزخرفاتی را هم بافته به اسم اسلام او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اما حالا چطور شد که مفسر قرآن شد، معلوم نیست. هر کسی در عرض یک سال مفسر قرآن می‌شود، مخصوصا اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می‌کنند.

دیالمه در پایان سخنرانی خود به بحث وزارت خارجه موسوی اشاره می‌کند: الان برنامه این است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟ هر چه هم داد بزنم صدایم به جایی نمی‌رسد مجبورم فقط یک رأی مخالف بدهم.البته صدای شهید دیالمه در هفتم تیر خاموش شد تا فرصت دادن یک رأی مخالف به موسوی را هم پیدا نکند.

 

پرده دوم: جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 1360

در 31 خرداد بنی‌صدر با رأی عدم کفایت از سوی مجلس و سپس حکم امام (ره) عزل شد و طبق قانون اساسی، شورای ریاست‌جمهوری با عضویت آیت‌الله بهشتی (رییس دیوان کشور)، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی (رییس مجلس) و محمدعلی رجایی (نخست‌وزیر) تشکیل شد. پس از یک سال خالی بودن پست وزارت خارجه از طرف این شورا، موسوی برای وزارت خارجه در نظر گرفته شد؛ چهره‌ای که قبل از این با مخالفت بنی‌صدر از این پست دور مانده بود. در جای خود، این موضوع قابل تأمل است که فارغ از مباحث سیاسی مورد نظر شهید آیت و دیگران در مورد انحراف موسوی، وی چه صلاحیتی برای وزارت خارجه داشته است؟ آیا حضور مشکوک او در سال 1356 در آمریکا وی را مستعد برای این پست کرده بود و یا سابقه برگزاری نمایشگاه‌های نقاشی در دوران دانشجویی و یا همکاری در شرکت سمرقند یا عبدالعلی بازرگانی و حسن آلادپوش؟

علی ایحال یکی از موضوعات مورد بحث در جلسه روز هفتم تیر حزب پیش از نماز مغرب و سپس انفجار، مسئله معرفی موسوی برای وزارت خارجه بوده است. آیت در جلسه قبل از نماز شرکت داشته است. بنا بر نقل دوستانش به دلیل خستگی و ضعف ناشی از بیماری قند و فشار عصبی ناشی از جلسه در هنگام غروب حزب را ترک می‌کند تا شهادتش چند روزی به تأخیر بیفتد و مخالفت وی با موسوی در صحن مجلس نیز در تاریخ بماند.

اسدالله بادامچیان از حاضران جلسه در مصاحبه‌ای ماوقع را چنین نقل می‌کند: شهید آیت در جلسه شب هفتم تیر، جلسه قبل از غروب شورای مرکزی حزب و ساعاتی قبل از انفجار، وقتی حرف وزارت خارجه آقای موسوی مطرح شد، گفت: من حتما مخالفت می‌کنم و حتما در مجلس علیه او صحبت خواهیم کرد. طبعا دوستان آقای موسوی برآشفتند و با تندی با او برخورد کردند. دوستان دکتر آیت هم به پشتیبانی از آقای آیت مطالب مختلفی را بیان کردند. بالاخره مرحوم شهید بهشتی قصد کردند در این زمینه نظر و رأی شورای مرکزی را بگیرند، چون مطرح شده بود باید مخالف و موافق صحبت می‌کردند.شهید آیت گفت: اگر شورای مرکزی هم به وزیر خارجه شدن ایشان رأی بدهد من قطعا مخالفت خواهم کرد. آنها هیاهو کردند که این رأی تشکیلاتی است و باید آقای آیت که عضو شورای مرکزی است این تبعیت تشکیلاتی را داشته باشد.

شهید آیت به صراحت گفت: من آقای مهندس موسوی را شاگرد پیمان می‌دانم و خط پیمان خط آمریکا است و آقای موسوی در نهایت به خط آمریکا می‌رسد فلذا من وظیفه شرعی و الهی می‌دانم که به هر نحوی شده است با ایشان مخالفت کنم ولو اینکه ایشان رأی بیاورد. من باید وظیفه‌ام را انجام بدهم تا در تاریخ بماند. در اینجا وظیفه من گفتن است.

بعضی از دوستان می‌گفتند باید تصمیم‌ بگیریم تا ایشان را به دلیل این موضع اخراج کنیم. قرار شد فعلا این بحث بگذرد تا بعد با آقای آیت صحبت شود. حتی من که خود نیز در این جلسه به آقای موسوی رأی ندادم، به او گفتم آقای دکتر آیت وقتی که شورا و حزب نظر می‌دهد، شما حداقل می‌توانید به احترام نظر جمع سکوت کنید و چیزی نگویید. ایشان گفت: نه، من قطعا معتقدم که اینجا جای سکوت نیست و وظیفه من اظهار حقایق است.

 

پرده سوم: معرفی به عنوان وزیر امور خارجه 14 تیر 1360

پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، آیت‌الله بهشتی به شهادت رسید و شورای ریاست‌جمهوری دونفره شد، اگرچه به فاصله کوتاهی با حکم امام (ره) آیت‌الله موسوی اردبیلی جایگزین شهید بهشتی گردید، چهاردهم تیرماه یک هفته بعد از انفجار، محمدعلی رجایی نخست وزیر، میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه به مجلس معرفی می‌کند.طبق مشروح مذاکرات جلسه علنی روز 14 تیر، ابتدا سیداحمد کاشانی به طور مفصل و سپس سیدحسن آیت به طور مختصر با وزارت موسوی مخالفت می‌کنند.

کاشانی به مقایسه موضع امام (ره) در مورد مصدق و موضع موسوی می‌پردازد. وی با اشاره به شهادت دیالمه در هفته قبل چنین می‌گوید: به جا است یاد برادر شهیدمان دکتر دیالمه در اینجا گرامی بداریم که در این سخنان آخرشان گفت، امام فرمود او(مصدق) هم مسلم نبود.

در مقابل این موضع امام (ره) وی بخش‌هایی از سرمقاله موسوی در چهارده اسفند 1358 تحت عنوان مصدق فرزند رشید خلق در روزنامه حزب را قرائت می‌کند که در این مقاله آمده بود یاد مصدق یادآور پیام هوشیاری جوی شهدای گلگون‌کفن تاریخ مبارزات حق‌طلبانه ما از کربلا تا قم است. روح قیام مصدق به ما پیام می‌دهد که دشمن را در هر لباسی که باشد، بشناسیم و در راه هدایت همه دگم‌اندیشان، پیوسته‌بینان و متعصبان بکوشیم.

علاوه بر این مسئله، کاشانی به چهره‌سازی موسوی از عناصر منحرف در روزنامه اشاره می‌کند: ضمن یک مصاحبه‌ای در 10 شماره با سه نفر، اسلام کاظمیه، گلزاده غفوری و زهرا رهنورد، تحت عنوان ویژگی‌های انقلاب اسلامی در مورد مسئله مالکیت آن، جمله‌ای هست از خانم رهنورد که درشت در آن آخرین مقاله نوشته، می‌توانید ببینید می‌گوید: ما فقط از حاصل کار خودمان می‌توانیم مالک شویم و از آن حاصل کار به قدری که نیاز داریم و بیش از آن مال بیت‌المال است یا اینکه اگر چنانچه ما این مطلب را بگوییم از نظر اخلاقی است که خوب از نظر اخلاقی یک مسلمان جانش را هم ایثار می‌کند ولی از نظر اصول اقتصادی این نظر مارکسیستی‌تر از هر مارکسیستی است و نظراتی از آقای استاد رضا اصفهانی و اولین بار معرفی ایشان در روزنامه و مرتب مطالب‌شان را تحت عنوان بررسی اصول اقتصادی قانون اساسی...

جالب است که وقتی احمد کاشانی به اظهارات زهرا رهنورد اشاره می‌کند، اعظم طالقانی که در جلسه حضور داشته با صدای بلند معترض می‌شود: آقا ما خانم رهنورد را می‌شناسیم و زن مؤمنی است، زن مسلمان و معتقدی است.

مخالفت آیت بسیار کوتاه است: شرایط حساسی که ممکن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفی هم هنوز بوی خون پاک شهدا از دفتر حزب جمهوری اسلامی به مشام می‌رسد.

وی تنها به یک سؤال از موسوی اکتفا می‌کند و می‌گوید که به رغم مواضع قبلی، حتی اگر همین جا هم موسوی به سؤال وی پاسخ روشنی می‌دهد، می‌توان از گذشته وی صرف‌نظر کرد: امام می‌فرمایند مصدق به اسلام سیلی زد، مصدق مسلم نبود، در زمان مصدق به چشم سگ عینک زدند و روی آن نوشته آیت‌الله، در زمان مصدق روزنامه شورش که مورد تأیید مصدق بود، تصویر آیت‌الله کاشانی را به صورت سگ و مار و عقرب می‌کشید، آیا این مصدق را قبول دارند یا مصدق سرمقاله 28 تیرماه 1358 و 14 اسفند 1358 و مقاله اخیری که تحت عنوان خیابان مصدق نوشتند؟ کدام‌یک از این دو مصدق را؟؟! ایشان صریحا بگویند که الان پس از آن بیانات امام مصدق را قبول دارند.

با این وجود موسوی در دفاع از خود به این سؤال پاسخ نمی‌دهد انگار جریان وابسته باید تا پای جان برای نام مصدق بایستد. سرانجام این جلسه، انتخاب موسوی به وزارت خارجه با رأی اعتماد نمایندگان است. 126 نماینده به وی رأی موافق و هشت نماینده رأی مخالف و 33 نفر رأی ممتنع می‌دهند.

هاشمی رفسنجانی در خاطراتش در مورد این روز چنین می‌نویسد: جلسه علنی داشتیم، معرفی وزیر خارجه مطرح بود که تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی وزیر خارجه شد. از اول کار، آقای رجایی ایشان را معرفی کرده بود. بنی‌صدر قبول نمی‌کرد آقایان (دکتر حسن) آیت و احمد کاشانی مخالفت کردند و عکس‌العمل بدی داشت، مخصوصا از آقای آیت که عضو شورای مرکزی حزب است.

جالب است که نمایندگانی چون محمدمجتهد شبستری، عزت‌الله سحابی، حسن ابراهیم حبیبی، صادق خلخالی، ابراهیم یزدی، هادی نجف‌آبادی، اعظم طالقانی، سازگارنژاد، سیدمحمد خویینی‌ها، صدر حاج سیدجوادی، فخرالدین حجازی و یوسفی جیردهی که دلبستگی به حزب جمهوری اسلامی نداشتند در زمره موافقان موسوی جای می‌گیرند. هشت نفر نیز به موسوی رأی مخالف می‌دهند؛ رشیدیان، موسوی ننه‌کران، اسماعیل فدایی، سیداحمد کاشانی، فؤاد کریمی، سیدحسن آیت، محمدرضا عباسی‌فرد و محمدفاضل. بی‌تردید اگر دیالمه شهید نشده بود نفر نهم این فهرست می‌بود.

سیداحمد کاشانی در گفت‌وگویی در مورد رأی اعتماد به موسوی چنین می‌گوید: بعد از رأی اعتماد، آیت به من گفت که حداقل فایده این مخالفت ما این بود که جلوی معرفی موسوی برای نخست‌وزیری را گرفتیم.

 

پرده چهارم: ترور سیدحسن آیت

آیت از کسانی بود که نقش کلیدی در گنجاندن اصل ولایت‌فقیه، اصول 4 و 5 و همچنین تشکیل سپاه در قانون اساسی داشت. از کسانی بود که از روز اول ماهیت بنی‌صدر را شناخت و برای مهار و حذف‌اش تلاش کرد. اینک او بر سر راه موسوی و قدرت بیگانگان قرار گرفته بود. او به طور اتفاقی از حادثه هفتم تیر جان سالم به در می‌برد و روز 14 تیر با وزارت موسوی مخالفت می‌کند البته مخالفتی مختصر و می‌گوید که مجال نیست به همه مسایل مربوط به موسوی در این وضعیت پرداخته شود.

محمد علی ‌هادی نجف‌آبادی از طرفداران موسوی در جلسه 14 تیر در دفاع از موسوی و انتقاد از آیت چنین می‌گوید: بعد از انقلاب آقای دکتر آیت طبق شیوه همیشگی همه حرف‌هایشان را زدند و بعد هم گفتند مطالب زیاد است. هیچ مطالب زیاد نیست. شما مخالفان دو ساعت و نیم وقت دارید، خواهشمندیم هر چه دارید و ندارید و می‌توانید علیه برادرمان موسوی بگویید، بگویید که بعد نگویید مطالبی بود و به‌ خاطر شهدا و به‌ خاطر واقعه اخیر نگفتیم، خیر، اگر مطلبی دارید شما را به خون همان شهدا قسم بیایید بگویید ولی من مطمئنم که مطلبی باقی نگذاشتید.

اما ظاهرا مطالبی باقی مانده بود، مطالبی که آیت قصد داشت در فرصت بهتری مطرح کند. شاید او تصور می‌کرد در فضایی که به قول خودش هنوز از سرچشمه بوی خون می‌آید برملا کردن برخی اسناد نتیجه‌بخش نخواهد بود.

 

ابراهیم اسرافیلیان از دوستان شهید آیت در مورد ترور آیت در روز 14 مرداد چنین می‌گوید: همسر دکتر آیت نقل می‌کرد سه روزی بود که دکتر آیت بیمار بود. صبح روز سوم اسناد و مدارکی را جمع کرده داخل یک پوشه می‌گذارد که برود خانمش می‌گوید که بیمار هستی، بمان استراحت کن، دکتر آیت می‌گوید امروز باید بروم مجلس، امروز سرنوشت انقلاب مشخص خواهد شد.

روز 14 مرداد روزی بود که محمدجواد باهنر برای نخست‌وزیری به مجلس معرفی شد، اینکه اسناد مربوطه چه بوده، مشخص نیست ولی آنچه مسلم است اینکه ترور آیت مانع مهمی را از پیش پای جریان وابسته به بیگانگان در ایران برداشت.

 

پرده پنجم: معرفی مجدد به عنوان وزیر امور خارجه 25 و 26 مرداد 1360

در این مرحله شهید آیت‌ و شهید دیالمه هر دو به شهادت رسیده و در فهرست مخالفان وزارت موسوی قرار نداشتند. حجت‌الاسلام والمسلمین باهنر در کابینه خود مجددا میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه معرفی می‌کند. دو نفر از نمایندگان که هر دو از دوستان آیت هستند در مخالفت با موسوی صحبت می‌کنند. نماینده اول شهید محمدتقی بشارت از نمایندگان روحانی مجلس شورا و قبل از آن مجلس خبرگان است.

وی در مخالفت خود چنین می‌گوید: و اما مسئله وزرا، اولین اشکال من به وزارت امور خارجه است. امروز با تجربه‌ای که از گذشته داریم ما آدم‌هایی هستیم که از طناب سیاه و سفید می‌ترسیم. ما با آن دوز و کلک‌هایی که بنی‌صدرها به میدان می‌آیند و بعد ضربه می‌زنند می‌ترسیم. حداقل ایشان (موسوی) می‌توانست در یک مقاله علیه مصدق، بدی‌هایش را صریح و روشن بنویسد که این آقا، مصدق این است. در حکومت مکتبی دیگر مصدق‌ها جا ندارند و خط مصدق باطل است و بریده شد و تمام شد. همان‌طوری که خیابان مصدق تمام شد، خط مصدق هم کور شد و رفت. ما می‌خواهیم به دولت امام زمان صلوات‌الله علیه برسیم. یک مرتبه اینجا به هیجان می‌آید و مقاله‌ای تحت عنوان حیات انقلاب در گرو تصفیه خط تفرقه و نفاق می‌نویسد، خط تفرقه و نفاقش را هم که بررسی می‌کند، شهید مجاهد مرحوم دکتر آیت‌ و یک عده از روحانیون هستند که اینها خط تفرقه و نفاق هستند. همین‌هایی که چهره بنی‌صدر را اول به ملت شناسانده‌اند و مظلومانه شهید شدند و پای انقلاب خون دادند، ببینید آقا! این مجله سروش است، بیانگر چهره انقلاب اسلامی هزینه‌ای هم از این دولت اسلامی است و ما هم اعتماد داریم سردبیر این مجله زورق است. زورق با آقای موسوی در روزنامه حزب جمهوری اسلامی فعالیت دارند. این مجله را ببینید در مورد چه شخصیت‌هایی بحث می‌کند چطوری به یکدیگر نان پاس می‌دهند به همدیگر نان قرض می‌دهند.

جالب اینجاست که شهید بشارت در جلسه 14 مرداد به موسوی رأی ممتنع داده بود ولی بعد از شهادت آیت به مخالفت کامل با موسوی می‌رسد و اینچنین در جلسه علنی با وی مخالفت می‌کند. شهید بشارت مدت کوتاهی بعد در تروری که شبیه ترور شهید آیت بود به شهادت رسید.

نماینده دیگری که در مخالفت با موسوی در این مقطع صحبت می‌کند، فؤاد کریمی از دیگر دوستان نزدیک آیت است که همچون بشارت از مجلس خبرگان با آیت آشنا شده است.

وی در نطق خود چنین می‌گوید: مسئله دوم که مسئله مهمی است بعد از مسئله وزارت کشور مسئله وزارت امور خارجه است. باید وزیر امور خارجه‌ای صددرصد حزب‌اللهی و در خط امام انتخاب کنیم. سه خط بعد از دکتر مصدق راه مصدق را ادامه می‌دهد؛ یکی خط لیبرال‌های مذهبی مصدقی که همان کابینه دولت موقت بود که شکست خورد و رفت و خط دوم ملی مذهبی‌نماها بود که بنی‌صدر بود و شکست خورد و رفت و حالا خط سوم و شاخه سوم که راه مصدق را دنبال می‌کند و هنوز باقی است که آن خط روشنفکران مذهبی مصدقی است. سیاست مصدق، سیاست فراماسونری بوده و کسی می‌تواند وزیر امور خارجه بشود که سیاست ضد فراماسونری را اعمال کند، نه کسی که نسبت به خط مصدق این چنین حساسیت و گرایش داشته باشد.

با وجود این مخالفت‌ها موسوی از این مرحله نیز جان سالم به در می‌برد و مجددا وزیر خارجه می‌شود.

 

پرده ششم: انفجار هشتم شهریور 60

با اینکه جای پای موسوی در وزارت خارجه محکم شده بود ولی جریان وابسته هنوز در نیمه راه سناریوی اصلی خود برای پر کردن خلأ بنی‌صدر بود، همان‌گونه که آیت به خوبی متوجه شده بود هدف اصلی رساندن موسوی به نخست‌وزیری بوده است.

هاشمی در خاطرات روز 29 تیر خود چنین می‌نویسد: ظهر آقای نوری، معاون وزارت خارجه آمد و پیشنهاد نخست‌وزیری مهندس (میرحسین) موسوی را داد یعنی موسوی از آن زمان مشغول رایزنی برای نخست‌وزیری خود بوده است.

روز پنجم مرداد شهید رجایی به عنوان دومین رییس‌جمهور انتخاب شده بود. به‌رغم فعالیت موسوی از داخل وزارت خارجه برای نخست‌ وزیری خود (این‌طور که در خاطرات ‌هاشمی منعکس شده) شهید محمدجواد باهنر برای نخست‌وزیری معرفی و انتخاب شد اما نخست‌وزیری شهید باهنر، چندان طول نکشید. روز 8 شهریور 1360 در حاثه انفجار دفتر نخست‌وزیری، شهیدان رجایی و باهنر به شهادت رسیدند. پرونده انفجار 8 شهریور و شهادت رجایی و باهنر ابهامات فراوانی داشت که تا به امروز نیز به این ابهامات پاسخ روشنی داده نشده است. شهید لاجوردی در این‌باره ناگفته‌های زیادی داشت که با شهادت او مکتوم ماند.

 

پرده هفتم: معرفی به عنوان نخست‌وزیر

پس از شهادت شهید رجایی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با آرای قاطع ملت به عنوان رییس‌جمهور انتخاب شدند. ایشان ابتدا دکتر علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر خود به مجلس معرفی کردند اما با مخالفت جریان‌های خاصی در مجلس و حزب‌ جمهوری، دکتر ولایتی نتوانست رأی اعتماد کسب کند. پس از عدم رأی اعتماد مجلس به علی‌اکبر ولایتی، میرحسین موسوی برای تصدی مسئولیت نخست‌وزیری به مجلس معرفی شد. در روز چهارشنبه 6 آبان برای بررسی این موضوع، جلسه‌ای غیرعلنی و غیر رسمی تشکیل می‌شود.

سیداحمد کاشانی از حاضران در این جلسه در مورد محتوای این جلسه در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید: آقای میرحسین موسوی رأی‌اش را مدیون نهضت آزادی در مجلس اول بود چون در آن زمان طبق آیین‌نامه داخلی مجلس رأی‌ها مشخص بود که به چه فردی تعلق گرفته و رأی هر کس علنی بود و در رأی علنی که به آقای موسوی داده شد (برای وزارت خارجه) کاملا این موضوع روشن شد. افرادی مثل ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی که ظاهرا لیبرال هستند و باید طرفدار اندیشه لیبرالیسم باشند به آقای موسوی که یک عنصر چپ‌نمای تمام‌عیار بود رأی مثبت دادند و چند روز بعد که برای نخست‌وزیری معرفی شدند، من در جلسه خصوصی نمایندگان مجلس خطاب به نمایندگان خصوصا نمایندگان روحانی مجلس که نهضت آزادی و عوامل‌شان را می‌شناختند و علیه آنها موضع‌گیری می‌کردند، گفتم که لازم نیست این‌قدر علیه آنها فحاشی کنید بلکه فقط دنباله‌روی آنها نشوید، به آنها گفتم که ببینید چه کسانی به این (موسوی) رأی دادند شما از یک طرف با آنها (نهضت آزادی) کارد و پنیر هستید و از طرفی چون موسوی از درون حزب جمهوری اسلامی معرفی شده از آنها پیروی می‌کنید و به قول شهید آیت که گفت بوی خون از سرچشمه میاد یعنی خون آنها می‌جوشد که بیایند بگویند شهید بهشتی از ایشون حمایت کرده است.

با وجود این موضع‌گیری در رأی‌گیری‌ فردای این جلسه، موسوی به نخست‌وزیری انتخاب می‌شود. طبق آیین‌نامه آن زمان مجلس انتخاب نخست‌وزیر بدون مذاکره و با رأی‌گیری مخفی انجام می‌گیرد. 115 رأی موافق، 39 رأی مخالف و 48 رأی ممتنع حاصل این رأی‌گیری است که منجر به انتخاب میرحسین موسوی به نخست‌وزیری می‌شود. در گرفتن این رأی اعتماد ضعیف، سازمان مجاهدین انقلاب و بهزاد نبوی نقش مهمی داشتند به عنوان مثال در خاطرات روز 29 مهر آقای هاشمی به ملاقات بهزاد نبوی با وی برای نخست‌وزیری موسوی اشاره شده است. علاوه بر این فراکسیون نهضت آزادی در مجلس نیز به طور خاموش به موسوی رأی می‌دهند. مسئله‌ای که با توجه به سوابق موسوی در جنبش مسلمانان مبارز و روابطش با امثال عبدالعلی بازرگان طبیعی بوده است و بدین ترتیب دست‌پرورده پیمان و یکی از آخرین‌‌های مهره‌های وابسته به جریان فراماسونری و آمریکا به نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران می‌رسد، اینکه چطور میرحسین موسوی به رغم مخالفت صریح حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رییس‌جمهور هشت سال در قدرت در حساس‌ترین شرایط کشور باقی ماند، خود داستان دیگری است که درباره آن باید نوشت.

در پایان بی‌مناسبت نیست که بخشی از بیانیه جنبش مسلمانان مبارز را که 28 سال بعد در سال 1388 منتشر شد، بدون هیچ توضیحی نقل کنم: «تنها راه نجات کشور در شرایط کنونی، اجرای راه‌حل‌های پیشنهادی میرحسین موسوی (اعلام شده در بیانیه شماره 17) است و در همین راستا آزادی همه زندانیان سیاسی از جمله اعضا و هواداران جنبش مسلمانان مبارز را گامی در راه کاهش بحران موجود تلقی می‌کنیم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:55  توسط مهدی  | 

تیری که اراده‏ی ملت را هدف گرفت!

تقویم فتنه‌ی سبز/ 23خرداد1388؛
تیری که اراده‏ی ملت را هدف گرفت!
به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه‏ی آرا که نشان دهنده‌ی پیروزی محمود احمدی نژاد بود، دو کاندیدای اصلاح‏طلب از تمکین در برابر اراده‏ی ملت سرباز زده و تحولات انتخابات دهم را وارد فاز جدیدی کردند و اغتشاشات و شورش‏های خیابانی کلید خورد...
 گروه سیاسی برهان؛ به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه‏ی آرا که نشان دهنده‌ی پیروزی محمود احمدی نژاد بود،دو کاندیدای اصلاح‏طلب از تمکین در برابر اراده‏ی ملت سرباز زده و تحولات انتخابات دهم را وارد فاز جدیدی کردند؛ بدین ترتیب اغتشاشات  و شورش‏های خیابانی که حدود یک سال کشور را درگیر خود کرد، کلید خورد.
 
شنبه ، 23خرداد1388:
 
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت حماسهی 22 خرداد
 
«حضرت آیتالله خامنهای» در پیامی حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعهی حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثهای خیره کننده و بیهمتا خواندند و افزودند: «مشارکت بیش از 80 درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رییس جمهور منتخب یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشاند با تحریکات بدخواهانه شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.»[1]
 
زیر سوال بردن روند شمارش آرا دربیانیّهی مهدی کروبی
 
«مهدی کروبی» با ایجاد شبهه در روند شمارش آرا در بیانیّهای اعلام کرد در مقابل آنچه که «مهندسی و تنظیم ناشیانهی رأی ملت» نامید، سکوت نخواهد کرد. او در اینبیانیّه ادعا کرده‏است: «من به پیشگاه ملت شکایت میبرم و دستان همهی رأی دهندگان به خصوص دانشجویان،روشنفکران، زنان محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگراندیشان، اقلیّتهای قومی و مذهبی،دراویش، اهل حق را میبوسم و حتماً در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانهی رأی ملت سکوت نخواهم کرد ... این تازه اول داستان است.»[2]

تمسک میرحسین موسوی به مراجع
 
به دنبال شمارش آرای انتخاباتی و مشخص شدن تقریبی نتیجه آرا، که نشان دهندهی پیروزی محمود احمدی نژاد است، میرحسین موسوی در بیانیّهای دست به دامان  علمای قم شد و از آنها خواست تا در راستای «صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شدهاند»، به مسؤولان تذکر دهند! موسوی اتهاماتی مانند «توسل به دروغ و استفادهی بیحساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم» را متوجه نظام ساخته و با ادعای ضرب و شتم اعضای ستادهایش، از مراجع درخواست یاری نموده است. [3]
 
درگیریهای گسترده در تهران
 
گزارشها از اغتشاش حامیان میرحسین موسوی و درگیریهای پراکنده و شدیدی در خیابانهای مرکز و شمال شهر تهران حکایت دارد. اغتشاشات از صبح امروز شنبه پس از آنکه دو تن از کاندیداها به نتایج انتخاباتتن ندادند، آغاز شده است. آنطور که شاهدان عینی از سطح شهر تهران گزارش دادند، اوضاع در خیابان ولیعصر،زرتشت، فاطمی، میدان انقلاب، میدان ونک و چهار راه جهان کودک ناآرام است. در خیابان تخت طاووس(مطهری) و میرزای شیرازی تهران نیز اغتشاشات و شورشها به شدت در جریان است وبخشهایی از خیابان به آتش کشیده شده است. اغتشاش‏گران با به آتش کشیدن سطلهای زباله، کندن تابلوهای راهنمایی و رانندگی و نیزشکستن شیشههای اتومبیلها راه ورود خودروهای پلیس به این خیابان را بستهاند، گزارشهای تأیید نشدهای هم از بروز برخی درگیریها در شهر اصفهان و سنندج حکایتدارد. آنطور که شاهدان عینی در اصفهان گزارش میدهند، بازار این شهر در اثر اغتشاشات تعطیل است.[4]
 
ترسیم فضای امنیتی برای  تهران در رسانه‌های اصلاح‌طلب  
 
برخی منابع حامی موسوی و کروبی در راستای تحریک حامیان موسوی و دامن زدن بر اغتشاشت، مدعی شدند به دنبال ادامه یافتن اعتراضهای گسترده درخصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری در مناطق مختلف تهران و افزایش موج تظاهرات عمومی با تاریک شدن هوا در تهران، گروههای موتور سوار بسیجی در حالی که مجهز به سلاحهای سرد از جمله چماق، کمربند، شیلنگ گاز، کابل و باتوم هستند از سمت جنوب تهران با فریاد حزب الله به سمت میادین ولی عصر و ونک در حرکتاند[5]!
 
اطلاعیّه بسیج: تمامی ملت برنده شدند
 
نیروی مقاومت بسیج در اطلاعیّهای با اشاره به حضور حماسی و بیسابقهی ملت در این دورهی انتخابات ریاست جمهوری، برندهی این مسابقه را ملت بزرگ و همیشه بیدار ایران اسلامی دانسته است. در این اطلاعیّه با تبریک خلق حماسهای دیگر به دست مردم همیشه در صحنه و آگاه ایران به محضر حضرت بقیه‌‌الله الاعظم(عجلاللهتعالی)، مقام عظمای ولایت و ملت سلحشور، آمده است؛ پیروزی بزرگ را مرهون الطاف الهی، راهبریها، هدایتها و رهنمودهای حکیمانهی مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای(مدظلهالعالی) و بیداری و هشیاری مردم عزیز دانستهاند.[6]
 
ستاد موسوی غیر مستقیم مردم را به شورش دعوت کرد
 
ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی با صدور بیانیّهای، اعلام کرد تا آخرین توان از حق مسلم ایرانیان دفاع خواهد کرد. در این اطلاعیّه ادعا شده است: «امروز اراده و عزم شما در برابر یک پدیدهی اعجابانگیز به نام دروغ، تزویر و تقلب، بهتزده شده...»[7]
 
گزارشها از اغتشاش حامیان میرحسین موسوی و درگیریهای پراکنده و شدیدی در خیابانهای مرکز و شمال شهر تهران حکایت دارد. اغتشاشات از صبح امروز شنبه پس از آنکه دو تن از کاندیداها به نتایج انتخاباتتن ندادند، آغاز شده است!
 
در خواست ابطال انتخابات از سوی مجمع روحانیون مبارز
 
مجمع روحانیون مبارز با انتشار بیانیّهای، از آنچه «اعمال نوعی مهندسی آرای گـسـتـرده» در انتخابات نامید،ابراز تأسف و نگرانی کرد و ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضاییعادلانهتر و منطقیتر را راهکار مناسب دانست![8]
 
بازداشت تعدادی از فعالان سیاسی کشور
 
منابع خبری  اصلاح طلب از بازداشت بیش از 20 نفر از اعضای جبههی مشارکت در ساختمان این حزب در تهران خبر دادند. همچنین تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیز تعدادی از نیروهای ملی مذهبی بازداشت شدهاند. از جملهی بازداشت شدگان میتوان به «بهزاد نبوی، محسن میردامادی، رضا خاتمی، عبدالله رمضانزاده، مصطفی تاجزاده، سعید شریعتی، احمد زیدآبادی، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، زهره آقاجری، زهرا اشراقی، کیوان صمیمی، عماد بهاور و سعید حجاریان» اشاره کرد.[9]  گفته می‌شود دست‏گیرشدگان نقش گسترده‏‏ای در راه‏اندازی اغتشاشات امروز داشته‌اند.
 
موسوی انتخابات را شعبده‏بازی خواند
 
«میرحسین موسوی» نتایجی را که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهتآور دانسته و مدعی شد:«مردمی که در صفهای طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که بهچه کسی رأی دادهاند با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا وسیما نگاه میکنند». موسوی در ادامه با تهدید نظام، آورده است: «اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهمکه تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد و طبق وظیفهی شرعی و ملی خویش به افشای رازهایپشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکنندهی آن را بر سرنوشت کشورتوضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامهی وضع موجود همهی نیروهای مؤثر در نظامرا به توجیهگرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان رادر معرض لطمههای جبرانناپذیر قرار دهد.پیش ازآن که دیر شود این روند را فوراً متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرایملت بازگردند.»[10]
 
محتشمیپور:انتخابات باید باطل شود
 
رییس کمیتهی صیانت از آرای ستادمهندس میرحسین موسوی در کنفرانس خبری که در محل ستاد مرکزی ایشان برگزار شده بود با ادعای تخلفات صورت گرفته در دهمین دورهیانتخابات ریاستجمهوری، اعلام کرد چنین انتخاباتی باید ابطال وانتخابات مجددی برگزار شود.[11]
 
موسویتبریزی: در کشور یک شبهکودتا رخ دادهاست!
 
دبیرکل مجمع محققین و مدرسینحـوزهی علمیّهی قم دربارهی نتایج انتخابات مدعی شد در کشور یک شبهکودتا رخ دادهاست. «سیدحسین موسویتبریزی» ادعا کرد: «تقلب آن قدر گسترده و آشکار است کـهباور نتایج انتخابات برای مردم غیرممکن است. آنچه مسلم است در اینشرایط کشور نیازمند یک تحول و حرکت اساسی است. آقایان موسوی، کروبی و رضایی باید یک فکر اساسی بکنند تا دیگرکسی جرأت نکند در این مملکت علیه مردمسالاری و جمهوریّت اقدامی نماید.»[12]
 
اعلام نتایج نهایی شمارش آرا
 
وزیر کشور آخرین نتایج شمارش آرای دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد. از 39 میلیون و 165 هزار و 191 رأی صحیح و باطلهی مأخوذه، بهترتیب حروف الفبا:
 
-  محمود احمدینژاد، 24 میلیون و527 هزار و رأی معادل 62 درصد آرا؛
 
 - محسن رضایی میرقائد، 678 هزار و240 رأی معادل 1درصد آرا؛
 
-  مهدی کروبی، با 333 هزار و 635 رأی معادل‌85/0 درصد آرا؛
 
 - میرحسین موسـوی، با 13میلیون و 216هزار و 411 رأی معادل 75/33 آرا راکسب کردند.همچنین 1389 رأی بـاطـلهی مأخوذه معادل 1/4 درصد بوده اسـت. در این انتخابات، 39میلـیـون و165هـزار و191 شرکتکننده وجود داشته است و 46میلیون و 200هزار نفر افراد واجد شرایط دراین انتخابات بودند.[13]
 
ادعای جابهجایی آرا
 
در یک اتفاق جالب، فردی به نام «ابراهیم امینی» عضو ستاد انتخابات «مهدی کروبی» و عضوسابق هیأت رییسهی مجلس اعلام کرد که برخلاف اعلام وزارت کشور، محموداحمدینژاد در این دوره از انتخابات تنها 5 میلیون و 600 هزار رأی کسب کردهاست. وی افزود که رأی آقای موسوی در انتخابات، بیش از 19 میلیون بودهاست. به گفتهی امینی، مهدی کروبی در این دوره بیش از 13میلیون رأی داشته و محسن رضایی نیز موفق به کسب بیش از 3 میلیون و 500 هزار رأی شده است.ادعا میشود آمار ارایه شده توسط آقای ابراهیم امینی توسط یکی از اعضای ستاد انتخابات کشور، به بیرون درز کرده است. [14]
 
نگرانی رژیم صهیونیستی از پیروزی احمدی نژاد       
 
خبرگزاری فرانسه طی گزارشی به نقل از یک مقام رسمی صهیونیستی نوشت که پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران، نگران کننده است. این خبرگزاری به نقل از یک مقام رسمی رژیم صهیونیستی که نخواست نامش فاش شود پیروزی احمدی نژاد را تحولی بسیار نگران کننده خواند و مدعی شد: «احمدی نژاد ستیزه جوترین نامزد در میان نامزدها به شمار می رود و کشورش را به سمت رویارویی با جهان غرب سوق خواهد داد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:54  توسط مهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر